من فقط یه زندگی میخواستم که توش اذیت نشم
و دقیقا یه زندگی داشتم ، که توش جز اذیت شدن چیزی نبود.
دیگر میخواهم گوشۀ اطاق بنشینم و چشمهایم را روی هم بگذارم و هرچه را که پیش خواهد آمد در ذهنم بسازم و تماشا کنم! همین
-از میان نامهی فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان