eitaa logo
اوان محله گلوگاه
112 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
2.2هزار ویدیو
34 فایل
محله ی با صفا و دوست داشتنی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از فراجالب
10.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عجب مثالی زد برای انتخابات !😂 اقبالی _ شهرستان زارچ_یزد 🎯 @Farajaleb
: «عاشق‌‌ها شبیهِ عشقشان می‌شوند، شبیهِ معشوقشان» ✍️ به حاج بابا معروف بود در روستای خودشان. از نگاه من چهره‌اش با همه فرق داشت، نگاهش هم همینطور. لباس پوشیدنش هم همینطور، او فقط پیراهن سفید می‌پوشید. • گهگاهی که به آن روستا می‌رفتیم و با نوه‌هایش بازی می‌کردم و بیشتر می‌دیدمش، با خودم فکر می‌کردم او خوشگل‌تر از همه‌ی پیرمردهای دنیاست. چیزی داشت که بقیه نداشتند انگار ... • دو تا دختر داشت و چند تا پسر! جانش می‌رفت برای دو تا دخترش. دختر اولش که در جوانی در یک تصادف به رحمت خدا رفت، همه فکر می‌کردند قلب حاج بابا کشش این مصیبت را نداشته باشد. با همه‌ی کودکی‌ام یادم هست وقتی رفتیم به روستایشان، با همان پیراهن سفیدش دم در ایستاده بود و به مهمانانش خوش‌آمد می‌گفت. • من خوب یادم می‌آید که بزرگترها درموردش حرفهای خوبی نمی‌زدند و سنگدلش می‌خواندند. اما من می‌دانستم او سنگدل نیست اتفاقاً خیلی هم مهربان است. • این حرفها را با اینکه باور نکرده بودم ولی علامت سؤالش در ذهن من ماند تا ... • تا اینکه چند سال بعد دختر دومش با سرطان سختی از دنیا رفت. اینبار که همه از قبل چنین وداعی را پیش‌بینی می‌کردند منتظر بودند عکس‌العمل حاج بابا را ببینند. من نوجوان شده بودم و بهتر می‌توانستم شرایط دور و برم را تحلیل کنم. اینبار با میل خودم همراه شدم با جمع، برای عرض تسلیت! و باز هم همان صحنه را دیدم ... • حاج بابا با همان پیراهن سفید دم درب حیاط ، متین و سنگین ایستاده بود. می‌شد کوه درد را روی شانه‌هایش حس کرد، ولی این کوه درد اَبروانش را خم نکرده بود. • پدرم در آغوشش کشید و گفت؛ کمرمان شکست از این مصیبت! خدا صبرتان بدهد! گفت : لا یوم کیومک یا اباعبدالله (ص) خدا را هزار بار شکر که شما را شریک درد من قرار داد، و امان از درد کمرشکن زنی که کسی شریکش نشد! و اشک از کنار چشمانش لیز خورد و پشت هم چکید. • اینبار حاج بابا در تیررس تهمت‌های بالاتری از مردم قرار گرفت، چون خودش دخترش را داخل قبر گذاشت با همان پیراهن سفیدش که حالا خاکی و گلی شده بود و خودش برایش تلقین خواند و اصلاً هم شیون و ناله نکرد. • و من آن روز مطمئن شدم حاج بابا از همه‌ی پیرمردها خوشگل‌تر است! اما امروز علت اطمینانم را می‌فهمم. √ عشق حاج بابا از همه خوشگل‌تر بود، که او را از همه خوشگل‌تر و قوی‌تر و مَردتر کرده بود. دردِ بزرگتر که به جانت بیفتد آنقدر قابل احترام می‌شود که دردهای کوچکتر را قورت می‌‎دهی تا از آن درد بالا نزنند! قدشان از آن درد بزرگ‌تر نشود! بروز و ظهورشان از آن درد واضح‌تر نشود. حاج بابا عاشق بود و دلش نمی‌خواست جلوی خدایی که خاندان نبوت و ولایتش را با دردهای بزرگ صیقل داد، از دردهایش نق نق کند. حاج بابا خوشگل‌ترین پیرمرد دنیا بود، اما مردم این را نمی‌دانستند! @ostad_shojae | montazer.ir
هدایت شده از عصای موسی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❌️یکی مثل سردار نوعی‌اقدم که از مجروحیت، نفسش بالا نمیاد حاضره تمام سابقه جنگشو با یک رای در انتخابات عوض کنه، از اونور یسری هاهم هستند که پا روی پا میندازن و به مردم میگن شرکت نکنید! 🔻شاگردای شهید باکری کجا و شاگردای بنی‌صدر کجا! 🌍 🌐 به عصــــای موســــی بپیوندید👇 🕎 @mosesom
هدایت شده از عصای موسی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 وزیر امور زنان اسرائیل، می گولان: من شخصاً به ویرانه‌های غزه افتخار می‌کنم و حتی ۸۰ سال دیگر، هر نوزادی به نوه‌های خود خواهد گفت که یهودیان چه کردند و افتخار خواهند کرد! 🌍 🌐 به عصــــای موســــی بپیوندید👇 🕎 @mosesom
هدایت شده از عصای موسی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 ماه پشت ابر نمی‌ماند؛ وقتی افغانستان اینترنشنال دست ایران اینترنشنال را رو می‌کند! وظیفه اصلی این شبکه ضد ایرانی "نمایش دروغین از چهره فلاکت بار ایران" آنهم به هر قیمتی است، حتی در مقایسه با کشورهایی مثل افغانستان که شهروندانشان به دلیل مشکلات اقتصادی و امنیتی به سوی مرزهای ایران سرازیر شده‌اند. 🌍 🌐 به عصــــای موســــی بپیوندید👇 🕎 @mosesom
13.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
(استغاثه) قرار با مولا❤️ 😭 به نیابت از امام شهدا ؛ امام خمینی رحمت الله علیه❤️ باتشکر از تمام عاشقان مولا در جمع شهدایی ها علی الخصوص تعداد ( ۱۰۴ ) نفر از کل کشور که در چله استغاثه ، مرهم بر غربت امام غریب نهادند ؛ همنوا و هم دل بایکدیگر ناله عاشقی سر می دهیم و برای تعجیل در فرج مولایمان ارواحنا فداه اشک هجران می ریزیم و‌خالصانه آمدنش را فریاد می زنیم 🙏 هر روز : زیارت آل یاسین و ۷۰ مرتبه ذکر اللهم عجل لولیک الفرج را بحق چهارده معصوم علیهم السلام با هم می‌خوانیم. بزرگوارانی که قصد شرکت در چله را دارند جهت ثبت نام به آیدی زیر پیام دهند 👇 @aAM8717 https://eitaa.com/joinchat/3544907805C0ca8b96980 شهدایی ها 👆👆
28.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙کیومرث گفت من میخواهم با اختیار خودم بدون بیهوشی عمل انجام شود... 🔰خاطرات دکتر سیامک یغمائی و خانم زیبا ترابی از عمل جراحی شهید کیومرث نوروزی بدون بیهوشی 🔹️به مناسبت سالروز عملیات والفجر ۸ و شهادت شهید کیومرث نوروزی
: «صبر، شرط استقامت است، و عشق شرط صبر!» ✍️ حرم، شاید نه، از نگاه من یقیناً، تنها خانه‌ی حقیقی ماست! ما شاید این را ندانیم ولی درونمان باورش دارد. مگر جز این است که وقتی دردمان آنقدر سنگین می‌شود که کسی توان برداشتنش و یا شراکت در آن را ندارد، سراسیمه خود را می‌رسانیم و می‌اندازیم داخل حرم و آنقدر می‌مانیم تا صاحبخانه تیمارمان کند و بعد راهی می‌شویم. آیا این خاصیت یک خانه‌ی اَمن نیست؟ • نشسته بودم ظهر یک روز آفتابی در حیاط حرم، خانمی نزدیک شد و گفت؛ ممکن است با تلفن شما تماسی بگیرم؟ نگاهش کردم و گفتم : حتماً که می‌شود، و قفل گوشی را باز کردم و دادم دستش! خیلی کم فاصله گرفت از من، و دو تا جمله گفت و تلفن را قطع کرد. اشکش آرام می‌چکید. آرام و بدون هیچ صدایی! • نگاهم کرد و گفت: تقصیر خودش نیست! زمان جنگ تحت موج انفجار قرار گرفته و از آن سال به بعد هر از گاهی حالش خراب می‌شود و همه چیز را به سمت من پرت می‌‎کند و اگر نتوانم خودم را نجات دهم، مرا به باد سخت‌ترین کتک‌ها می‌گیرد. اما من دیگر یاد گرفته‌ام یک عبا و چادر همیشه دم در آماده دارم. از خانه می‌زنم بیرون و می‌آیم اینجا تا شرایط به حال عادی برگردد. چند ساعتی می‌مانم، آرام که شد برمی‌گردم! من فقط مبهوت نگاهش می‌کردم آرامشِ کلامش آنهم وقتی از سخت‌ترین دردهایش حرف می‌زد برایم آنقدر تحسین برانگیز بود که بی‌اختیار بلند شدم و ایستادم. • ادامه داد : آن قدیم‌ترها بیشتر به سرم میزد ولش کنم و بروم، ولی میدانی او مرد عجیبی است، بی‌نهایت خیرخواه است، یک عالمه فرزند یتیم را سرپرستی می‌کند که دیگر همه‌ی آنها به خانه‌ی ما رفت و آمد دارند و شبیه یک خانواده واقعی هستیم... • اما همه‌ی اینها را بگذاریم کنار، راستش را بخواهی من عاشقش بودم که زنش شدم، هنوز هم هستم که تحمل این درد برایم آسان است. حتی یکبار هم نشده که این درد را پیش خانواده‌ام ببرم تا نکند از احترامی که دارد کم شود. هیچ نگفتم ! تلفنم را داد و تشکر کرد و رفت... و مرا با یک سوال دردناک تنها گذاشت! ✘ اگر «صبر» میوه‌ی «عشق» است؛ پس من در مسیری که برگزیده‌ام هرجا بی‌صبری کردم و شدائدی که بر من وارد شد، توانست کنارم بزند یا جیغم را دربیاورد، سقف عشق مرا مشخص می‌کند. من تا آنجایی می‎‌ایستم و ادامه می‌دهم که شعاع دایره‌ی عشقم مشخص می‌کند! و همانجا جا خالی می‌دهم که چیزی به نام «من» از این محبت بالا می‌زند. این بزرگ زن، بزرگ زاده، بزرگ دل، یادم داد، برای استقامت روی «عشقت» کار کن! هرچه عاشق‌تر = صبورتر هرچه عاشق‌تر = شجاع‌تر و ... هرچه عاشق‌تر = وفادارتر √ او یادم داد، اگر قرار است پای امامت بمانی اول باید عاشقش باشی!