سیانان: بسیاری از چینیها شیفتهٔ ایران شدهاند
🔹سیانان در گزارشی نوشت: علاقه مردم چین به تمدن و فرهنگ ایران، دقیقاً در زمان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران بهطور ناگهانی افزایش یافته است.
🔹کتابهای مربوط به تاریخ ایران، سفرنامهها و حتی کتابهای مصوری مثل «پرسپولیس» در کتابفروشیها و دانشگاههای پکن نایاب شده یا با تقاضای بسیار بالا روبهرو شدهاند.
🔹بسیاری از شهروندان چینی، ایران را متحدی در برابر «دشمن مشترک» میبینند. تنشهای فعلی میان چین و آمریکا باعث شده مردم چین نسبت به کشوری که رویکرد ضدآمریکایی مشابهی دارد، احساس همدلی و کنجکاوی بیشتری کنند.
🔹حتی نمایشگاهی از آثار باستانی ایران در مغولستان داخلی چین با استقبال بینظیری روبهرو شده است.
@TasnimNews
#اطلاع_رسانی
🇮🇷 اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج 🇮🇷
✨مراسم استغاثه به امام زمان (عج)
به نیت تعجیل در فرج
🔸سخنران: حجت الاسلام والمسلمین جامعی
🔸با نوای : حاج محمد نیک آریا
🗓زمان:
جمعه ۲۸ فروردین ماه
🌹همزمان با چهارمین جمعه سال ۱۴۰۵
شروع مراسم ساعت ۱۷:۳۰
📍مکان:
ضلع جنوبی میدان دریاچه ، موکب شهیدان گمنام دریاچه شهدای خلیج فارس. 《 منطقهی ۲۲ 》
🔹🔹@ircom_8🔹🔹
🔹🔹@jazeerebehesht🔹🔹
🔹🔹@atre_narges_12🔹🔹
هدایت شده از ابو جهاد
ارتش اسرائیلِ احمق طی یک بیانیه رسمی اعلام کرد که سرهنگ ابراهیم ذوالفقاری ، سخنگوی قرارگاه خاتمالانبیا هوش مصنوعی هستن و واقعیت ندارن
البته این حُقه بیشتر برای بدست آوردن اطلاعات از جناب ذوالفقاری هست ، تا بتونن روزنی پیدا کنن و ایشون رو به شهادت برسونن
برا سلامتیشون صلواتی هدیه کنیم
@ABO_JAHHAD
#اطلاع_رسانی
#امشب
شبِ چهل و هفتم؛ بیعت در میدان 🚩✨
❇️ پای کار نظام مقدس جمهوری اسلامی و به یاد امام شهید
🎙 سخنران:
حجت الاسلام امیری طیبی
⚔️ با نوای حماسی:
کربلایی محمدرضا جدیدوند
🤲 قرائت دعای کمیل و دعای استغاثه
توسط حاج محمد نیکآریا
📅 امشب، پنجشنبه ۲٧ فروردین ۱۴۰۵
🕰 از ساعت ٢٠
📍 منطقه ۲۲ تهران، میدان المپیک
#پای_کار_انقلابیم
#سنگر_۲۲
🆔 https://ble.ir/sangar22
🔸عروس و داماد مشهدی با پرچم معروف ایران در میدان احمدآباد عکس گرفتند
🔹مردم مشهد برای برافراشته نگهداشتن این پرچم، نوبت میگیرند و هریک چند ساعت علمدار کشور می شوند.🇮🇷
🔹گفتنیست این پرچم از روز ششم جنگ تحمیلی در میدان احمدآباد مشهد برافراشته شده و تاکنون فرزندان ایران اجازه پایین آمدن آن را نداده اند.
29.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️فیلم آخرین لحظات مبارزه عاشورایی رزمنده حزبالله با نیروهای زمینی اسرائیل که چنان دشمن را عاصی کرد که برای شهادت او جنگنده اعزام کردند
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*پاسخهای حیرت انگیز "بابارامدیو" یکی از پرطرفدارترین رهبران هندوهای هندوستان، به سوال خبرنگاری که از او پرسید، آیا ترور (آیت الله) خامنهای توسط نتانیاهو کار درستی بود یا نه؟*
بابا رام دیو: #خامنهای شخص نیست. خامنهای یک فکر است. یک اندیشه و مکتب است.
نمیشود یک مکتب را با قتل از بین برد!
خامنهای پسر پیامبر بود. اینها شیعه پیامبر هستند...
اینها هرگز سرنگون نمیشوند، چون متعلق به کربلا و امام حسین هستند🇮🇷
هدایت شده از ابو جهاد
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من در پویش #جانفدا ثبت نام کردم😍😂
سریع خبر نگار اومد:
@ABO_JAHHAD
این متن را همه یکبار بخوانند و مذاکره کنندکان با شیطان بزرگ آمریکا چند بار بخوانند، قبل از مذاکره!؟
روایت تکان دهنده درباره تنها دانش آموز مفقودالاثر مدرسه میناب
#ماکان_نصیری
از پسرم هیچ چیزی به دست نیامد، حتی یک ناخن😰
🔻نامش «ماکان» بود وفقط ۷ سال داشت. از او فقط یک پلیور خونی و یک لنگه کفش باقی ماند.حمله به مدرسه در میناب، نه خطای جنگی، که نقض آشکار حقوق بشر و حقوق کودکان بود. هیچ توجیهی، جان یک کودک را بازنمیگرداند. سکوت، فریاد نزدن، و فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر رژیم کودککش صهیونیستی، همدستی با جنایتکارن است.
پدر ماکان : من در ۴۵ روز گذشته یا در خانه منتظر پسرم بودم یا در سردخانه برای شناسایی پیکر کوچک او.
نهم اسفندماه سال گذشته درست وقتی که یک زنگ تا پایان ساعت درسی بچهها مانده بود که تعطیل شده و به خانه برگردند، دانشآموزان، معلمان و مدیر یک مدرسه ابتدایی در میناب مورد هدف موشکهای آمریکایی واقع شد و تعداد زیادی از آنها به شهادت رسیدند.
هنوز چیزی از ساعت ۱۱ نگذشته بود که به خانوادههای مینابی اطلاع دادند که برای آوردن بچهها به مدرسه بروند اما با گذشت دقایقی کوتاه، مدرسه در اثر اصابت موشکهای آمریکایی تخریب شد و کمتر پدر و مادری توانستند پیش از وقوع انفجار بچه خود را نجات داده و از مدرسه خارج کنند؛ برخی والدین هم در حین نجات بچهها بودند که با تداوم بمباران مدرسه به شهادت رسیده و یا مجروح شدند.
در جریان بمباران وحشتناک مدرسه میناب، پیکر بسیاری از شهدا به طرز تکاندهندهای متلاشی شده بود و تنها با انجام تست DNA کار شناساییشان انجام شد؛ در این میان اما هنوز پیکر کوچک یک دانشآموز کلاس اولی شناسایی نشده است.
جواب تست DNA ماکان منفی بود و به ما گفتند پسرمان مفقود است
خانواده ماکان نصیری،دانشآموز کلاس اولی مدرسه میناب، تنها کسانی هستند که هنوز هیچ نشانهای از پیکر پسرشان به دست نیاوردهاند و روز گذشته به آنها اعلام شده است که ماکان جزو شهدای مفقودالاثر محسوب میشود. سیروس نصیری پدر ماکان به خبرآنلاین میگوید: جواب تست دیانای (DNA) ماکان هم آمد و کلا منفی بود؛ به ما گفتند ماکان مفقودالاثر است.
روایت آخرین دقایق ماکان قبل از مدرسه رفتن
من و همسرم ۴ فرزند داشتیم که ماکان آخرین آنها است؛ آخرین روز مدرسه رفتن او را کاملا به یاد دارم. ساعت ۶ صبح روز نهم اسفندماه مادر ماکان از خواب بیدار شد و لباسهای او را که شب گذشته شسته بود را اتو زد و به ماکان پوشاند. روزهایی که ماکان به مدرسه میرفت، هیچوقت عادت نداشت در خانه صبحانه بخورد اما آن روز به مادرش گفت گرسنه هستم و چند لقمه نان خورد و تکهای نان را هم از همسرم گرفت و با خودش به مدرسه برد. ماکان روز آخر را با برادرش که از او بزرگتر بود به مدرسه رفت؛ تا قبل از اینکه از خانه خارج شوند و با موتور بروند، هی از دم در برای مادرش بوس میفرستاد. نمیدانستیم که این آخرین دیدار است و دیگر بچهمان را نمیبینیم.
ماکان پسر مهربانی بود؛ ۲ سالی میشد که به کلاس ژیمناستیک میرفت و این ورزش را دنبال میکرد. وقتهایی که در حسینیه محل مراسمی بود با ما به آنجا میآمد و در هر کاری که به او میگفتند کمک میکرد؛ ماه رمضان امسال هم چند روزی که هنوز آن اتفاق نیفتاده بود را به حسینیه میرفت.
وقتی به مدرسه رسیدم، فقط خرابی دیدم
روز حادثه من در خانه بودم که یکی از دوستانم از اصفهان ساعت ۱۰:۳۰ صبح به من زنگ زد و گفتند که تهران را زدند؛ بعد هم گفت برو بچههایت را از مدرسه بیاور؛ من آن روز یک دروغ مصلحتی هم گفتم که پسر بزرگترم را فرستادهام که برود و بچهها را بیاورد. هنوز از وضعیت ماکان بیخبریم؛ من منتظرم خودش بیاید؛ میگویم شاید آن روز پسرم از ترس از مدرسه فرار کرده و بیرون رفته باشد.
دقایقی بعد یعنی در ساعت ۱۱:۱۶ دقیقه از مدرسه ماکان با همسرم تماس گرفتند که بیایید و بچه را ببرید؛ همسرم با سرویس ماکان تماس گرفت و گفت که ماکان را هم از مدرسه به خانه بیاورد. کلاسهای ماکان هر روز تا ساعت ۱۳:۳۰ ظهر دقیقه طول میکشید؛ آن روز که تماس گرفتند و ما هم به راننده سرویس اطلاع دادیم و معلم پسرم را هم در جریان قرار دادیم که راننده به دنبال ماکان میرود اما پیش از رسیدن راننده، مدرسه را زده بودند و به ما هم اطلاع دادند که خودمان به مدرسه برویم.
من و همسرم در آن لحظه دست و پایمان را گم کردیم و آشفته و نگران راهی مدرسه شدیم؛ نصف مسیر را رفتیم و چون ترافیک بود، از وسط راه پیاده شدیم و به طرف مدرسه رفتیم. وقتی رسیدیم کلا مدرسه نابود شده بود؛ در آن لحظههای نخست که به مدرسه رسیدیم فقط یک چیز دیدیم؛ خرابی، خرابی، خرابی.