eitaa logo
مجتمع فرهنگی امام رضا علیه السلام
6.2هزار دنبال‌کننده
32.4هزار عکس
8.5هزار ویدیو
267 فایل
✅کانال مجتمع فرهنگی آموزشی امام رضا علیه السلام @ircom_8 🔹آدرس : چیتگر- بلوار کوهک- خیابان نسیم 16 غربی- مجتمع امام رضا علیه السلام @ircom8admin ادمین کانال مجتمع ✅لینک کانال ها و لوکیشن مجتمع امام رضا(ع): https://takl.ink/ircom_8/
مشاهده در ایتا
دانلود
فرزند آدم، آنچه حاجت تو را رفع کند در دسترس خود داری و در پی آنچه تو را به طغیان وا می‌دارد، روز می گذاری. به اندک قناعت نمی کنی و از بسیار سیر نمی‌شوی. @ircom_8
حکمت 44 خوشا به حال كسى كه همواره به ياد معاد باشد و براى روز حساب عمل كند و به آنچه روزيش داده اند، قانع باشد و از خداى راضى. @ircom_8
🔻رهبرانقلاب: از لحاظ اشتغال، از لحاظ مشکلات زندگی و معیشتی به این قهرمانانی که دچار مشکلاتی از این [قبیل] و در این زمینه‌ها هستند، به معنای واقعی کلمه رسیدگی بشود؛ یعنی این عدالت ورزشی در همه جا، هم از لحاظ جغرافیایی، هم از لحاظ نوع ورزشها یک عدالتی بیش از آنچه امروز دارد اِعمال میشود، بایستی مورد توجّه قرار بگیرد. ۱۴۰۰/۶/۲۷ @ircom_8
موفقیت خود به خود به طرف شما نمی آید، باید آن را به دست آورید و به دنبال آن بروید. باید تنها هدف شما از زندگی باشد و در راه رسیدن به آن تمام تلاشتان را بکنید. @ircom_8
پیر زن و خدا پیر زن با تقوایی در خواب خدا را دید و به او گفت: خدایا، من خیلی تنها هستم، آیا مهمان خانه من می شوی؟ خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش خواهد آمد. پیر زن از خواب بیدار شد، با عجله شروع به جارو کردن خانه کرد. رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی را که بلد بود، پخت. سپس نشست و منتظر ماند. چند دقیقه بعد در خانه به صدا در آمد. پیرزن با عجله به طرف در رفت و آن را باز کرد. پشت در پیرمرد فقیری بود. پیرمرد از او خواست تا غذایی به او بدهد. پیرزن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را بست. نیم ساعت بعد باز در خانه به صدا درآمد. پیر زن دوباره در را باز کرد. این بار کودکی که از سرما می لرزید از او خواست تا از سرما پناهش دهد. پیر زن با ناراحتی در را بست و غرغرکنان به خانه برگشت. نزدیک غروب بار دیگر در خانه به صدا درآمد. این بار پیر زن مطمئن بود که خدا آمده، پس با عجله به سوی در دوید. در را باز کرد ولی این بار نیز زن فقیری پشت در بود. زن از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذایی بخرد. پیرزن که خیلی عصبانی شده بود، با داد و فریاد، زن فقیر را دور کرد. شب شد ولی خدا نیامد. پیرزن ناامید شد و رفت که بخوابد و در خواب بار دیگر خدا را دید. پیر زن با ناراحتی به خـدا گفت: خدایـا، مگر تو قول نداده بودی که امـروز به دیـدنم مـی آیی؟ خدا جواب داد: بله، ولی من سه بار به خانه ات آمدم و تو هر سه بار در را به رویم بستی! @ircom_8
کانال اطلاع رسانی مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره اسلامی 🌺آفتاب هشتم🌺 ✅حاوی مطالب آموزشی ✅حاوی مطالب اخلاقی ✅اطلاع رسانی کانال پیام رسان سروش https://sapp.ir/aftab_8 ساعت پاسخگویی از شنبه تا چهارشنبه از ساعت9 تا 14 🔶شماره تماس:44739942 🍀آدرس: بلوار کوهک،نسیم 16 غربی،مجتمع آموزشی،پژوهشی و فرهنگی امام رضا علیه السلام @ircom_8
مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره اسلامی 🌺آفتاب هشتم🌺 ✅مشاوره ازدواج ✅مشاوره خانواده ✅مشاوره زناشویی ✅مشاوره فردی و..... 🌹مشاوره تخصصی کودک و نوجوان ✅آموزش مهارت های کنترل خشم و هیجانات ✅تشخیص و درمان اختلالات یادگیری ✅وسواس نوجوانان و بزرگسالان ✅قصه درمانی ✅بیش فعالی ساعت پاسخگویی از شنبه تا چهارشنبه از ساعت9 تا 14 🔶شماره تماس:44739942 🍀آدرس: بلوار کوهک،نسیم 16 غربی،مجتمع آموزشی،پژوهشی و فرهنگی امام رضا علیه السلام @ircom_8