وایپ
🔴کاشت بذر کینه در تئاتر، برداشت آن در کجا؟! 🔺«کابوسهای شازده اجباری» یکی از نمایشهای بخش مسابقه چ
🔺موضوع نمایش در مذمت قدرت است و حاکمِ دیکتاتور و ظالم یک آبادی، دستمایه اجرا، که بازیها و نور خوب آن در خدمت قصه در میآید. تعداد بازیگران و طراحی لباس آنان نیز نشانگر پرهزینه بودن نمایش است.
🔺حاکم، خود را «فیروزخان؛ بزرگِ خاندان قجری تیمورخان سنگ تراش، یگانه نوه خونی محمودخان اسلامآبادی» معرفی میکند.
بر اساس تحقیقات صورت گرفته، نام این فرد فرضی است و در رمان «شازده احتجاب» هوشنگ گلشیری که گفته شده این نمایش برداشت آزادی از آن است نیز وجود ندارد.
🔺فیروز خان؛ نوه محمود خان اسلامآبادی؛ همانند پدران و اجدادش، حاکمی ستمگر است که مردم و بهویژه زنان، حتی دختران و عروسان و بستگان او از ظلمش در امان نیستند.
🔺ظلمی که روایتش حدود یکی دو سال اخیر در کشور بیش از هر زمان دیگری بحثبرانگیز است و درست یا غلط، مردمانی را با خود همراه میکند.
این نوع روایتها که غالبا با نمادپردازی همراه است، تداعی کننده ذهنیت ساخته شده برای مخاطبیست که ذهن و روحش مملو از دادهها و تحلیلهای مغرضانه و تحریف شدهی رسانههای دشمن بوده است!
🔺بنابراین گریزی نیست که بسیاری از مخاطبان، برعکس ناظران و مجوزدهندگان، این نمایش را با بُعد زمان و مکان ببینند و آن آبادی را به کشورشان تعمیم بدهند. همچنین نمیتوان از مخاطب انتظار داشت که این نمایش را نمادین نبیند.
🔺به عنوان مثال برای تبیین مطلب، یکی از پردههای نمایش که در آن یک زن به دستور خان کشته شد، تا حد ممکن بیان میشود. این زن ماهمنیر نام دارد و زن برادر فیروز است که به جرم راهاندازی گروهکی قرار است مجازات شود.
توصیف این صحنه از نمایش:
🗣«مراد»؛ دستیار فیروزخان خطاب به سایرین: امروز خبر رسید که ماهمنیر خانم بیوه برادر فیروزخان، نسوان یاغی طایفه سنگتراش را اغفال کرده تا گروهک بداَختری را بسازند به نیت فعل براندازی! گویا تدارکاتی هم داشته.
مراد خطاب به زن: مگر نه این است که هرچه شما دارید از صدقه سر بزرگی آقاست؟
مگر نه اینکه روز شب شما از لطف و کرم و بزرگی آقاست؟
ماهمنیر: البته که هست، آقا جان رحم کنید!
فیروزخان: حکم قابل اجراست.
ماهمنیر: درها را ببندید تا پسرها نبینند با مادر چه میکنید
فیروزخان: هیچ دری بسته نمیشود.
ماهمنیر: «پس بناست به رسم چرکین این خاک نسل سوزی بشه! کسی که در جستجوی عدالت و حقیقته!
بکُشیییییید، بکشید، بکشید، که این تنها کار حرامیانی چون شماست ولی بدونید، شمارِ زنانی همچون من بیشماره. با زدن هر شاخه، شاخهی تنومندتر قد علم میکنه.
این کمیته تنها برای آگاهی دادن به زنان چشم و دهن بسته بود کسی با چهارپایهی لرزان قدرت شما کاری نداره! ولی اونقدر کثافتو نجسی به تُنبان دارید که هر اقدامی را معنی دیگهای میکنید.»
🔺فیروزخان پس از کشته شدن زن، با عبارات زشت همگان را تهدید میکند که عاقبت دشمنی مرگ خواهد بود و شخصیت اعلامکننده مرگهای این حکومت، علت مرگ ماهمنیر را اینگونه توصیف میکند: امروز ماهمنیر خانم بیوه برادر فیروزخان بزرگ، بدلیلِ بدلیل (تکرار بهجهت تمسخر) ریختن اشک در غم همسر ابتدا نابینا و سپس دچار سوهاضمه شده و دوان دوان به آغوش معشوقش شتافت.
🔺با این اوصاف، از مخاطبی که ذهنش آلوده شده، توقع نمیرود ساده از این پرده عبور کند و مانع دریافت القا شود و مشابهتسازی نکند! و ذهن و قلبش را بیش از این، با کینه و نفرت نآلاید!
🔺گفته شده این نمایش برداشت آزادی از رمان «شازده احتجاب» هوشنگ گلشیری است. یکی از مشابهتهای آن فخرالنسا، همسر شازده است. فخرالنسای رمان، کنیزی به نام فخری دارد که بازیچه دست شازده است، اما در نمایش، غلامی به نام نصرت! بازیچه دست شازده اخته است!
🔺همین دو پرده از نمایش گویای ظلمیست که هنرمند و مسئول با زحمت و هزینه به مخاطب روا میدارند و روشن است که بذر کاشته شده در ذهن تماشاگر کجاها به ثمر خواهد نشست و درو خواهد شد!
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
✅راه نجات تئاتر همین است
🔸در بین نمایشهای چهل و دومین جشنواره تئاتر فجر دو نمایش «انگشتر و چاه» و «دللرزه» برخلاف روند موجود تئاتر، دارای نمایشنامه داخلی بودند.
برای نجات عرصه نمایش کشور که سالهای بسیاری دچار افت ترجمه و اجرای نمایشنامههای خارجی بوده، چارهای جز تولید نمایشنامههای داخلی نیست.
🔸دو اجرای یاد شده اگرچه دارای ضعفهایی بودند اما نویدبخش دمیدن نفسی تازه در عرصه تئاتر است.
سالهای گذشته نمایشهایی با مضامین ملی_مذهبی عموما آمیخته با آموزههای شبه روشنفکری بود که برای بالندگی هنرهای نمایشی، همانند این دو نمایش نیاز به اتقان در کلام است.
🔸داستان انگشتر و چاه مربوط به اوایل دهه هفتاد در جنوب کرمان است. روایت زندگی خانوادهای که تحتتاثیر اتفاقات آن برهه از تاریخ کشورمان قرار میگیرند از زبان یک چاه شنیده میشود.
ماجرای واقعی تسلیم شدن قاچاقچیان جنوب کشور توسط حاج قاسم دستمایه این نمایش است.
پدر و عموی خانواده از قاچاقچیان جنوب کشورند، پدر کشته میشود و پسر با تحریک عمو به خونخواهی پدرش میرود.
🔸رافت حاج قاسمی که در نمایش غایب است و...
🔸نمایش «دللرزه» نیز داستان لرزهای است که بر دل حاج مرسل وکیلی، کاندید شورای شهر روانه میشود و رضایت گرفتن برای یک قاتل با نیت رضای خدا یا جلب توجه مردم و کسب رای، دوراهیای بود که حاجی را مردد میکند.
وسوسههای متعدد مشاور و نوچه حاجی که با بازی بینقصاش، معرف شخصیتهای منفعتطلب روزگار بود نیز در نهایت موثر نیفتاد و حاجی با انصراف از انتخابات..
🔸مطلب کامل
http://roubesh.ir/post/1385
📝نعیمه شیخالاسلام
📡 روبش/وایپ
@irwipe
هدایت شده از اخبار جهان هنر
5.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ صهیونیستها؛ در واقعیت جانی و خونخوار، در فیلمها مهربان و دلسوز!
🔺سریال «آشوب (Fauda)» یکی از آخرین کارهای صهیونیستهاست که توسط شرکت نتفلیکس در چهار فصل تولید شده و احتمالا فصل پنجمی هم دارد.
وایپ
♨️ صهیونیستها؛ در واقعیت جانی و خونخوار، در فیلمها مهربان و دلسوز! 🔺سریال «آشوب (Fauda)» یکی از آ
فیلم درمورد تلاش ماموران اسرائیلی جهت ترور یکی از فرماندهان مقاومت است؛ در سکانسی یکی از ماموران میگوید: "او صدها آدم بیگناه را کشته، زن و بچه و پیر و جوان..."
🔺این درحالیست که اساسا چیزی تحت عنوان مردمِ اسرائیل نداریم و افراد ساکن در سرزمینهای اشغالی، غاصب زمینهای مردم اصیل فلسطینی، اعم از مسلمان، مسیحی و حتی یهودی هستند؛ پس از لحاظ قانونی حقی ندارند و دشمن محسوب می شوند!
🔺در جریان فیلم ماموران امنیتی اسرائیل شخصیتهایی نمایش داده شدهاند که قلبشان برای زنان و کودکان میتپد!! با اسیر فلسطینی با ملایمت رفتار میکنند و حتی درقبال اطلاعات حاضرند به او کمک کنند!
هیچ خبری از جنایتهای اسرائیل در حق مردم فلسطین از سال۱۹۴۸ تا الان نیست! افرادی که حتی اسم انسان برای آنها زیاد است و از هیچ وحشیگری درقبال مردم مظلوم فلسطین چشمپوشی نکردهاند و دریدن؛ خوی آنهاست، آنگاه مهربان و وطندوست نمایانده میشوند...!
🔺در ادامه تصاویری از افراد مرتبط با مقاومت میبینیم که تفکر جهادی و استشهادی آنها را زیر سوال برده و آنها را شبیه القاعده، داعش نشان داده است و سران مقاومت و حماس مردم را برای رسیدن به اهدافشان شستشوی مغزی میدهند!
🔺دراینمورد میتوان به «فیلم پیچگوشتی»؛ محصول مشترک آمریکا و فلسطین! نیز اشاره کرد که در سیوهفتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر نیز به نمایش درآمد.
🔺در این فیلم ابدا خبری از اهداف مقدس فلسطینیها برای بازپسگیری سرزمینشان نیست، چیزی به اسم مبارز فلسطینی وجود ندارد و تنها چند جوان لاابالی خوشگذران به تصویر کشیده شدهاند که اتفاقا در جریان همین خوشگذرانیها به اشتباه توسط صهیونیستها دستگیر شده و لقب قهرمان میگیرند.
علاوهبراین جریان فیلم بهگونهای پیش میرود که به مخاطب القا می کند اصلا مبارزه ثمری جز اتلاف عمر ندارد و مبارزان از روی سبکسری و سودای جوانی به دنبال مبارزه هستند.
🔺صهیونیستها از همان اوایل و حتی قبل از تشکیل رژیم وحشی و تروریست اسرائیل به خوبی میدانستند باید از رسانه خصوصا فیلم و سریال، در جهت منافع خود از جمله تبلیغ مهاجرت به فلسطین استفاده کنند.
برای آشنایی با این موضوع پیشنهاد میشود مستند «بهشت می تواند آنجا باشد»؛ که چند بار از تلویزیون پخش شد را تماشا کنید.
آنها ابتدا با ساخت مستند کار رسانهای خود را آغاز کرده و با استفاده از سلبریتیها و هالیوود، این روند را ادامه داده و با ساخت آثاری چون فیلم «مهندس»؛ دربارهی شهید عیاش و یا سریال «شبح بیروت»؛ دربارهی شهید حاج عماد مغنیه روایت دروغین خودشان را به خورد مردم جهان و شهرک نشینان قالب میکنند.
🔺با این حساب اگر کشور ما در حوزه رسانه و ساخت فیلم و سریال در جهت اهداف پاک انقلاب و جبهه مقاومت در طول سالیان گذشته کوتاهی نکرده بود، شاید اکنون خونهای کمتری بر زمین میریخت!
📝 حمید عارفی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
وایپ
🎞فیلم سینمایی «دروغهای زیبا» 📽 نخستین فیلم جشنواره «دروغهای زیبا» با کارگردانی مرتضی آتشزمزم، در
🔸محصولی مشترک بین سینمای ایران و بنگلادش، فیلمی درام که روایتگر فرهنگ اجتماعی بنگلادش بود؛ ارزشها، وجدان، عواطف انسانی و سلامت نفس و البته با یک بیسلیقگی یا حتی شیطنت محوریت قالب داستانی است که کارگردان توانست روح حاکم بر جامعه و مردمان بنگلادش را به مخاطب منتقل کند.
🔸کشور بنگلادش، یک کشور مسلمان غالبا اهل تسنن است با ۱۸۰ میلیون جمعیت که در شرق هندوستان واقع شده است. این کشور، از نظر جمعیتی، بسیار متراکم است جرا که وسعتش نسبت به جمعیتش بسیار کم است. وسعت آن به اندازه استان کردستان ایران است و از نظر اقتصادی، کشوری فقیر محسوب میشود.
سوژه فیلم، ماجرای کمکِ یک خانواده فقیر مسلمان به دختر هندوی فقیر ناشنوا، در تامین هزینه کاشت حلزون است.
مرد مسلمان خانواده وسیله نقلیهاش را که تنها راه درآمد خانوادهاش است برای کمک به دختربچه هندو میفروشد و نقطه اوج فیلم که هیجان بچه از اولین لحظهی شنیدن و خوشحالی زائدالوصف مادر اوست را رقم میزند.
🔸بیسلیقگی و نقطه ضعف فیلم مربوط به انتخاب حجاب زن اهل تسنن فیلم است که ممکن است متأثر از سازمان گردشگری به عنوان یکی از صاحبان فیلم باشد و به عبارتی نقطه ضعف فیلم محسوب میشود. زیرا کارگردان میتوانست با انتخاب یک زن محجبه مسلمان در کنار زن بیحجاب هندو از پیشامد شائبه جلوگیری کند و یک نمونه کاملتر را معرفی کند اما این اتفاق در فیلم نیفتاده است.
🔸نمایش فقر جامعه این فیلم بسیار متفاوت از فیلمهای مشابه ایرانی است. به گونهای که اگر این فیلم در ایران ساخته میشد تراژدی غمانگیز و تلخی بود که تنفر از حاکمیت یکی از وجوه انکار ناپذیر آن به حساب میآمد. اما در این فیلم نه اشارهای به حاکمیت شد و نه روح مخاطب را با زشتی، ناامیدی و آه و ناله آزرد.
🔸نکته قابل اشارهی دیگر این فیلم، پرداختن به زندگی یک زن قدرتمند مسلمان از نوع فرهنگ بنگلادشی است که حتی در اوج فقر و تنگدستی پیشنهاد غیراخلاقی مدیرش را رد میکند و ضمن گرفتن حق و حقوقش، از کارش میگذرد و محل کارش را ترک میکند.
🔸در شرایطی که رسانههای صهیونیستی در سطح جهان، اسلامهراسی را در سطح وسیعی در برنامه کار دارند؛ «دروغهای زیبا» بهخوبی توانست زندگی یک زن مسلمان با مختصات و فرهنگ حاکم بر بنگلادش را به تصویر بکشد؛ زنی که در عین فقر و نداری از نجابت و حیا برخوردار است و آنچه را که در طول سالیان، پسانداز کرده برای یک دختر ناشنوای هندو هزینه میکند.
🔸روایت این داستان از سویی در داخل این کشور نیز مهم است چرا که در شبه قاره هند، مسئله روابط مسلمان و هندو بسیار مهم بوده و درگیریهایی که این دو مذهب باهم دارند منجر به مشکلات فراوانی میان آنان شده است و یکی از راهکارهای حل مشکل، فیلمهایی نظیر دروغهای زیباست.
📝رضا قریبی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
وایپ
📽 «شکار حلزون» باز هم ماجرای یک قصاص! 🎞 شکار حلزون به کارگردانی محسن جسور از جمله فیلمهای تکراری ج
🖋داستان حول شخصیت یک قاضی بازنشسته دادگاه بود که بعلت تنهایی و زمینگیر شدن نیاز به یک پرستار داشت. پسر برای رتق و فتق کارهای خانه و رسیدگی به پدرش دنبال پرستار زنی میگشت که صیغه شدن با پدر مذهبی با بازی حسین پاکدل را بپذیرد.
❗️از قضا و به صورت تصادفی این قاضی، قاضی پرونده پدر پرستار بود که به جرم قتل قصاص شده بود.
🔺این مواجهه عجیب و غیرمعمول قاضی با خانواده محکوم و صحبتهای رد و بدل شده بین قاضی و پرستار و هجمه به قاضی بابت سختیها و فلاکتی که دختر از بچگی تحمل کرده، موجب شد که قاضی درباره حکم قصاص پدر آن زن دچار عذاب وجدان و پشیمانی شود! و درصدد جبران مافات برآید.
مقصر جلوه دادن قاضی تا حدی بود که بیربطترین مسائل و مشکلات زندگی زن، حتی قاچاق مواد مخدر توسط شوهر سابقش نیز به نوعی به حکم قاضی مرتبط میشد!
🔺ضعف فیلمنامه و منطق روایی این فیلم نیز تا حدی بود که برخی سکانسهای آن همانند موضوع عفو شوهر سابق زن در تناقض با یکدیگر بودند.
از طرفی موضوعی چون چرایی انتقال پروندههای دادگاه به منزل قاضی بازنشسته نیز از آن مواردیست که کارگردان اگر کمی فکر کرده بود به نتیجه میرسید! که بهتر است به نحو دیگری توبه و پشیمانی قاضی از سالها قضاوت را به تصویر بکشد!
🔺اگر چه که همان تحول و توبه هم مشخص نشد چگونه حاصل شد!! قطعاً نمیتوان پذیرفت که از مواجهه با دختر اعدامی این دگرگونی حاصل شود!
علاوهبر ارتباطات بیربط مشکلات پرستار به قاضی، تصویرسازی نامطلوبی که از خانواده وی به واسطه پسر نزولبگیر او با رفتارهای غیر متعارف و خلاف ادب نسبت به پدر و سایر فرزندانی که قاضی را ترک کردند نیز از نشانههایی بود که فیلمساز برای اثبات مقصر جلوه دادن قاضی استفاده کرد!
یکی دیگر از نکات فیلم ابهامی بود که در بیوه بودن یا نبودن زن ایجاد شد! به گونهای که مخاطب، زمان زیادی از فیلم تصور میکرد این زن طلاق نگرفته و به دروغ صیغه شدن را پذیرفته است! حتی تعدادی از مخاطبان نیز تا انتهای فیلم متوجه طلاق این زنِ چادر بهسر از شوهر سابقش نشدند!
❗️زن چادری که در یک صحنه در حضور قاضی و پسرش چادر از سر به در نکرد و در صحنهای دیگر گردن او به واسطه رها بودن روسری مشخص بود!
❓و در انتها همچون همیشه باید پرسید که قوه قضائیه و ناظران کجا بودند!
📝نعیمه شیخ الاسلامی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
👑 تکرار فیلمهای خاطرهبازی با دوران پهلوی!
📽 فیلم «تابستان همان سال»، ساختهی محمود کلاری فیلمبردار معروف، از آن دسته فیلمهایی بود که ثابت کرد خاطرهبازی با دوران پهلوی و ذکر خاطرات خوبِ زندگی در آن دوران و بهزبان سادهتر؛ تطهیر دوران پهلوی، این دولت و آن دولت ندارند.
❗️در هر دولت و دورهای پهلویهای خائن بازوهای خود را دارند!
♦️فیلم «تابستان همان سال» اثری کسلکننده و با ریتمی کند است، نه فیلمنامه درستی دارد و نه قصه خاصی را روایت میکند.
مخاطب با گذشت بیش از نیمی از زمان فیلم، همچنان سردرگم خرده روایتهای قصهی گمشدن طلاهای خاله یکی از شخصیتهای داستان، پدر تودهای زندانی و بچههای فیلم و... است!
♦️فیلم در دوران قبل از انقلاب است اما در نشان دادن دهههای بیست و سی و خصوصیات آن دوران، تنها به استفاده از تکنیکهای بصری بسنده شده و تحقیق و پژوهشی در آن مشاهده نمیشود.
♦️گویی فیلم، از درکنار هم چیده شدن سکانسهای چند فیلم کوتاه و نامربوط به یکدیگر است تا فقط نمادبازی و تکهپرانی کند.
♦️کلاری بدون هیچ فکر و زحمتی درونیات خود را با سکانسهای نخنمایی بیرون میریزد.
مکث طولانی دوربین روی دختربچه قرمز پوشی به اسم مسیح، در حالیکه بعد از انقلاب خبری از او نیست! و خانه خرابهای که تنها تصویر فیلم از ایران پس از انقلاب است که جمهوری اسلامی مسبب آن بوده نهایت تفکر و افق اندیشه این فیلمساز است!!
📝 معصومه عمرانی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
هدایت شده از اخبار جهان هنر
🎥فیلم سینمایی آپاراتچی؛ بهترین فیلم روز پنجم جشنواره
🔸فیلم سینمایی آپاراتچی ساخته علی طاهرفر روایت کارگردانی به نام جلیل طایفی از خطه آذربایجان است.
🔸قصهی ساخت پرنشیبوفراز یکی از فیلمهای «جلیل طایفی» دربارهی قاضیای که حکم اعدام صادر میکرده و در دهه شصت ترور شده، درونمایه این فیلم است.
🔸آپاراتچی در قالب طنز و خلاف جهت معمول فیلمهای کمدی امروزی، فیلم موفقی از آب درآمده که هم موقعیت طنز میآفریند، هم محتوا دارد و هم مسئله حال کنونی را بیان میکند.
📝نعیمه شیخ الاسلامی
📡 اخبار جهان هنر👇👇
https://eitaa.com/joinchat/4051828916Cabecc297b8
🌐roubesh.ir
🔵 روایتی مستند و غیر انتزاعی از زنان جنگ
🔹انسیه شاهحسینی در فیلم «دست ناپیدا» در قالب روایت تجارب شخصیاش از زمان دفاع مقدس به سراغ زنان فعال در جنگ رفته است.
🔹زن عکاسی به خاطر کسب درآمد بیشتر و تامین مخارج زندگی به جبهه میرود تا از صحنههای ناگوار جنگ عکس تهیه کند، اما بدلیل ممانعت از حضور وی در خط مقدم سر از اردوگاه زنان در میآورد و در روند قصه و آشنایی با زنان آنجا تحولش رقم میخورد.
درواقع ایشان در این فیلم، به نوعی خودش را به تصویر کشیده است.
🔸از نکات قابل توجه در فیلم دست ناپیدا واقعی بودنِ شخصیتهاست، زنانی که روزی در جریان جنگ، همین وقایع را زیستهاند؛ این نکته شاید در ابتدای امر غیرحرفهای به نظر برسد، اما در مواجهه با وقایع معاصر، وفاداری به اصل سوژه بسیار قابل اهمیت است و روند داستان و شخصیتپردازی نباید بهگونهای پیش رود که سبب تغییر یا تحریف واقعیت شود؛ اتفاقی که در آثاری چون دسته دختران افتاده و شاهد شخصیتهایی هستیم که نهتنها مابهازای خارجی ندارند و کمکی به شناخت مخاطب حالِ حاضر از وقایع نمیکند بلکه سبب تحریف آن نیز میشود.
روز صفر و درخت گردو را نیز میتوان در کنار دسته دختران نام برد.
🔹موضوع دیگر اینکه خانم شاهحسینی در فیلم دست ناپیدا، با بازی گرفتن از بازیگران غیرچهره جرأت به خرج داده و توانسته فضای خوبی رقم بزند.
🔹این فیلم حرفهایی برای گفتن دارد که در عصر حاضر درحال فراموشی است و روایت زنان قهرمان و گمنانیست که هر کدامشان قصهای مخصوص به خود را دارند.
📝 معصومه عمرانی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🌐 roubesh.ir