تو مرا آزردی
که خودم کوچ کنم از شهرت
تو خیالت راحت!
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی
و به خود میگویی:
باز میآید و میسوزد از این عشق
ولی برنمیگردم نه!
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست و حرمت دارد!
ما هرگز واقعاً از دست دادنِ کسی را باور نمیکنیم، مگر آنکه بخواهیم چیزی را به او بگوییم و بفهمیم که دیگر گوشی برای شنیدن نیست.