🔶 رصد اخبار | سن اعضای پیشنهادی کابینه:
#کابینه جوان انقلابی👌
▪️وزیر کشور: وحیدی ۶۳
▪️وزیر علوم: زلفیگل ۵۵
▪️وزیر اقتصاد: خاندوزی ۴۰
▪️وزیر کار: عبدالملکی ۴۰
▪️وزیر بهداشت: عیناللهی ۶۳
▪️وزیر آموزش و پرورش: باغگلی ۴۳
▪️وزیر راه: رستمقاسمی ۵۷
▪️وزیر نفت: جواد اوجی ۵۵
▪️وزیر اطلاعات: خطیب ۶۰
▪️وزیر نیرو: محرابی ۵۲
▪️وزیر صمت: رضا فاطمی امین ۴۷
▪️وزیر جهاد کشاورزی: ساداتی نژاد ۴۹
▪️وزیر ورزش و جوانان: سجادی ۵۲
▪️وزیر امور خارجه: امیرعبدالهیان ۵۷
▪️وزیر گردشگری: ضرغامی ۶۲
▪️وزیر دفاع: آشتیانی ۶۱
▪️وزیر ارتباطات: زارع پور ۴۲
▪️وزیر ارشاد: اسماعیلی ۴۶
▪️وزیر دادگستری: رحیمی ۵۳
🔻میانگین سنی وزراء: ۵۲.۴
📸 " صندوقچه ناگفتههای انقلاب ، برای نسل امروز و فردای انقلاب "" محمد طه عبدخدایی معاون محمد خاتمی در وزارت ارشاد"
مشرق: شما در جریان بمبگذاری و شهادت، شهید عزیز رجایی ویارانش هم شاهدی بر ماجرا بودید. بله من در جریان شهادت مرحوم رجایی بودم. یعنی سر جنازهٔ ایشان حضور داشتم. جنازهٔ شهید باهنر را هم دیدم. زخمهای انقلاب اسلامی از همان روز شروع میشود؛ جایی که ما شاخه ترور منافقین را دیدیم، اما شاخه نفوذی آنها را ندیدیم. آن روزها من نماینده صداوسیما در هند بودم. اما به دلیلی به تهران آمده بودم. آقای کمال خرازی به من گفت برو در محل ترور و ببین چه اتفاقی افتاده است. حوالی غروب به آنجا رسیدم؛ جسد شهید رجایی را در راهرویی گذاشته بودند؛ جسد مطهر ایشان مهرومومشده بود؛ گفتند جسد شهید باهنر را به پزشکی قانونی فرستادهاند. داخل صحنه یک کیسهزباله هم بود که گفتند جسد کشمیری است، چقدر من برای او گریه کردم. درحالیکه یک فاجعه بزرگ رویداده بود؛ همان شب آقای بهزاد نبوی مصاحبه کرد و گفت یک ترقه ترکیده است. : مشرق: جسد شهید رجایی سالم بود؟ قابلتشخیص بود.سالم بود. همینطور روی برانکارد. قابلتشخیص بود. آنجا خانم آقای رجایی بود، برادر آقای رجایی بود، من بودم. سه چهار نفر بودیم.مشرق: بهزاد نبوی هم آنجا بود؟ بهزاد آنجا نبود. مشرق: خب چرا بهزاد نبوی آن مصاحبه را کرد؟ برخی میگویند جریانی پرونده ترور را منحرف کرد. اینجا همان خط نفوذ وارد میشود. آن زخمی را که آقا میفرمایند زخم کهنه ایست همینجاست. من از شما سؤال میکنم که این کیسهٔ زباله را چه کسی درست کرد؛ چه کسی در آن را بست؟ تا فرصت ایجاد شود و کشمیری از کشور فراری شود!مرحوم شهید دستجردی که حدود ۱۵ روز بعد از ترور به خاطر موج انفجار به شهادت رسید؛ گفته است که کشمیری بین مرحوم رجایی و شهید باهنر نشسته بوده و دبیر جلسه شورای امنیت بوده؛ اما در بین جلسه بیرون میرود؛ اما خود کشمیری سه نفر دیگر نیز همراهش از جلسه خارج شدهاند؛ یکی بهزاد بود؛ یکی خسرو تهرانی و دیگری فردی که بعدها در زندان خودکشی کرده است. مشرق: نامش تقی محمدی است.: بله؛ ببینید من بحثم آن است که چهل سال از انقلاب گذاشته؛ در سازمانهای امنیتی چون سیا پروندهها با گذر زمان امکان انتشار دارد؛ آیا وقت آن نرسیده است که بگوییم در اتاق رجایی بهوقت انفجار چه گذشته است؟ اگر این مسائل مشخص نشود؛ مردم فرق بین انقلابی و غیرانقلابی رو تشخیص نداده و به وضعیت فعلی میرسند. محاسبات آمریکاییها این بود که روحانیت نهضتهایی رو به وجود آورده ولی در ادارهاش ناموفق است. در مشروطه ما میبینیم که شیخ زنجانی را می آورنده شیخ فضلالله را اعدام کرده و پرونده دادگاهش را میسوزاند. اینها فکر میکردند جمهوری اسلامی هم یکچیزی شبیه مشروطه میشود. در روزهای اول انقلاب به این نتیجه رسیده بودند که میتوانند انقلاب را منحرف کنند؛ زیرا در ابتدا سنجابی وزیر خارجه شد و بنیصدر رئیسجمهور؛ جالب است بدانید بنیصدر نظرش آن بود که بگذاریم دشمن وارد خاک ما شود و بعد گازانبری آنها را بیرون کنیم؛ وقتی دشمن وارد کشورم شد، دشمن آمد توی خانه بعد شما میتوانی با عملیات گازانبری بیرونش کنید؟ عین همین جریان اگر داعش وارد کشور میشدند دیگر خارج شدنش با کرامالکاتبین بود. چقدر باید کشته میدادیم که خارجشان کنیم. لذا ما باید در نطفهاش آنجا خفه میکردیم. در خود سوریه خفه میکردیم. در عراق خفه میکردیم. ببینید این نگاه شهید سلیمانی و نگاه حضرت آقا بر همین مبنا هست که باید در نطفه خفه شوند. معنای نفوذ و مقابله با آن را با همین مثال بهخوبی متوجه میشویم.: مشرق: در مسیر انقلاب اسلامی دشمن سعی کرده هم نفوذ امنیتی کند و هم نفوذ سیاسی؛ اقتصادی و هم نفوذ فرهنگی این ۴ حوزه را باید جداگانه از هم دید؟ چهار مورد را باید در کنار هم دید، مثلاً جریانی است که هم سیاسی شده؛ همدستش در اقتصاد است، هم کار فرهنگی کرده و هم در مسائل امنیتی دخالت داشته است.مشرق: مصداق هم دارد؛ من اگر کمی در تاریخ انقلاب نگاه کنم افرادی مثل موسوی خوئینی را شبیه به تعبیر شما میبینم... بله ماستمالی پرونده شهادت شهید رجایی ویارانش دست همین آقای موسویخوئینیها است. ۱۵ خرداد شاه یک سخنرانی در قم دارد، بانام «ارتجاع سرخ و سیاه.»؛ شاه تشریح میکند آنهایی که مبارزه کردند و این روحانیونی که امام در رأس آن بود؛ ارتجاعاند؛ با ارتجاع سرخ که کمونیستها بودند یکی شدند و علیه من قیام کردند. حالا شما ببینید آقای خوئینیها در نوارهای درسهای توحید چه گفته است!مشرق: با تفسیرهای مارکسیستی از قرآن حرف شاه را عملی کرده است دقیقاً تفسیرهای مارکسیستی که شاه ارادهاش را داشت را ایشان تبیین کرده است، ریشه نفوذ از همینجاست.مشرق: خط امنیتی پشت اینها چه کشورهایی است؟ انگلیسی یا آمریکاییها؟ هم خط انگلیسیها؛ هم آمریکاییه
ا و هم اسرائیل. ببینید طراح اصلی اسرائیل است. پول جریان را هم عربستان تقبل میکند. صهیونیسم شیعه شناسی کرده است؛ کاری که ما نکردهایم. مشرق: مصداقی هم دارد این بحث شما؟ خطی که بهعنوان یک سوپر انقلابی در همان بدو تأسیس جمهوری اسلامی میان مردم نارضایتی ایجاد میکند؛ همان خط نفوذ خارجی است؛ مثلاً ویدئو ممنوع میشود. دستگاه ویدئو چرا ممنوع شد؟ در وزارت خانهای که آقای خاتمی وزیراست. آقای مصطفی تاجزاده هم جزوه مدیران است، شدیدترین برخوردهای فرهنگی و نارضایتی تکثیر میشود. خاطرهای نقل کنم جالب است؛ یادم هست رفته بودم اجلاس توریسم در پاریس، داشتم برمیگشتم در هواپیما برگههایی میدادند که چه چیزهایی در ایران ممنوع است، مثلاً مواد مخدر، ورود اسلحه، ورود مشروبات الکلی و دستگاه و فیلم ویدئو و... یک آقایی به مهماندار میگوید «من دوربین ویدیو دارم با آنچه کنم؟»، مهماندار میدانست من معاون گردشگری هستم گفت "از آن آقا بپرس"، آن آقا با لهجه صحبت میکرد و گفت با این چه کنم؟ من هم نمیدانستم چه بگویم! گفتم بیایید فرودگاه راهنمایی میکنند که چه کنید. من آمدم در جلسهٔ معاونین این را مطرح کردم که چرا ما این کار را میکنیم؟، آقای تاجزاده روبهروی من بود، گفت آقا رفته فرنگ متجدد شده! و یکسری آقایان ما را هو کردند که چنین سخنی را گفتیم. بعد آقای خاتمی گفت: پس مواد مخدر را هم آزاد کنیم! من گفتم مواد مخدر ماهیتش مشکل دارد. پس شما دوربین عکاسی را هم ممنوع کنید چون ممکن است با دوربین عکاسی عکسهای مستهجن گرفته شود. آقای تاجزاده دوباره رو به من گفت آقا لیبرال شده. آقا رفته فرانسه عوضشده است. ایشان اولین مدیر مطبوعات کشوراست. سانسور مطبوعات را چه کسی آورد؟ باید از خودشان این سؤال را پرسید! من امروز میگویم آقای تاجزاده؛ جلوی آینه بایست و وجدانت را قاضی کرده و ببین چه بلایی سر این ملت آوردی...: مشرق: داخل وزارت ارشاد یکخطی هم بود درباره اخراج هنرمندان.این موارد قبل آمدن من بود، حتی ۵۲۰ رقاصه را اینها طرح اخراجشان رو داده بودند که من رد کردم؛ اینها آمدند و حکم هنرپیشگی گرفتند و برخی همالان بازنشست شدند، شما آخرین صحبتهای آقای کشاورز رو نگاه کنید میگوید «آقاخامنه ای» ما را نجات داد؛ مصاحبهاش هست.مشرق: شما با فیضالله عرب سرخی همکار بودید؛ روایت است آقای عرب سرخی کارگردانها رو شلاق میزد، صحت دارد این موضوع؟ببینید عرب سرخیترشی فروش بود که یکباره مسئول حراست وزارت ارشاد شد.مشرق: آمد داخل حراست آقای خاتمی؟ببینید ایشان نه ریشه درست انقلابی دارند و نه ریشه درستدینی دارند و نه ریشه درست وطنی دارند. خود آقای بهزاد (نبوی) آقای بهزاد چرا رفته زندان؟مشرق: قبل از انقلاب را میفرمایید؟ در گروهی چریکی عضویت داشته است.بله، ایشان به جرم دفاع از امام زندان رفته است؟ به جرم دفاع از پانزده خرداد زندان رفته است؟ خیر او یک مارکسیست لنینیست بوده با مصطفی شعاعی رفاقت داشت مشرق: این آقایان وقتی گفتگو میشود؛ ادعا میکنند خط امامی هستند و ولایتفقیه را قبول دارند.در زمان خاتمی دو شورای معاونین بود. یکی شورای تصمیمگیری که در دفتر معاون مطبوعاتی در چهارراه مهناز تشکیل میشد و دیگری در دفتر خود آقای خاتمی در وزارت خانه؛ در جلسات خیابان مهناز آقای بهزاد (نبوی)، عرب سرخی، ابطحی؛ تاجزاده و امین زاده بودند. در همین جلسات همین گروه محدود تصمیم میگرفتند که چه کسی روزنامه داشته باشد و چه کسی نداشته باشد؛ اینها خودشان دیکتاتور بودند؛ من گفتگوهای شخصی بسیاری با اینها داشتهام یک خط از نظریه ولایتفقیه را در عمل و نظر قبول ندارند.مشرق: خود خاتمی چه وضعیتی دارد؟آقای خاتمی تابع نفوذیها است.مشرق: اگر اینطوری باشدکه سادهلوح و جاهل است؛ مثل منتظری...ببینید آن موقع هم که ایشان وزیر بود میگفتند وزارت ارشاد؛ "هفتاد وزیره و یک معاون وزیر"؛ که منظور از معاون همین خاتمی بود. مشرق: چه شد که انقلابینماهای رادیکال با آن اندازه از ادعا پوست میاندازد.اصلاً مأموریت عوض شد. من اعتقادم آن است که این خط؛ همان خطی است که هفده هزار نفر شهید روی دست ما گذاشت. با عنوان انقلابی در میان ما نفوذ کردند؛ همین آقای تاجزاده که امروز دموکرات شده است در دانشگاه دیوارکشی کرده بود؛ درواقع میان دخترها و پسرها چادر کشیده بود. گزارش کارش را فرستادند و بساط این بدعت جمع شد. او ادعا میکند دکتری گرفته است، از او میخواهم مدارک تحصیلی خودش را منتشر کند تا مشخص شود وضعیت تحصیلیاش چگونه بوده و از چه مسیری مدرک گرفته است.مشرق: خطشان آرامآرام از ابتدای دهه هفتاد با شعار اجتماعی شدن عوض میشود. درنهایت کارشان با توطئه سال ۸۸ به پایان رسیدمشرق: درباره نفوذ این جریان در شریانهای اقتصادی هم خوب است کمی توضیح دهید.در وزارت صنایع افرادی چون بهزاد نبوی و سازگارا جمع میشوند، رهبری با اینها بهشدت زاویه د
ارد، دقت کنید در صنایع موشکسازی که خط نبوی نفوذ نکرده است ما به موشک نقطه زن رسیدهایم؛ اما چرا در خودروسازی اینقدر عقب افتادیم؟ بهزاد نبوی صنایع سبک و سنگین را از هم جدا کرد، نفوذشان را با خرابکاری پیش بردند. اصلاحطلبان دستشان به صنایع دفاعی کشور نرسید و الا آنجا را هم مانند کارخانههای خودروساز فشل میکردند.مشرق: به نظر شما اینها به پایان مأموریتشان رسیده و از حالا به بعد پروژه براندازی را پیش میبرند؟اینها فکر میکردند میتوانند نظام رو ساقط کنند. اینها حاج قاسم را درک نکردهاند؛ اتمسفر و بچههای حاج قاسم را هم درک نکردهاند و لذا گمان باطل دارند که میتوانند نظام را ساقط کنند،مشرق: تاجزاده وقتی از زندان بیرون میآید؛ اولین پروژهاش را روی مسئله سوریه تعریف میکند. قبل از آمریکاییها این اصلاحطلبان رادیکال هستند که روی مسئله منطقهای ایران تمرکز کردهاند.اینها با دستور پیش میروند؛ تاجزاده بهاینعلت روی سوریه کار میکنند که دشمن از آنها خواسته حاج قاسم را ازلحاظ فرهنگی و شخصیتی شهید (ترور) کنند تا بعدها بتوانند فیزیکی نیز او را به شهادت برسانند. من سیاسیام، اول نیمهخالی را میبینم. من نمیتوانم قبول کنم؛ آقای بهزاد نبوی بدون هیچ چشمداشتی از مارکسیست به مسلمان دو آتشه تبدیلشده است. اینها تا بن دندان وزارت خانهها و ادارهجات را لیبرال کردند.مشرق: شما مدتی هم در خانه فرهنگ پاریس بودید؛ آن فعالیتش متوقف شد؟توطئه آقایان بود که خانهٔ پاریس را از بین ببرند. میخواستند فرهنگ ناب و زیبای امام (ره) در غرب دیده نشود؛ در خرابی آن نقش داشتند، مهاجرانی خانه پاریس رو خراب کردند
🛑به بهانه پخش سریال گاندو
#بازخوانی
کاسبان تحریم» چه کسانی بودند؟
بازخوانی تاسیس صرافی توسط «حسین فریدون و صدقی»
پس از انتشار سند تاسیس صرافی توسط حسین فریدون و علی صدقی در سال۹۰ (آغاز بحران ارزی) و با افشای اسناد تاسیس یک صرافی توسط دختر و داماد صفدر حسینی در همان مقطع تلاطم بازار ارز، اکنون این سئوال را پیش آورده که «کاسبان تحریم» چه کسانی بودند؟
«کاسبان تحریم» اصطلاحی بود که با روی کار آمدن دولت یازدهم و بویژه پس از توافق هستهای، مدام از سوی اصلاحطلبان و دولتیها برای تحت فشار قرار دادن مخالفین برجام از آن استفاده میشد و آنها بارها با متهم کردن منتقدان روند مذاکرات و برجام به «ویژه خواری» و «سوء استفاده از فضای تحریمهای وضع شده علیه ایران»، سعی در ساکت کردن منتقدین داشتند.
اگرچه آنها چند صباحی با در دست گرفتن این حربه تمام تلاش خود را برای منکوب کردن منتقدان به کار گرفتند اما به نظر میآید این دفتر با شکلگیری جنجالهای جدید که از ماجرای فیشهای حقوقیِ دهها میلیون برخی مدیران دولتی آغاز شد، به ضرر نزدیکان دولت روحانی ورق خورده است.
برای نمونه، با انتشار فیش حقوقهای نجومی «علی صدقی» مدیرعامل بانک رفاه و متعاقب آن برکناری وی از این سمت، در همان زمان قاضی ناصر سراج رئیس سازمان بازرسی کل کشور طی گفتگویی با خبرنگاران از لابیها و فشار «حسین فریدون» برادر و دستیار ویژه رئیس جمهور در انتصاب صدقی به مدیرعاملی این بانک خبر داد و گفت اینها در حالی بود که گزارشهای زیادی درخصوص فساد مالی صدقی در دست بوده است.
پیش از این نیز اخباری درخصوص مشارکت «فریدون-صدقی» در راه اندازی صرافی «صدقی و شرکا» در سال 90 مطرح شد؛ یعنی درست در زمانی که به گفته «اسحاق جهانگیری» معاون اول رئیس جمهور، صرافیها نقش زیادی در ایجاد تلاطم ارزی در کشور بازی کرده و به گفته وی، در همان روزها 22 میلیارد دلار ارز توسط برخی صرافی ها از کشور خارج شده و رانت 7000 میلیارد تومانی هم برای برخی صرافی ها ایجاد شده بود.
درست در همین ایام پرتنش در بازار ارز بود که فریدون و صدقی صرافی «بدون مجوز» خود از بانک مرکزی را راه اندازی کردند.
«حمایتهای خاص» فریدون البته تنها به «صدقی» ختم نمیشود، روزنامه وطن امروز در همان زمان گزارشی با عنوان «همشهریهای فریدون در بانک ملت چه میکنند؟» منتشر کرد که به بررسی ماجرای دیگری، این بار در بانک ملت و با نقش آفرینی برادر رئیس جمهور پرداخت.
در این گزارش که همزمان با غیبت چند هفتهای حسین فریدون در رسانهها و برنامههای دولت نگاشته شده بود، اعلام شد که معاون مدیرعامل یکی از بانکهای بزرگ کشور نیز برای مدتی در محل کار رؤیت نشده است؛ مدیری که همشهری فریدون است و تحت حمایت خاص به معاونت مدیرعاملی بانک رسید.
غیبت معاون مدیرعامل بانک ملت که برخی گمانهها از تغییر او به شیوه «بازنشستگی» حکایت میکرد، در گیرودار «فیشهای نجومی مدیران دولتی» که فشار اجتماعی را بر دولت زیاد کرده است، میتوانست قابل توجه باشد.
«علی رستگارسرخه» مدیرعامل بانک ملت، اهل سرخه بود و اسفند 93 با حمایت لابی سرخه به مدیرعاملی بانک ملت رسید و پس از آن، «ناصر شاهینفر» را که او هم اهل سرخه بود، به عنوان «معاون» خود برگزید، 2 نفری که خارج از فعالیت بانکی، شراکتهای دیگری نیز دارند.
گفته میشود بانک ملت نیز از جمله سازمانهایی است که اگر «فیش حقوقی» مدیران ارشدش منتشر شود، میتواند در امتداد همین «فیشهای نجومی» قرار گیرد؛ بانکی که میگویند دریافتی مدیرانش به مراتب بیش از مدیران بیمه مرکزی و... است و جالب آنکه به گفته یک منبع آگاه، بعد از مساله «فیشهای نجومی» دسترسی سیستمی به فیشهای حقوقی مدیران بانک ملت بسته شده است.
موضوع کاسبی در تحریم به همینجا ختم نمیشود، در میان مدیران دولتی با حقوقهای نجومی، یک نام دیگر نیز به چشم میخورد، «صفدر حسینی» از اعضای حزب منحله مشارکت و رئیس صندوق توسعه ملی در دولت یازدهم و دختر او فاطمه حسینی....
🔺🔴🔺🔴🔺🔴
#نرم افزار انتقاد
در سالهای اخیر نرمافزار انتقاد با ورژنهای جدید و بسیار پیشرفته روی همه ماها نصب شده است. این نرم افزار تقریبا اجازه نمیدهد نقطه مثبتی را در عملکردها ببینیم. در عملکرد خودمان، در عملکرد دوستانمان، خانوادهمان، و البته مدیرانمان و در عملکرد نظام مقدس جمهوری اسلامی.
البته که انتقاد، امر مبارکی است. اما بیش از حد شدن انتقاد، ما را دچار تزاحم اعتماد - انتقاد میکند. تزاحمی که عملکردها را مختل میکند. رضایت از هر فعلی را از بین میبرد و هر گونه شیرینی را تلخ میکند.
نگرشی بر ما غالب شده که هر نیکی را ریا، هر خدمتی را خودنمایی و هر مسئولیتپذیری را قدرتطلبی میدانیم. نتیجه این نگرش، مردم را ریاکار و مدیران را قدرتطلب و فاسد معرفی میکند و این نگرش با ذات نگاه دینی به مومنان تناقض دارد.
بدون اثبات فساد، برچسبها زده میشود و بدون ارزیابی عملکردها، مهر ناکارامدی بر پیشانی مدیران میخورد. حتی قبل از انتخاب و قبل از آغاز کار.
قربانی این نگرش، مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی و رابطه میان این دو خواهد بود. مردمی که بنا نیست ادراک مثبتی به خدمت داشته باشند و نظامی که بنا نیست خدمتش، خدمت دیده شود.
این سرمایه اجتماعی نظام است که زیر نگاههای منفینگرانه شدیدتر از آنچه هست ذبح میشود و خود این ذبح شدن، مانع بهبود میشود و در یک سیر قهقرایی، مشکلات را تعمیق میکند.
در رخ داد این ماجرا هم ما و هم جناحهای سیاسی و هم مدیران مقصریم. اما مقصر اصلی دشمنان ما هستند که با یک جنگ شناختی پیچیده، کار را به اینجا رساندهاند.
☘ دکتر حمیدرضا مقصودی
🔴اشتباه تاریخی شیعیان
◀️اشتباه بزرگ شیعیان در سال 60 و 61 هجری این نبود که در مقابل سپاه امام حسین ایستادند و اینکه در سپاه إبن زیاد و پسر سعدبن ابی وقاص حضور داشتند.
🔹در تاریخ نیامده است که از شیعیان مشهور کسی در جنگ علیه امام حسین(ع) شرکت کرده باشد.
💥اما اما اما....
👈اشتباه بزرگ و غیرقابل جبران شیعیان این بود که نماینده امام را؛
📢به این دلیل که مگر مسلم ابن عقیل معصوم است که به همه دستوراتش عمل کنیم...
📢با این عنوان که تو دستور مستقیم جهاد و ایستادن در مقابل دشمن را نداری،
📢با این عنوان که او جوان است و تجربه ندارد،
📢با این عنوان که فقط امام معصوم می تواند حکم جهاد صادر کند،
📢با این عنوان که ما منتظر می مانیم تا امام معصوم بیاید و آنگاه برای او جان خواهیم داد. 👈راست هم می گفتند، جان می دادند اما قتلگاه عین الورده و توابین کجا !
و کربلا کجا...؟؟؟
🌟با همین شبهات نماینده امام را تنها گذاشتند و شد آنچه می دانید...
🌟و قرن هاست عبرت نگرفته ایم!
💥هنوز می گوییم مگر ولی فقیه معصوم است؟!
💥هنوز می گوییم می مانیم تا امام زمان.عج. بیاید و برایش جان خواهیم داد...
🌙اهل کوفه نبودن یعنی:
تا وقتی حسین (ع)نیامده، مسلم ولی است.... تا امام زمان نیامده سید علی ولی است.