#ترامپ_در_آغوشِ_دروغ(1)
امپراتوری فساد و توهم از جزیرهٔ اپستین تا کاخ سفید
نویسنده : #ناصرکاوه
فشار و تهدید با زبان رسانه
چگونه قدرتهای سیاسی، جنگ را با کلمات آغاز میکنند
در جهان امروز، نخستین گلوله بسیاری از جنگها نه در میدان نبرد، بلکه در سخنرانیها و رسانهها شلیک میشود. زبان سیاسی مدرن، دیگر تنها ابزار ارتباط نیست؛ بلکه، ابزار فشار، تهدید و روایتسازی است. رهبران در بحرانهای بینالمللی، گاه با انتخاب واژهها و الگوهای گفتاری خاص، افکار عمومی را آمادهٔ پذیرش یا همراهی با اقدام نظامی میکنند ــ گاهی حتی پیش از آنکه عملیات واقعی آغاز شود.
در این فصل، چهار تکنیک بلاغی رایج در سخنان رهبران در دوران بحران بررسی میشود: اغراق نظامی، دوگانهسازی دشمن/دوست، تهدید مشروط برای مذاکره، و استفاده از مقایسههای تاریخی برای توجیه مشروعیت جنگ. هر یک از این ابزارهای زبانی بهگونهای طراحی میشود تا هم پیام قدرت را منتقل کند و هم روایت مطلوب را بسازد ــ روایتی که میتواند احساس ترس، ضرورت یا پیروزی را در مخاطب فعال کند.
۱. اغراق نظامی (Military Hyperbole)
در ادبیات سیاسی جنگ، اغراق یکی از متداولترین تکنیکهاست. رهبران با زبان، واقعیت میدان را بزرگتر یا پرهیجانتر ترسیم میکنند تا حس برتری یا پیروزی قطعی را القا کنند. سخنان اخیر دونالد ترامپ درباره «پیروزیهای سریع و قاطع» نمونهای روشن از این شیوه بیان است: توصیف نابودی گسترده، از کار افتادن سامانههای دفاعی و فروپاشی کامل توان نظامی ایران، همگی نه بهعنوان گزارشی عملیاتی، بلکه بهعنوان بیانیهای بلاغی، برای القای قدرت مطرح شد.
هدف از چنین اغراقی، نه اطلاعرسانی بلکه ایجاد تصویر ذهنی تسلط مطلق است. در علم ارتباطات سیاسی، این تکنیک باعث میشود افکار عمومی بهجای اندیشیدن درباره جزئیات واقعیت، بر حس «توان شکستناپذیری» تمرکز کند. در دورههای بحران، اغراق نظامی میتواند نقش روانی ایفا کند؛ زیرا ترس و امید دو قطب اصلی واکنشهای جمعی را فعال میکند.
۲. دوگانهسازی دشمن/دوست
رهبران در شرایط بحرانی معمولاً جهان را به دو قطب ساده تقسیم میکنند: «ما» در برابر «آنها». این ساختار دوگانه، ابزار بلاغی قدرتمندی است که پیچیدگیهای سیاسی را به داستانی قابل درک و احساسی بدل میکند. در سخنان اخیر ترامپ، ایران نهتنها بهعنوان رقیب منطقهای بلکه بهعنوان «تهدیدی علیه امنیت جهانی» معرفی شد. در مقابل، ایالات متحده نقشی نجاتبخش یا محافظ بر عهده گرفت.
دوگانه دشمن/دوست، زبان جنگ را مشروع میکند؛ زیرا هر برخورد در چنین فضای معنایی، نه تجاوز بلکه دفاع از خیر تلقی میشود. بسیاری از سخنرانیهای تاریخی در آستانه جنگها از همین منطق پیروی کردهاند ــ از نطقهای چرچیل در جنگ جهانی دوم تا کنفرانسهای مطبوعاتی در بحران خلیج فارس.
در این ساختار، «دشمن» همیشه چهرهای مبهم اما خطرناک دارد، که باید مهار یا حذف شود تا جهان به نظم بازگردد.
۳. تهدید مشروط برای مذاکره
یکی از پیچیدهترین الگوهای گفتاری در زبان بحران، تهدید مشروط است: رهبر اعلام میکند که اگر توافق حاصل شود، صلح ممکن است؛ اما اگر نه، گزینهای سخت در انتظار است. این الگو هم ابزار فشار و هم پوشش دیپلماتیک است.
ترامپ در سخنان خود اشاره میکند که در نبود توافق، حملات گستردهتر انجام خواهد گرفت، حتی زیرساختهای حیاتی میتوانند هدف باشند. هدف چنین زبان دوپهلویی، جذب دو نوع مخاطب است: مخاطب داخلی که خواهان اقتدار است و مخاطب خارجی که باید بترسد و عقبنشینی کند.
در علم بلاغت سیاسی، این نوع بیانیهها «discourse of deterrence» نامیده میشوند – سخنانی برای بازدارندگی، نه لزوماً تحقق تهدید. با این حال، شدت و نظم واژهها در این نوع گفتار ممکن است فضای سیاسی را به نقطهای برساند که واژهها خود به عمل نظامی تبدیل شوند.
۴. مقایسههای تاریخی برای توجیه مشروعیت جنگ
رهبران اغلب از تاریخ بهعنوان آینهای برای مشروعیتبخشی استفاده میکنند. در سخنان اخیر، ترامپ عملیات فعلی را با جنگهای بزرگ قرن بیستم مقایسه کرد؛ از جنگ جهانی اول و دوم گرفته تا ویتنام و کره. با این مقایسهها، او وضعیت را در چارچوب «تداوم تاریخی» مینشاند، گویی که آمریکا همیشه در مسیر نبردی درست و لازم قرار داشته است.
این تکنیک، دو کارکرد دارد: اول، کوچکنمایی بحران فعلی در برابر جنگهای گذشته («ما هنوز در مراحل ابتدایی هستیم»)، دوم، پیوند دادن تصمیم رهبری با تاریخ پیروزمندانه ملت. چنین بلاغتی نهتنها احساس افتخار ملی ایجاد میکند، بلکه پذیرش طولانیمدت درگیری را نیز تسهیل میکند.
۵. میدان نبردِ روایتها
در کنار زبان رهبران، رسانهها نیز جزء جداییناپذیر این فرایند هستند. هر عبارت تهدیدآمیز یا هر جمله اغراقآمیز، در چرخه بازنشر و تحلیل، چندین بار بازتولید میشود تا به «حقیقت مجازی» بدل شود. در جنگهای مدرن، ارتباطات و روانعملیات دیگر ابزار جانبی نیستند؛ بلکه بخشی از میدان نبرد محسوب میشوند.
هنگامی که سیاستمداری از پیروزی سخن میگوید، خبرگزاریها آن را تیتر میکنند، تحلیلگران در شبکهها بحث میکنند، و مخاطبان تصویر ذهنی اقتدار را میسازند. در این میان، مرز میان واقعیت عینی و واقعیت رسانهای کمرنگ میشود.
همین فرآیند است که از دیدگاه نظریه ارتباطات، «جنگ روایتها» نام گرفته است – جایی که هر طرف تلاش میکند تعریف خود از حقیقت را جا بیندازد و از طریق زبان، میدان نبرد ذهنی را فتح کند.
۶. زبان بهعنوان ابزار قدرت
زبان در این سطح نهتنها شکلدهندهٔ افکار عمومی، بلکه تعیینکنندهٔ مسیر سیاست است. با تکرار تهدیدها و قاببندیهای ساده، ذهن جمعی جامعه هدف به تدریج به پذیرش یک وضعیت بحرانی عادت میکند. بدین ترتیب، رهبران میتوانند بدون شلیک حتی یک گلوله، کشور را آمادهٔ جنگ روانی یا اقتصادی سازند.
در جهان امروز، که اطلاعات از مرزها آزادانه عبور میکند، قدرت دیگر محدود به تانک و بمب نیست. قدرت در واژههایی نهفته است که میلیونها بار بازنشر میشوند.
هر سخن، هر توییت، هر بیانیه مطبوعاتی میتواند به سلاحی تبدیل شود – سلاحی که نه بدن، بلکه ادراک را هدف قرار میدهد.
نتیجهگیری
تحلیل سخنان رهبران در زمان بحران نشان میدهد که جنگ در قرن بیستویکم پیش از آنکه در زمین یا هوا آغاز شود، در زبان و روایت شکل میگیرد.
از اغراق نظامی تا دوگانهسازی دشمن، از تهدید مشروط تا مقایسههای تاریخی، همه در خدمت ساختن جهانی ذهنی هستند که در آن سیاستمدار میتواند هر اقدام سخت را به عنوان ضرورتی منطقی معرفی کند.
رسانهها در این میان نه فقط پیامرسان بلکه بسطدهنده قدرت گفتمانی هستند. آنها کمک میکنند تا تهدیدها به حقیقت تبدیل شوند، یا دستکم چنین به نظر برسند.
در نهایت، این فصل نشان میدهد که در عصر جدید، جنگ تنها در میدانها رخ نمیدهد؛ بلکه در واژهها زندگی میکند.
قدرتهای سیاسی، بیش از هر زمان، میدانند که زبان میتواند همانقدر مرگبار یا مؤثر باشد که هر سلاح در میدان نبرد.
و شاید همین شناخت، مهمترین سلاح قرن باشد.
*سناتور دموکرات آمریکایی: ترسناک است که ترامپ تا این حد از واقعیت فاصله دارد*
🔹کریس مورفی: بر اساس شواهد عینی، این ادعا که طرف مقابل بهطور کامل نابود شده، با واقعیت فاصله دارد.
🔹آنها همچنان دارای حجم قابلتوجهی از موشکها و پهپادها هستند و هر روز اهدافی متعلق به آمریکا و متحدانش را هدف قرار میدهند.
🔹همچنین برای نخستین بار کنترل تنگه را در اختیار دارند، برنامۀ هستهای آنها همچنان پابرجاست و ساختار حاکمیتی نیز دستنخورده باقی مانده است.
🔹ترسناک است که رئیسجمهوری تا این اندازه از واقعیت فاصله داشته باشد.
🔸ترامپ در سخنرانی بامداد امروز، سخنان تکراری روزهای اخیر را بار دیگر تکرار کرد و مدعی نابودی کامل تجهیزات نظامی ایران شد.
*🖼 سناتور آمریکایی در واکنش به ادعای ترامپ: شواهد ساده نشان میدهد که ما به تضعیف ایران نزدیک هم نیستیم*
🔹ایران تعداد زیادی موشک و پهپاد دارد و هر روز اهداف آمریکا و متحدانش را هدف قرار میدهد.
🔹ایران برای اولین بار کنترل تنگهٔ هرمز را در اختیار دارند.
🔹ایران هنوز برنامهٔ هستهای دارد.
🔹حکومت ایران دستنخورده باقی مانده است.
🔸ترامپ در سخنرانی امروزش مدعی شد که «ایران بسیار تضعیف شده و چیزی از آن باقی نمانده است».
*🖼 رهبر دموکراتهای سنا: آیا تاکنون سخنرانی جنگی رئیسجمهور اینقدر پراکنده و ناامیدکننده بوده است؟*
🔹اقدامات ترامپ در ایران یکی از بزرگترین اشتباهات سیاستی در تاریخ کشور ما محسوب خواهد شد؛ چون اهداف را به درستی بیان نکرد، متحدان را از خود دور کرد و مشکلات روزمرهٔ آمریکاییها را نادیده گرفت.
🔹او کاملاً برای فرماندهی کل قوا نامناسب است و کل جهان این را میداند.
*🖼 سناتور کریس کونز در واکنش به سخنرانی ترامپ: هیچ برنامهای وجود ندارد؛ پرگویی، بیثبات، غیرجدی.
*
🔹او کاملاً در شرایطی فراتر از توانش است.
🖼 *تحلیلگر بیبیسی: دربارهٔ اهمیت سخنرانی ترامپ اشتباه میکردم؛ او یک دلقک است!*
🔹بشری شیخ: میخواهم بابت اینکه شما را درگیر پیشبینی دربارهٔ محتوای سخنرانی ترامپ کردم عذرخواهی کنم.
🔹برای لحظهای کوتاه فکر کردم که با یک رئیسجمهور واقعی طرفیم و نه یک دلقک واقعی؛ اشتباه میکردم.
🔹ترامپ چیزی جز یک شرمساری کامل برای آمریکا نیست؛ سخنرانی بیمغز و بیهوش او این را ثابت کرد.
*مجری آمریکایی: سخنرانی ترامپ هیچ چیز جدیدی نداشت*
🔹 مجری شبکه خبری «سیبیاس» بعد از پایان یاوهگوییهای رئیس جمهور آمریکا درباره ایران، گفت که این سخنرانی فقط برای کسانی که تا به حال به اظهارات ترامپ گوش ندادهاند تازگی داشت، وگرنه هیچ چیز جدیدی در آن وجود نداشت.
*رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا: کاملاً گیجکننده است که چرا ترامپ در شب اول عید پسح، در ساعات پربیننده، ۲۰ دقیقه وقت خواست تا سخنان بیارزشی بیان کند که هیچ چیز را تغییر نداد.*
*🖼 مقام مستعفی دولت ترامپ: الان بهترین زمان خروج از جنگ است؛ پیشاز آنکه آمریکاییهای بیشتری کشته شوند*
🔹جو کنت: هدف سخنرانی امشب ترامپ این بود که نشان دهد ما میتوانیم هر زمان که بخواهیم پیروزی را اعلام کنیم.
🔹این فقط در صورتی ممکن است که ترامپ ابتدا اسرائیلیها را مهار کند. اسرائیل به تعهد ما برای مدت نامحدود نیاز دارد، درحالیکه ما بهدنبال پایان سریع جنگ هستیم.
🔹ما اهداف بسیار متفاوتی نسبت به اسرائیل داریم و باید براساس آن عمل کنیم.
🎥 *واکنش سث مولتن عضو سابق تفنگداران دریایی آمریکا و عضو مجلس نمایندگان به سخنرانی ترامپ: من روانشناس کودک نیستم بنابراین نمیتوانم ذهن ترامپ را درک کنم*!
🖼 *مارک اسلاپینسکی، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی در واکنش به سخنرانی ترامپ: عقلش را از دست داده؛ یکی باید پدربزرگ رو بذاره خانه سالمندان.*
🔸 *واکنش سیانان به سخنرانی ترامپ: تکرار مکررات کرد!*
🖼 *چاک شومر سناتور آمریکایی: آیا رئیسجمهوری تا به حال سخنرانی جنگی را پراکندهتر، از هم گسیختهتر و کهنهتر از این ایراد کرده است؟*
🔸ترامپ در سخنرانی امروزش به حدی آشفته بود که واکنشهای منفی زیادی را در داخل آمریکا و در بین رسانههای آمریکا به همراه داشت.
🖼 *نماینده کنگرۀ آمریکا در واکنش به سخنرانی ترامپ: مثل همیشه دروغ گفت*
🔹کریس ون هولن: ترامپ، مثل همیشه، به ما دروغ گفت. بیش از دو هفته پیش گفت «ما پیروز شدیم.» اگر اینطور است، پس چرا هنوز آنجا هستیم؟ قدم بعدی چیست؟
🔹تنها چیزی که میتوانیم روی آن حساب کنیم، دروغهای بیشتر از سوی ترامپ است. این مرد دچار توهم، خطری برای کشور ما و جهان است.
*🔴 قیمت نفت بلافاصله پساز ادعای ترامپ دربارهٔ کاهش قیمت انرژی با جهش ۵ درصدی مواجه شد.*
*🔴 همزمان با سخنرانی ترامپ، معاملات آتی شاخص بورس آمریکا ۵۵۰ میلیارد دلار از ارزش بازار را از بین برد.*
*🔴 قیمت طلا همزمان با سخنرانی ترامپ با ریزش ۱۰۰ دلاری بیش از ۲ درصد کاهش پیدا کرد.*
*واکنش خونین رمز ارزها به گندهگوییهای ترامپ
*
🔹بازار رمزارزها پساز سخنرانی ترامپ وارد فاز نزولی شد و بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار از ارزش خود را از دست داد.
@Farsna
#ترامپ_در_آغوش_دروغ(2)
امپراتوری فساد و توهم از جزیرهٔ اپستین تا کاخ سفید
نویسنده : #ناصرکاوه زبان ترامپ
وقتی کلمات واقعیت را میسازند
در سیاست، قدرت تنها در قوانین، ارتش یا اقتصاد خلاصه نمیشود.
قدرت واقعی گاهی در سادهترین ابزار انسانی نهفته است: زبان.
در طول تاریخ، رهبران بسیاری توانستهاند با استفاده از زبان، واقعیت را شکل دهند. آنها جهان را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که توصیف میکنند به مردم نشان میدهند.
در عصر رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی، این توانایی به سلاحی بسیار قدرتمند تبدیل شده است.
دونالد ترامپ یکی از برجستهترین نمونههای این پدیده در دوران معاصر است.
سبک گفتار او از همان ابتدا با سیاستمداران سنتی متفاوت بود. او از واژههای ساده، جملات کوتاه و تکرارهای مداوم استفاده میکرد.
این زبان، اگرچه از نظر بسیاری از تحلیلگران خام و غیررسمی به نظر میرسید، اما تأثیری عمیق بر مخاطبان داشت.
ترامپ بهخوبی میدانست که در دنیای رسانهای امروز، پیچیدگی کمتر شنیده میشود.
آنچه باقی میماند، پیامهای کوتاه، تکرارشونده و احساسی است.
او بارها یک عبارت را تکرار میکرد تا آن را در ذهن مخاطب حک کند.
عبارتهایی که بهسرعت تبدیل به شعارهای سیاسی شدند و در تجمعات، شبکههای اجتماعی و برنامههای تلویزیونی تکرار میشدند.
این روش، چیزی فراتر از یک سبک سخنرانی بود.
در واقع، نوعی معماری روایت بود.
در این معماری، جهان به دو بخش ساده تقسیم میشود: دوستان و دشمنان.
حقیقتهای پیچیده به جملات کوتاه تبدیل میشوند.
و مسائل چندلایه سیاسی به داستانهایی تبدیل میشوند که بهراحتی قابل فهم هستند.
در چنین چارچوبی، مرز میان واقعیت و روایت بهتدریج محو میشود.
اگر جملهای به اندازه کافی تکرار شود، بسیاری از مخاطبان آن را نه بهعنوان یک ادعا، بلکه بهعنوان یک واقعیت میپذیرند.
این پدیده در علوم ارتباطات با نام «اثر تکرار» شناخته میشود.
ترامپ این سازوکار را به شکلی کمسابقه در سیاست مدرن به کار گرفت.
شبکه اجتماعی توییتر، که در آن زمان یکی از مهمترین ابزارهای ارتباطی او بود، به میدان اصلی این جنگ روایی تبدیل شد.
پیامهایی کوتاه، مستقیم و گاه جنجالی که میتوانستند در عرض چند دقیقه میلیونها نفر را درگیر کنند.
منتقدان او معتقد بودند که این سبک ارتباطی باعث گسترش اطلاعات نادرست و سادهسازی خطرناک مسائل پیچیده شده است.
حامیان او اما آن را نشانه صداقت و شکستن زبان رسمی و خشک سیاست میدانستند.
در هر دو صورت، تأثیر این شیوه انکارناپذیر بود.
ترامپ نشان داد که در عصر رسانههای دیجیتال، کنترل روایت میتواند به اندازه کنترل نهادهای سیاسی اهمیت داشته باشد.
او توانست فضایی ایجاد کند که در آن هر رویداد میتوانست چندین نسخه متفاوت از واقعیت داشته باشد.
نسخههایی که هر کدام توسط گروهی از مخاطبان پذیرفته میشدند.
در چنین فضایی، سیاست به میدان رقابت روایتها تبدیل میشود.
دیگر تنها سؤال این نیست که «چه اتفاقی افتاده است»، بلکه این است که «کدام روایت از آن اتفاق غالب خواهد شد».
این همان جهانی است که کتاب «در آغوش دروغ» تلاش میکند آن را توصیف کند.
جهانی که در آن قدرت تنها در پشت درهای بسته شکل نمیگیرد.
قدرت در کلمات، در تیترها، در پیامهای کوتاه و در روایتهایی ساخته میشود که میلیونها نفر آنها را تکرار میکنند.
و شاید مهمترین پرسش این باشد:
اگر واقعیت میتواند تا این حد با زبان تغییر کند،
آیا ما هنوز در جهانی زندگی میکنیم که حقیقت در آن قابل تشخیص است؟