eitaa logo
514
618 دنبال‌کننده
170 عکس
338 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فکر کنم داستان ما تموم شد.
هدایت شده از Chocolate cigarettes
you 'll never know how much I love you and how I 've accepted and endured.
عشق مفهوم عظیمی بود، واژه ای غیرقابل تعریف که در زندان کلمات محبوس شده بود، اما خیلی راحت به کار می‌رفت... -بادام
من، احتمال اینکه تو دوستم بداری را، دوست داشتم.
من همیشه عین بچه‌ی پنج ساله‌ای که مامانش رو گم کرده و حتی نمیتونه از خیابون بگذره بودم؛ هستم. و این شدت از ضعیف بودنم خیلی آزار دهندس. حتی کسی نیست که بخواد تو بخش کوچیکی از ضعفام کمکم کنه! و من کی میتونم از اون خیابون رد بشم؟ بزرگ هم شدم.. ولی هنوز هم قدرتم به اندازه‌ی قبل مونده. و بدتر ازینکه پاهام قدرت قدم برداشتن نداره این شلوغی و ابتهامه. اینکه بین سرو‌صداهای خیابون و آدمایی که بی توجه بهم از کنارم میگذرن و بعضیاشون بهم میزنن؛ گیر افتادم. و مامانم کجاست؟ اون منو گم کرد یا من خودم رو؟ اما مهم همینه فقط که؛ من دیگه گم شدم. و پیدا نمیشم.