به عالمی نفروشم دمی زِ حالم را
که انتظار فرج قیمتی ترین چیز است
#امام_زمان
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
🤲🥺
🔸 نامردی شیطان در عصر قیامت
🔺 وقتی خدا گناهکارا رو تو جهنم میندازه، شيطان به جهنّميان ميگه: خدا یه وعدههای خوبی به شما داد، منم یه وعدههایی دادم که الان تخلف کردم؛ اما تو دنيا مجبورتون نکردم که گناه کنید، فقط دعوتتون کردم و شما هم گوش کردید.
پس منو سرزنش نكنيد برید خودتونو سرزنش کنید. امروز نه من میتونم به داد شما برسم نه شما میتونید به داد من برسید.
📚 بر اساس سوره ابراهیم آیه۲۲
🇮🇷☫🇮🇷☫🇮🇷☫🇮🇷☫🇮🇷☫🇮🇷☫
#هرکس_برخداتوکل_کند
#خداونداوراکفایت_میکند
ان شاءلله🤲
هدایت شده از آرشیو مدیران
🌹وصیت نامه شهید کاوه:"اگر امروز به انقلاب ما خدشه وارد شود بدانید که به مسلمانهای جهان خدشه وارد شده است و اگر به انقلاب ما رونق داده شود آنها پیروز شده اند."
🕊شادی روح بلندش صلوات
اندیشکده سایبری جنگ نرم
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔖منبر کوتاه 🔖
🎥#تصویری
🔅فرزند دلخواه یا مختار
🔺گاهی ما فکر میکنیم تربیت یه صنعته؛ میتونیم هرجور دلمون بخواد هرچی دلمون بخواد بسازیم.‼️
⚠️ غافل از اینکه بچهها، دلخواه ما نمیشن چرا که مختارند و صاحب اختیار...
🔰#استاد_عباسی
💽 @kotahshenidanie 💽
💞 « آوا » 💞
🔖منبر کوتاه 🔖 🎥#تصویری 🔅فرزند دلخواه یا مختار 🔺گاهی ما فکر میکنیم تربیت یه صنعته؛ میتونیم هر
حضرت امیر علیه السلام فرمودند هیچگاه نخواهید فرزندانتان مانند شما باشند چون شما مانند پدرانتان نیستید
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
♻️ خاطره قابل تأمل درباره همجنسگرایی که میتواند مصداق آن وضعیت کشفحجاب این روزها باشد. دقیقا به همین دلیل نباید خط قرمز تعیین شده از جانب پروردگار در موضوع حجاب را تغییر دهیم یا حساسیتهایمان را کم کنیم.
روزی بهلول داشت از کوچه ای می گذشت شنید که استادی به شاگردهایش می گوید :
من در سه مورد با امام صادق(ع) مخالفم.
اول اینکه می گوید خدا دیده نمی شود .
پس اگر دیده نمی شود وجود هم ندارد.
دوم می گوید : خدا شیطان را در آتش جهنم می سوزاند در حالی که شیطان خود از جنس آتش است و آتش تاثیری در او ندارد.
سوم هم می گوید : انسان کارهایش را از روی اختیار انجام می دهد در حالی که چنین نیست و از روی اجبار انجام می دهد.
بهلول که شنید فورا کلوخی دست گرفت و به طرف او پرتاب کرد.
اتفاقا کلوخ به وسط پیشانی استاد خورد. استاد و شاگردان در پی او افتادند و او را به نزد خلیفه آوردند.
خلیفه گفت : ماجرا چیست؟
استاد گفت : داشتم به دانش آموزان درس می دادم که بهلول با کلوخ به سرم زد. و الان درد می کند.
بهلول پرسید : آیا تو درد را می بینی؟
گفت : نه
بهلول گفت : پس دردی وجود ندارد.
ثانیا مگر تو از جنس خاک نیستی و این کلوخ هم از جنس خاک پس در تو تاثیری ندارد.
ثالثا : مگر نمی گویی انسانها از خود اختیار ندارند ؟
پس من مجبور بودم و سزاوار مجازات نیستم.
استاد اینها را شنید و خجل شد و از جای برخاست و رفت.