eitaa logo
مجتمع فرهنگی امام رضا علیه السلام
8.4هزار دنبال‌کننده
43.8هزار عکس
16.7هزار ویدیو
513 فایل
✅کانال مجتمع فرهنگی آموزشی امام رضا علیه السلام @ircom_8 🔹آدرس : چیتگر- بلوار کوهک- خیابان نسیم 16 غربی- مجتمع امام رضا علیه السلام @ircom8admin ادمین کانال مجتمع ✅لینک کانال ها و لوکیشن مجتمع امام رضا(ع): https://takl.ink/ircom_8/
مشاهده در ایتا
دانلود
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
ایران، ایران امام رضاست 🔸نصب کتیبه ویژه دهه کرامت در حرم مطهر رضوی @TasnimNews
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد دلشوره ما بود و دل آرام جهان شد...
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️محسنی اژه‌ای: دشمنان باید غرامت جنگی بپردازند؛ دشمن را نباید رها کرد، باید گریبانش را گرفت و مجازاتش کرد
کسب اطلاع تسنیم: ایران فعلاً با دور بعدی مذاکره با آمریکا موافقت نکرده است ▪️ کسب اطلاع خبرنگار خبرگزاری تسنیم از نهادهای ذی‌ربط حاکیست که به دلیل اعلام ترامپ مبنی بر محاصره دریایی ایران و همچنین زیاده‌خواهی‌های آمریکایی‌ها در مذاکره که در پیام‌های رد و بدل شده اخیر نیز ادامه دارد، ایران با دور بعدی مذاکرات تا این لحظه موافقت نکرده است. ▪️ ایران تاکید کرده است که عدم زیاده‌خواهی آمریکایی‌ها در مذاکره یک شرط اصلی برای ادامه مذاکرات است وگرنه ایران به دنبال اتلاف وقت خود با مذاکرات فرسایشی و بی فایده نیست. ▪️ بر اساس اطلاع خبرنگار تسنیم، این موضوع از طریق واسطه پاکستانی به مقامات آمریکایی اطلاع داده شده است. @TasnimNews
♦️دبیر ستاد مناسبت های ویژه آستان قدس رضوی: قطعا محل دفن رهبر شهید در مشهد و حرم مطهر رضوی خواهد بود اما هنوز مکانی برای دفن رهبر شهید در حرم امام رضا(ع) مشخص نشده است/مراسم تشییع رهبر شهید همچنان اعلام نشده است خبر فوری
♦️جواد قارایی: ایرانی جان می دهد، اما یک مشت از خاکش را هرگز 🔹آخرین پیام رهبر شهید با مشتهای گره کرده خبر فوری
♦️واکنش بيل کریستول (تحلیلگر سیاسی) به نتیجه جنگ با ایران 🔹ترامپ شش هفته پیش: من تسلیم بی‌قیدوشرط را مطالبه می‌کنم. 🔹ترامپ امروز: در عمل درباره تغییر نظام، پایان همیشگی برنامه هسته‌ای، موشک‌ها، نیروهای نیابتی، تحریم‌ها و حتی پرداخت به حکومت ایران، خودم تسلیم می‌شوم. 🔹بیایید تظاهر کنیم همه‌چیز خوب است
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هم پیش مردم عزیز هم پیش مسئولین،ارتش عزیز است رهبر شهید انقلاب (قدس سره): 🔹امروز ارتش عزیز است. هم پیش مردم عزیز است، هم پیش مسئولین عزیز است. کنار مردم و جزو مردم است؛ در همه حوادثی که مردم حضور دارند، ارتش هم حضور دارد. ▪️روز ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
ایران، ایران امام رضاست 🔸نصب کتیبه ویژه دهه کرامت در حرم مطهر رضوی
بمناسبت فرارسیدن روز ۲۹فروردین ، روز ارتش جمهوری اسلامی ایران 🌟جنگاور بود، چترباز بود، دوره‌هایی که یک رنجر باید ببیند را گذرانده بود، کلاه‌ سبز بود. از خیلی سال قبل‌تر مسوول حوزه بسیج و مسوول آموزش ناصحین شد و همیشه خودش را سرباز رهبر می‌‌دانست. قبلا یکبار به عراق رفته بود، اما آن موقع ماموریتش طولانی نبود. محسن درست است که پسرم بود، اما پشت و پناهم بود، روزی هم که آمد و گفت می‌خواهد به سوریه برود می‌دانستم این راه، شهادت دارد، خودم هم در دوران دفاع مقدس جبهه بودم، می‌دانستم شرایط جنگ چگونه است. البته این را هم قبول داشتم که شهادت نصیب هر کسی نمی‌شود و این‌هایی که امروز می‌بینید شهید شده‌اند، برگزیده هستند. محسن خیلی دوست داشت حضرت آقا را از نزدیک ببیند و حتی در وصیتنامه‌اش هم نوشته بود که آرزو دارم آقا دست مبارکشان را روی سرم بکشند که قسمت نشد و البته آقا بعد از شهادتش سر مزار محسن آمد و چند دقیقه‌ای ایستادند.برشی از زندگی شهید محسن قوطاسلو 🌟وقتي برای آخرین بار دیدمش سفيد مثل مهتابي شده بود. تازه اصلاح كرده بود. چشم‌هايش باز بود. تفنگ را به زور از دستش در آورده بودند. اگر سوراخ روي قلبش نبود مي‌گفتم خوابيده… گوشه‌‌ي لب‌هايش چين خورده بود… درد داشت. آن‌قدر به خطوط صورتش، حالت لب‌هايش دقت كرده بودم كه فهميدم چه معنايي دارد. به پسرها گفتم: “كف پاي بابا را ببوسيد. پاي بابا خيلي خسته است”… بعد هم يك پروانه آمد نشست روي پيكر حسن. بعد پرواز كرد و با حسن آمد تا قبر. لباس‌هاي خوني‌اش را پسرها شستند و من همه‌ي آن‌ها را تميز و مرتّب در كمد نگه داشته‌ام. حالا سال‌هاست كه از رفتن حسن مي‌گذرد؛ مي‌نشينم و عكس‌ها را جلويم مي‌چينم و نگاه شان مي‌كنم و بر تنهائيم فكر مي‌كنم. بچه‌ها هستند اما حسن نيست…روایتی از همسر سرلشگر شهید آبشناسان 🌟یکی از تکاورانی که در حماسه خرمشهر در ابتدای جنگ حضور داشتند، خاطره ای فراموش نشدنی در تاریخ این سرزمین را از آن روزها چنین بیان کردند: “پس از این که خرمشهر سقوط کرد و به دست دشمن افتاد، بین ما و دشمن پل خرمشهر حایل شد که با تخریب آن مانع از ادامه پیشروی دشمن شده بودیم. دشمن برای تضعیف روحیه ما، جنازه یکی از دخترانی را که در طول محاصره به شهادت رسیده بود و در شهر جای مانده بود را در آن سوی پل به یکی از تیرهای برق کنار پل در سمتی که ما ببینیم، بسته بود. تکاوران دلیر ما که این صحنه را دیدند، به خاطر حفظ ناموس وطن، برای برگرداندن جنازه آن دختر ایرانی، به آن سوی رودخانه رفته، سه نفر از تکاوران شهید شدند و پیکرشان همانجا ماند، اما توانستند جنازه آن دختر ایرانی یعنی ناموس وطن را از چنگ دشمن آزاد کرده و به این سمت پل بیاورند…. 🌟گوشه برزنت راکشیده بودند روی خودشان.جا نبود من و صیّاد بخوابیم. روی زمین نم دار و سرد دراز کشیدیم. نگاهش می کردم، سردش بود و می لرزید. گفتیم پشت به پشت هم بدهیم شاید کمی گرم مان شود. توی آن هوای سرد وضو گرفت و ایستاد به نماز. من فقط نگاهش می کردم. اصلاً حسّ تکان خوردن هم نداشتم چه برسد به نماز خواندن. نمازش که تمام شد تا خودِ صبح قرآن خواند. بعد هم بچه ها را بیدار کرد. روی همان تپّه نماز جماعت خواندیم…برشی از زندگی سپهبد شهید، علی صیاد شیرازی کتاب زندگی به سبک شهدا، ناصرکاوه
بمناسبت فرارسیدن روز ۲۹ فروردین ، روز ارتش جمهوری اسلامی ایران 🌟آن روز وقتى بلوار نزديک پايگاه هوايى شيراز را به نام من كردند، غرور و شادى را در چشم‌ هاى همسرم ديدم. خانواده خودم هم خوشحال بودند. حواله زمين را كه دادند دستم، من فقط به خاطر دل همسرم گرفتم و به خاطر او و مردم كه اين همه محبت دارند و خوبند، پشت تريبون رفتم. ولى همين كه پايم به خانه رسيد، ديگر طاقت نياوردم. حواله زمين را پاره كردم، ريختم زمين. يعنى فكر مى كنند ما پرواز مى كنيم و مى جنگيم تا شجاعت ‌هاى ما را ببينند و به ما حواله خانه و زمين بدهند؟… بايد با زبان خوش قانعش كنم كه انتقال به تهران، يعنى مرگ من. چون پشت ميزنشينى و دستور دادن براى من مثل مردن است…دست‌ نوشته ‌اى از عباس دوران، هشتم تير ۱۳۶۰ 🌟نقش شهید جواد فکوری در خنثی کردن ماجرای حزب خلق مسلمان در تبریز، زمانی که فرماندهی پایگاه دوم شکاری را بر عهده داشت، بسیار حساس بود. او با منسجم کردن نیرو های پایگاه و همکاری بچه های انجمن اسلامی، توطئه دشمنان را نقش بر آب ساخت. فکوری زمانی به فرماندهی پایگاه یکم شکاری منصوب گردید که عناصر ضد انقلاب این پایگاه هر روز با شعار های انحرافی و طرح مسائل جنبی قصد داشتند که امور عملیاتی پایگاه را دچار وقفه و اختلال کنند، اما با زحمات پی گیر شهید فکوری و کمک کارکنان، نه تنها تلاش های عناصر ضدانقلاب خنثا و بی اثر شد بلکه کارایی عملیاتی پایگاه نیز افزایش یافت.همچنین نقش فکوری به صورتی قاطع و مصمم در هدایت عملیات خنثا سازی کودتای نوژه و نظارت وی در دستگیری عناصر این کودتا قابل توجه بوده است. نقش فکوری در طراحی و اجرای بزرگ ترین عملیات 140 فروندی (کمان 99) که تنها به فاصله ده ساعت از آغاز جنگ تحمیلی و به تلافی اولین حمله ناجوانمردانه رژیم بعث عراق صورت گرفت، همواره نقطه عطفی در تاریخ نبردها و جنگ های هوایی به شمار می آید. فکوری در سال های پس از انقلاب چندین بار توسط عناصر وابسته و ضد انقلاب تا مرز شهادت پیش رفت.او فکوری پس از تشکیل کابینه شهید رجایی با حفظ سمت به عنوان وزیر دفاع برگزیده شد و پس از اینکه سرهنگ معین پور به فرماندهی نیروی هوایی گمارده شد، ایشان مورد تشویق قرار گرفت و به سمت مشاور جانشینی رئیس ستاد مشترک ارتش انتخاب شد. سرانجام در شامگاه هفتم مهرماه 1360 زمانی که به همراه چندتن از سرداران رشید اسلام (فلاحی. نامجو. کلاهدوز. جهان آرا و…) که حاملان خبر فتح و پیروزی رزمندگان سلحشور اسلام بودند و به منظور دیدار و ارایه گزارش فتح به فرماندهی کل قوا امام خمینی(ره) از منطقه عملیاتی به تهران بازمی گشتند در اثر سانحه سقوط سی 130 در سی مایلی جنوب شهر تهران (کهریزک) به افتخار شهادت نایل آمد.او هنگام شهادت 43 سال داشت و از وی دو پسر و یک دختر به یادگار مانده است. شهید جواد فکوری 🌟قرنی و همفکرانش در زمان شاه دستگیر و محاکمه شدند. در آغاز صحبت از اعدام قرنی بود، ولی بنا به عللی او را به اخراج از ارتش و سه سال حبس محکوم کردند. وی در اسفند 1339 از زندان آزاد شد. ایشان به دلیل همکاری با جریان نهضت امام خمینی مجدد به زندان رفت. شهید قرنی در جریان انقلاب به نیروهای انقلابی پیوست و به هنگام شکل‌گیری و گزینش اعضای شورای انقلاب از سوی امام خمینی به عضویت این شورا انتخاب شد. پس از پیروزی انقلاب، بلافاصله، در روز 23 بهمن، ضمن اعاده به ارتش با درجه سرلشکری به عنوان رئیس ستاد ارتش انقلاب، با حکم امام خمینی منصوب شد. شهید قرنی شخصیتی بود که نه تنها در تثبیت موقعیت ارتش در نظام جمهوری اسلامی نقش کلیدی داشت بلکه با شهامت و ایستادگی در مقابل طرح‌هایی که در جهت فروپاشی ارتش مطرح می‌شد ایستاد و به ارتش هویت داد و به همین خاطر خاری در چشم دشمنان شد و در نهایت در روز سوم اردیبهشت 1358 به دست گروهک تروریستی فرقان شهید شدن شهیدسید‌ محمد ولی قره نی 🌟حسین در 7 آذر 59 و در عملیات مروارید بر فراز خلیج فارس 48 افسر عالی رتبه و دو ژنرال عراقی را کشته و نیروی دریایی ارتش عراق و ناوهای اوزا را منهدم کرد و در مجموع ۲۴۰ میلیون دلار به رژیم عراق ضرر زد! همین موضوع باعث شد که او را شکارچی اوزا نامیدند… در قسمتی از وصیت نامه این شهید بزرگوار مطلبی آمده که همه وجود و مرام و مردانگی خلعتبری در آن پیداست: اگر ذره ای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد، آن را با خونم در خاک وطن می‌شویم و مرگ در این راه را افتخار می‌دانم و اگر ارزشمندتر از جانم هدیه‌ای داشتم، حتما به این مردم خوب تقدیم می‌کردم…حسین خلعتبری در یکی از مصاحبه‌هاى خبرى گفته است: اینها را مى‌گویم که تاریخ بنویسد و آیندگان بدانند که ما در اوج مظلومیت جنگیدیم.اگر خود و فرزندان مان هم کشته شویم بازهم تسلیم نمى‌شویم تا دنیا بفهمد ایرانى با غیرت هرگز در مقابل تجاوز سکوت نمى‌کند و تا نابودى متجاوز دست از دفاع نمى‌کشد.شهید حسین خلعتبری
بمناسبت فرارسیدن ۲۹فروردین ، روز ارتش جمهوری اسلامی ایران 🌟پسر پیرمرد دفن‌کننده پیکر خلبان شهید غلامرضا چاغروند به‌نام دیوان جالیزی در این خصوص می‌گوید: در 12 مهر ۵۹ یک بالگرد در منطقه دهلران در حال پرواز بود. منطقه چند ساعت قبل به‌علت عقب نشینی نیروهای ایرانی در اشغال نیروهای بعثی بود. نیروهای دشمن به محض دیدن بالگرد آن را مورد هدف گلوله‌های خود قرار دادند بالگرد به‌سمت کوه‌های اطراف پرواز کرد و به‌علت اصابت گلوله به هلی‌کوپتر و زخمی شدن کمک خلبان در یک کیلومتری جالیز بر زمین نشست. بلافاصله نیروهای مهاجم هلی‌کوپتر را به محاصره درآوردند و سرنشینانش را به اسارت درآوردند فرمانده بعثی‌ها از خلبان می‌خواهد به امام امت توهین کند که با مقاومت چاغروند روبه‌رو می‌شود. این ایستادگی و مقاومت ایشان تا جایی ادامه دارد که یکی از افسران عراقی با سرنیزه به‌ سمت او حمله می‌کند و وی را غریبانه به شهادت می‌رساند… این خلبان جوان ۲۳ ساله که تازه داماد بود و فرزندی نداشت به‌خاطر نام رهبر سر از تنش جدا کردند و جنازه‌اش دو روز در بیابان‌ها ماند و پیرمردی در روستای جلیز دهلران جنازه او را خاک کرد و به جرم خاک کردن شهید چاغروند ۱۰ سال به اسارت رفت. 🌟مقام معظم رهبری در مراسم این شهید بزرگوار در وصف او فرمودند: فقدان بزرگی بود؛ نه فقط برای شما برای من هم این طور بود. ولی خب چاره ای نیست باید تحمل کرد. شهید یاسینی مردی مومن بود، پرتلاش بود، صادق بود، صمیمی بود و خود همین‌ها موجب شده بود که به ایشان امیدوار باشم. در این حوادث سخت است که جوهر ما آشکار می‌شود و نیروها و توانایی های درونی ما آشکار می‌شود…بخشی از وصیت‌نامه شهید یاسینی: من یک خلبان هستم. سالها از بیت المال برایم هزینه کرده اند تا به اینجا رسیده ام. حال وظیفه دارم که دینم را ادا کنم. مگر نه اینکه همواره آرزو کرده ایم که ای کاش در واقعه عاشورا می بودیم و فرزند زهرا(س) را یاری می کردیم؟… اکنون زمان آن فرا رسیده و همگان مکلفیم که برای لحظه ای روح خدا را تنها نگذاریم. بنابرین از من انتظار نداشته باشید که بیش از این در کنارتان باشم. به یقین اجر شما نیز که به تربیت فرزندان و امور خانه همت می گمارید و زمینه را برای حضور بیشتر ما در صحنه فراهم می کنید نزد خدا محفوظ خواهد بود… خانواده یاسینی یک شهید و یک جانباز را نیز تقدیم انقلاب، اسلامی و ایران اسلامی نموده است. شهید رضا یاسینی که در سن ۱۷ سالگی در تنگه چزابه به شهادت رسید و عباس یاسینی که جانباز قطع عضو. شهید سید علیرضا یاسینی 🌟پدرمان خیلی به خواهر کوچک مان علاقه داشت…خواهر کوچکم در نوجوانی به سرطان استخوان مبتلا شد… بیماری خواهرم شدت گرفت و همه از او قطع امید کردند… به پدر اطلاع دادیم که دخترش آخرین روزهای عمرش را طی می کند و هر چه زودتر خودش را برای آخرین دیدار با او به تهران برساند. اما پدر قبول نکرد که بیاید… پدرم در آن موقع فرمانده لشگر بودند و در عملیات شرکت داشتند… ایشان در جواب اصرارهای مادرم گفت: الان عملیات است واین سربازانی که الان در حال جنگ هستند، همه شان فرزندان من هستند، الان من وظیفه دارم کنار آنها باشم و همراهشان بجنگم…. خواهر کوچکم در ۱۶سالگی فوت کردند و پدرم تا دو ماه هم نتوانست به خانه برگردد. راوی پسر شهید ابراهیم نیارکی 🌟سنندج به‌ وسيله اشرار و جدايي‌طلبان در محاصره بود. مردم بي‌گناه در آماج گلوله‌هاي اشرار به خاك و خون كشيده مي‌شدند. بالگرد كبرايي چرخ‌زنان در آسمان شهر ظاهر مي‌شود و طوفان راكت و گلوله‌هايش سينه مهاجمان را مي‌شكافت و آنها را عقب مي‌راند. ديگر بالگردهای هوانيروز در پناه اين بالگرد پي‌درپي فرود مي‌آيندو مجروحان و زنان و كودكان را از باشگاه افسران به منطقه امن تخليه مي‌كنند. در آخرين پرواز بالگرد كبری كه خلبانش محسن درخشان و احمد پيشگاه‌هاديان بودند هدف اصابت گلوله قرار مي‌گيرند. خلبان هاديان چاره‌اي جز فرود اضطراري در اطراف شهرندارد. هر دو خلبان از بالگرد مشتعل خارج مي‌شوند و هريك به سويي مي‌روند. خلبان هاديان نجات مي‌يابد اما خلبان درخشان به‌وسيله اشرار ضدانقلاب اسير مي‌شود… افراد ضدانقلاب, او را ايستاده و تا گردن در خاك فرو مي‌كنند و با ماليدن مايع شيرين به سر و صورت رهايش مي‌كنند. فردا كه براي نتيجه شكنجه به سراغش مي‌آيند هنوز اندك رمقي در سر و صورت متلاشي شده از هجوم حشرات در چهره‌اش وجود داشته كه با گلوله‌اي او را خلاص و به شهادت مي‌رسانند. بعد از شهيد نماز هوانيروز (خلبان حسن قاسمي) خلبان محسن درخشان به شهيد ايستاده معروف مي‌شود. شهید ایستاده هوا نیروز امیر سرلشگر خلبان محسن درخشان مي‌باشد.کتاب خاطرات دردناک, ناصر کاوه