eitaa logo
وایپ/روبش
1.2هزار دنبال‌کننده
552 عکس
109 ویدیو
0 فایل
##گروه مستقل## تمامی مطالب کانال و سایت تولیدی گروه روبش است. ارتباط با مدیر @W_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
وایپ/روبش
📍آمریکا برای روایت عملیات نجات خلبانانش دست به تولید فیلم و رمان زد!
🔹بر اساس پیش‌بینی‌ها، آمریکا و هالیوود به‌سراغ نوشتن رمان و ساخت فیلم از عملیات نجات خلبانان خود در جنوب اصفهان رفته‌اند. 🔹این عملیات تحقیرآمیز اگرچه با نام «طبس ۲» شناخته می‌شود، اما آمریکا قصد دارد روایتی توهمی و هالیوودی از آن ارائه دهد و تاریخ را جعل کند. 🔹«مایکل بی»، کارگردان سرشناس آمریکایی که سال‌ها برای نظامیان کشورش فیلم‌های اکشن و جنگی ساخته و ژنرال‌ها را قهرمان و شکست‌ها را پیروزی جلوه داده، کارگردانی این فیلم را بر عهده دارد. 🔹فیلم بر اساس کتاب تازه‌ای از «میچل زاکاف»، نویسندهٔ معروف کتاب «سیزده ساعت»، ساخته خواهد شد. این کتاب در دست نگارش است و به‌زودی منتشر می‌شود. 🔹تولید رمان و فیلم از عملیات شکست‌خورده و مفتضحانهٔ آمریکا در حالی انجام می‌شود که دولت این کشور، برخلاف رویهٔ همیشگی‌اش، هنوز هیچ تصویری از خلبانان نجات‌یافته منتشر نکرده است. از سوی دیگر، لاشهٔ تجهیزات عملیات و جنگنده سرنگون‌شده در اصفهان همچنان موجود است. 🔹آمریکا با کمک رسانه‌هایش سعی کرد عملیات شکست‌خورده را موفق جلوه دهد، هرچند جهان آنچه را لازم بود فهمید. اکنون فیلم و رمان این عملیات هم بر «شیپور پیروزی دروغین» آن‌ها خواهد دمید، اما بی‌تردید تولید نخستین روایت از چنین رویداد جذابی برای افکار عمومی جهان، اهمیت راهبردی دارد. 🔹مردم ایران از مسئولان فرهنگی و هنری کشور انتظار دارند که محصولاتی جدی و حرفه‌ای از این رویداد تولید و به جهان عرضه کنند و اجازه ندهند هالیوودبه تنهایی تاریخ بسازد! به نظر می‌رسد این کار به مراتب آسان‌تر از بسیاری موضوعات دیگر باشد، چراکه مردم جهان مشتاق شنیدن روایت ایران نیز هستند. 📝معصومه عمرانی 📡 روبش/وایپ را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید @irwipe
📍نگاهی به «تهران کنارت» نمایشِ گذر از خط‌قرمزها و حساسیت‌سنجی جامعه! 🔸اسمش مثل یک کتِ گشاد به تنش قواره نیست «تهران کنارت»، نه تصویری از تهران است، نه تصویری از جوانِ تهرانی! 🔸ادعای علی بهراد نویسنده و کارگردانش این بوده که «می‌خواسته تصویر آن قشر از جوانانی را نشان دهد که سهمی روی پرده سینما نداشته‌اند و گروهی که مدت‌هاست به سینما نرفته‌ و اتفاقاً مخاطب اصلی این فیلم هستند، یعنی بچه‌های جوان با میانگین سنی ۲۰سال را به سینما دعوت کند تا ببینند در سینما اثر و محتوایی وجود دارد که برای آن‌ها ساخته شده است» 🔸ادعایی که هر طرفش را بگیری نخ‌کش می‌شود! از قضا جوان ۲۰ساله‌ی امروزی پای ثابت سالن سینماست و آن‌قدر باهوش و رُک است که وقتی فیلمی را نپسندد از خیر بلیتش می‌گذرد و همان وسط سانس به اعتراض برمی‌خیزد یا آخر فیلم آن‌قدَر بلند بلند نقدش می‌کند و غُر وقتِ تلف‌شده‌اش را می‌زند تا همه بفهمند آن‌چه روی پرده بود اندازه‌ی یک دست بازیِ روی گوشی هم برایش آورده نداشته! 🔸خلاصه که «تهران کنارت» نانِ آن تیزر جنجالی‌اش را می‌خورد تا با یورتمه روی خط‌قرمزها و ممیزی‌ها، یک پرونده‌ی فرهنگی برای خودش دست و پا و فروشی که هرگز در قد و قواره‌اش نبود را تجربه کند. تشکر از علی سرتیپی مدیرعامل فیلم‌نت در انتهای فیلم هم مهر تأییدی بر شیوه‌ی کم‌هزینه‌ی تبلیغ یک فیلم است که پیشتر، بارها و بارها در سریال‌های شبکه نمایش‌خانگی با مدلِ مشابه آن، روبرو شدیم؛ «پربازدید کردن سکانس‌های عبور از ممیزی، افشای سوابق منشوریِ عوامل سازنده‌ی فیلم، کلیدزدن کمپین‌های مخالف مردمی و...»
وایپ/روبش
📍نگاهی به «تهران کنارت» نمایشِ گذر از خط‌قرمزها و حساسیت‌سنجی جامعه! 🔸اسمش مثل یک کتِ گشاد به تنش ق
🔸فیلم از بازگشت لی‌لی(آناهیتا افشار) به ایران برای حضور در عروسی دوست قدیمی‌اش و دیدار دوباره‌اش با پاشا(علی شادمان) آغاز می‌شود و تمام قصه، مرور خاطرات قدیمی یک رابطه‌ی نابه‌سرانجام بین لی‌لی و پاشاست. 🔸خاطراتی که تهرانِ شیک و مدرن، لوکیشن ثبت آن است، ماشین کرایه‌ای‌اش خارجی‌ست، رستورانش میزِ زنده دارد، مهمانی‌اش کاستوم‌پارتی‌ست، بوتیکش برند است، تراس درندشت خانه‌اش پاتوقِ روی پرده فیلم دیدن رفقاست، بازی‌اش پینت‌بال و ترافیکش قفل از ماشین‌های لوکس است! 🔸در عین‌حال پسر قصه آن‌قدَر ته‌جیبش خالی‌ست که پول حساب کردن یک بشقاب غذای دریایی را ندارد و خاطره‌ی گریه‌آورش، خوردن خمیردندان از سرِ گرسنگی در پایان یک روزی‌ست که از صبح هیچ‌چیز برای خوردن نداشته! و این نداریِ جوان ایرانی هیچ‌کجای دیگر در وجنات و سکنات پاشا، نمود ندارد و به قدری نچسب است که فیلم‌ساز ترجیح داده مصادیق فقرش را وسط یک فضای سانتی‌مانتال فیلم نمایش نداده و فقط به‌عنوان یک خاطره تعریفش کند. 🔸اساساً شخصیت‌پردازی در «تهران کنارت» برای فیلم‌ساز هیچ محلی از اعراب نداشته و لی‌لی، پاشا و دوستان‌شان به غایت مبهم و بی‌پس و پیش‌اند! خانواده دارند یا ندارند؟ پاشا شغلش چیست؟ لی‌لی با وجود رفاه و آزادی نامحدودش چرا قصد مهاجرت دارد و پاشا برای ماندن و نرفتن بندِ چیست؟ 🔸حال فیلم‌ساز یا شخصیت‌پردازی بلد نبوده یا بدتر از آن چنان درگیر شکستن خطوط قرمز و پا گذاشتن روی ممیزی‌ها بوده که فراموش کرده باید برای این همه تابوشکنیِ رگباری، شخصیتی را توصیف کند! و تنها مخاطب را پرت کرده است وسط چند شب و روزِ موزیکال راک که بدون روایت یک داستانِ یک‌خطی، پر است از صدای خوانندگی و رقص علنی زن‌ها، شوخی‌های جنسی، صحنه‌های پُر از اختلاط و تماس، لوندی‌های یک دختر جوان، اقرار مکرر به روابط نامشروع پیش‌از ازدواج و مستی! آش فیلم‌ساز آن‌قَدر شور است که در توالت رستورانی که لی‌لی آشپز آن است، در یک سکانس کوتاه، علی مصفا در قالب یک شخصیت غریبه، تنها ظاهر می‌شود که به پاشا یک بطری الکل بدهد تا سر بکشد و به او بگوید دکمه‌های یقه‌ات را باز بگذاری بهتر است! 🔸و طبیعتاً وقتی برای نمایش رگباری این‌همه تابو از یکسری شخصیتِ بدون شخصیت، فیلم می‌سازی تردیدی باقی نمی‌ماند که هدفت روایت یک درام عاشقانه، پرداختن به مسئله‌ای چون مهاجرت در جامعه یا تولید محتوا برای یک قشر خاص نیست؛ بلکه هدف شکستن آن چارچوب و قواعدی است که در سینمای ایران وجود دارد، یک انقلاب مخملیِ موزیکال در سینما علیه حدود عرفی و شرعی نظام جمهوری اسلامی!
وایپ/روبش
🔸فیلم از بازگشت لی‌لی(آناهیتا افشار) به ایران برای حضور در عروسی دوست قدیمی‌اش و دیدار دوباره‌اش با
🔸حال اینجاست که شخص آقای صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی باید پاسخگو باشد که چرا درست در تاریخی که جوانان با میانگین سنی ۲۰سال کف خیابان‌های تهران را با پرچم ایران قبضه کرده‌اند، درست در تاریخی که جوان تهرانی هویتش را باشکوه‌تر از همه تاریخِ ایران فریاد می‌زند؛ چرا باید فیلمی این‌طور بی‌هویت، چهره‌ی جوان‌های تهران را لجن‌مال کند! 🔸شخص آقای فریدزاده رئیس سازمان سینمایی نیز باید پاسخگو باشد که پروانه‌ی نمایشِ «تهران کنارت» چطور به‌عنوان نمادی از حال و هوای تهران، برای ملت مبعوث‌شده، برای اکران روی پرده‌ی سینماهای این شهر صادر می‌شود! 🔸نکند آقایان ادعای تغییرِ رژیم آن کله‌زرد قمارباز را باور کرده‌اند که امروز روی پرده‌ی سینما لی‌لی می‌رقصد، خواننده زن آواز می‌خواند، پارتی مختلط نمایش داده می‌شود، دختر و پسری جوان در بغل هم عشوه می‌آیند، زنی جذاب است که بوی عطرش در مشامت باقی می‌ماند، هم‌خوابگی‌های قبل از ازدواج‌شان را جار می‌زنند و بطری زهرماری را قلپ قلپ بالا می‌کشند! 🔸در «تهران کنارت» لابلای تصویری پست‌مدرن از یک شهرِ شیک، لوکس و به‌روز، با القای ناامیدی در سکانس‌های بی‌ربطی مثل پمپ‌بنزین که دختر و پسر جوانی پول پرداخت یک باک بنزینِ سه‌تومنی را ندارند، پسرِ داستان و رفیقش پول یک وعده غذا را درطول روز ندارند، مهمانی مختلطی که در آن به خندیدن و نوشیدن و رقصیدن مشغولند با ورود پلیس به‌هم می‌خورد، دخترِ داستان روی عشق و حال و کانون‌توجه بودنش در ایران چشم می‌پوشد و مهاجرت را انتخاب می‌کند؛ انگار قصد دارد درست مثل همان دو بیت ترانه‌ای که لی‌لی با خواننده‌ی زنِ خارج‌نشین که از ایران رفته و به‌آغوش پسمانده‌ی پهلوی‌ها پناه برده هم‌خوانی می‌کند؛ «داد نزن سرم، من از تو داغون‌ترم، اگه میرم ازینجا، میرم یجا که آروم‌ترم»! نسخه‌ی اگر با من کنار نیایید، می‌روم را تجویز می‌کند! 🔸سوال اینجاست آیا سازمان سینمایی با صدور پروانه نمایش این فیلم، درِ باغ سبز نشانِ سایر فیلم‌سازان داده تا یکی یکی حدود و حصارهای شرعی را بشکنند و هویت محجوب و شرافتمند ایرانی را دچار یک چرخش انقلاب‌گونه به سمت ولنگاری‌های غرب‌گرایانه کنند؟! نسخه‌ای که امروز حتی در غرب هم قِی شده و سال‌هاست مشغول درمانِ پیامدهای اجتماعی و خانوادگی آن شده‌اند. 🔸کمپینی که پای قوه‌قضاییه را هم به نمایش این فیلم باز کرد، عملاً تأثیری نداشت جز آنچه مطلوبِ فیلم‌ساز بود برای ایجاد حاشیه و فروش بیشترِ فیلم! 🔸«تهران کنارت» در ابتدا تقدیم شد به عسل، مانی و علی مصفا و در انتها باتشکر از لیلا حاتمی! یک فیلم خانوادگی برای نمایش بی‌خانوادگی در تهران! پس بد نیست این خانواده هم پاسخگوی یک‌یکِ تابوهایی که شکسته‌اند باشند و توضیح دهند هدف اصلی‌شان از نمایش این صحنه‌های به‌لحاظ سینمایی بسیار غیرحرفه‌ای و مبتذل، چه بوده است؟! 📝 نرجس احمدی 📡 روبش/وایپ را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید @irwipe