eitaa logo
ایستگاه مطالعات دینی
139 دنبال‌کننده
65 عکس
31 ویدیو
0 فایل
به اهتمام حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا اکبری شامل معارف و آموزه های دینی
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم 🌲 معرفت نفس (۱۸) 🖌 محمدرضا اکبری 🔶 فصل چهارم 🔹 ویژگی‌های نفس (۲) 🔸بساطت و مراتب نفس (۲) در بحث گذشته بیان شد انبیا علیهم‌السلام از پنج روح، مؤمنین از چهار روح، انسان‌ها از سه روح، حیوانات از دو روح و نباتات از یک روح برخوردارند. در حقیقت همه این پنج گروه یک نفس دارند. نفس انبیا پنج مرتبه دارد و نفس مؤمنین چهار مرتبه و به همین صورت تا به گیاهان برسد. 🔹روح حیوانات از روح نباتات برتر و روح انسان‌ها از روح حیوانات برتر و روح مؤمنان از روح انسان‌ها برتر و روح پیامبران از روح مؤمنان برتر است. علت برتری روح حیوانی نسبت به روح نباتی برخورداری از اراده، احساس، حب بقا، دفاع از موجودیت خود، تمایلات و امثال آن است. 🔸و علت برتری روح انسانی بر روح حیوانی برخورداری از قوه عقل است و علت برتری روح ایمانی بر روح انسانی بهره‌مندی از نورانیت و قوه درک بیشتر، عاقبت‌اندیشی و آرمان‌گرایی‌های ایمانی است؛ زیرا روح ایمانی سبب ازدیاد اندیشه، بینش، معرفت و توفیق اراده انجام اعمال صالحه و غیره می‌شود 🔹 و علت برتری روح‌القدس که خاص انبیا و ائمه علیهم‌السلام است نسبت به روح ایمانی برخورداری از عصمت، عدم غفلت، بهره‌مندی از معارف بلند و فوق ادراک بشری، شناخت کامل هستی، ارتباط با عوالم دیگر و امثال آن می‌باشد. 🔸شایسته است این نکته را موردتوجه قرار دهیم که برتری انسان بر حیوان به عقل اوست پس کسی که چراغ عقل درون او خاموش است عملاً این برتری را از بین برده است و مانند حیوان است. انسان‌ها عقل دارند؛ اما اکثر آنها تعقل ندارند و به تعبیر قرآن کریم: اکثرهم لا یعقلون و یا أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ‌ بَلْ هُمْ أَضَلُّ؛ آنان مانند چهارپایان‌اند بلكه گمراه‌ترند. (اعراف، ۱۷۹) 🔸عبارت مشابه این آیه در روایت آمده است که امام باقر علیه‌السلام فرمود: النَّاسُ كُلُّهُمْ بَهَائِم - ثَلَاثاً - إِلَّا قَلِيلًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنُ غَرِيبٌ‌ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ‌. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‌۲، ص ۲۴۲) مردم همگی مانند چهار پایان‌اند - اين جمله را سه بار تكرار مي كرد، سپس مي فرمود:- جز اندكى از مؤمنين، و مؤمن غريب است. - اين جمله را هم سه بار می‌فرمود -. دی شیخ با چراغ همی گشت گِرد شهر کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست 🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیام‌رسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
بسم الله الرحمن الرحیم 🌲 معرفت نفس (۱۹) 🖌 محمدرضا اکبری 🔶 فصل چهارم 🔹 ویژگی‌های نفس (۳) 💠 طبیعت نفس نفس آدمی دارای دو طبیعت متضاد است. یک طبیعت رحمانی دارد که برخاسته از قوه عقل است و همین طبیعت است که فطرت توحیدی و الهی را به همراه دارد، چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‌ فَطَرَ النَّاسَ‌ عَلَيْها. (روم،۳۰) فطرت الهی که خداوند مردم را بر آن سرشته است. 🔸این فطرت، میل به خوبی‌ها، نیکی‌ها و اعمال صالحه دارد و بر بدی‌ها ملامت می‌کند، از همین رو است که آن را نفس لوامه گویند و خدای تعالی به آن قسم یاد می‌کند: وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ (قیامت، ۲) سوگند به نفس ملامتگر. 🔹 طبیعت دیگر نفس طبیعت سوئی است که برخاسته از قوه غضب و شهوت است و ازاین‌جهت آن را نفس امّاره می‌گویند. قرآن کریم از قول یوسف علیه‌السلام می‌فرماید: إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ. (یوسف،۵۳) همانا نفس به‌شدت به بدی‌ها فرمان می‌دهد. 🔸امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: الشَّرُّ كَامِنٌ فِي طَبِيعَةِ كُلِّ أَحَدٍ فَإِنْ غَلَبَهُ صَاحِبُهُ بَطَنَ وَ إِنْ لَمْ يَغْلِبْهُ ظَهَرَ. (تصنيف غررالحکم، ص۱۰۵) بدی در طبیعت هر کسی نهفته است اگر بر آن غلبه کند در باطن او می‌ماند و اگر غلبه نکند ظاهر می‌شود. 🔹و در حدیث دیگر فرمود: النَّفْسُ مَجْبُولَةٌ عَلَى‌ سُوءِ الْأَدَبِ‌ وَ الْعَبْدُ مَأْمُورٌ بِمُلَازَمَةِ حُسْنِ الْأَدَبِ وَ النَّفْسُ تَجْرِي فِي مَيْدَانِ الْمُخَالَفَةِ وَ الْعَبْدُ يَجْهَدُ بِرَدِّهَا عَنْ سُوءِ الْمُطَالَبَةِ.(مشكاة الأنوار، ص ۲۴۷) طبیعت نفس بر سوء ادب خلق شده است و بنده وظیفه دارد آن را به آداب پسندیده همراه کند. نفس با طبیعتی که دارد در صحنه‌های معصیت وارد می‌شود و بنده باید از درخواست‌های بد بازش دارد. 🔸بدون شک تأدیب به چنین نفسی که به طبع آن اشاره شد از جمله واجبات بسیار مهم هر انسانی است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: إِنَّ النَّاسَ‌ إِلَى صَالِحِ الْأَدَبِ أَحْوَجُ‌ مِنْهُمْ إِلَى الْفِضَّةِ وَ الذَّهَب‌ِ.(تصنيف غررالحکم، ص ۲۴۷) مردم به ادب صالح نیازمندتر از نقره و طلا هستند. 🔹امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره ادب فرمود: خدای عزوجل رسول‌الله ص را ادب کرد و او مرا ادب کرد و من مؤمنین را ادب می‌کنم و ادب انسان‌های منزه و شریف را به ارث می‌گذارم. (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۶۷) کتاب خدا و روایات معصومین علیهم السلام درس‌های ادب آنها به ماست. قرآن و روایات بهترین درس‌های ادب را از سوی خدا، رسولش و اهل‌بیت او علیهم‌السلام برای ما دربر دارند. 🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیام‌رسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
بسم الله الرحمن الرحیم 🌲 معرفت نفس (۲۰) 🖌 محمدرضا اکبری 🔶 فصل چهارم 🔹 ویژگی‌های نفس ( ۴) 💠 مرگ و حیات نفس (1) حیات حقیقتی است که اگر با هر چیزی باشد آن چیز آثار خود را دربر خواهد داشت؛ در این صورت حیات دارای مصادیق و مراتب مختلف است که هر چیزی از نوع خاصی از آن که متناسب باوجود اوست برخوردار است. حیات خدای تعالی حیات اکمل و اتم است. حیات ملائکه، انسان‌ها، حیوانات و گیاهان انواع و مصادیق دیگری از حیات‌اند. 🔸ممکن است موجودی از یک حیات برخوردار باشد و موجودی از چند حیات بهره‌مند باشد چه اینکه انسان از حیات انسانی، حیوانی و گیاهی برخوردار است. باتوجه‌به آنچه درباره حیات بیان کردیم اگر چیزی آثار خود را نداشته باشد مرده است، اگر گیاهی جذب و تکثیر و رشد نداشته باشد مرده است، اگر حیوانی حرکات خاص حیوانی خود را نداشته باشد مرده است و اگر نفس آدمی آثار خاص خود را نداشته باشد مرده است؛ مثلاً اگر نفس حق نگوید و حق را نبیند و نشنود مرده است 🔹 آنچه مهم است حیات نفس آدمی است وگرنه حیات جسم او که به آن حیات حیوانی گفته می‌شود ارزشی برابر با حیات حیوانات دیگر را دارد که جایگاه چندانی ندارد؛ همه ارزش‌ها برای حیات انسانی است که به جان ما مربوط می‌شود. 🔸رسول خدا ص درباره مردار حقیقی فرمود: لَيْسَ مَنْ مَاتَ فَاسْتَرَاحَ بِمَيِّتٍ إِنَّمَا الْمَيِّتُ مَيِّتُ‌ الْأَحْيَاءِ. (بحارالانوار، ج‌۷۹، ص ۱۷۵) کسی که بمیرد و آسایش یابد مرده نیست همانا مرده، مرده زنده‌هاست. 🔸و امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: أَهْل الْآخِرَةِ يَرَوْنَ أَهْلَ الدُّنْيَا يُعَظِّمُونَ مَوْتَ أَجْسَادِهِمْ وَ هُمْ أَشَدُّ إِعْظَاماً لِمَوْتِ قُلُوبِ أَحِبَّائِهِمْ. (بحارالانوار، ج‌ ۶۷، ص ۳۲۰) اهل آخرت می‌بینند که اهل دنیا مرگ جسم‌هایشان را بزرگ می‌شمارند در حالی که آخرت گرایان مرگ دل‌های دوستانشان را به شدت بزرگ می‌ شمارند. 🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیام‌رسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
بسم الله الرحمن الرحیم 🌲 معرفت نفس (۲۱) 🖌 محمدرضا اکبری 🔶 فصل چهارم 🔹 ویژگی‌های نفس (5) 🔸 مرگ و حیات نفس (2) 💠 عوامل حیات نفس (1) باتوجه‌به اهمیت حیات نفس که اولویت زندگی انسان را تشکیل می‌دهد باید بدانیم چه چیزی نفس را احیا می‌کند و به حیات آن استمرار می‌بخشد و آن را تقویت می‌کند. این عوامل در روایات موردتوجه قرار گرفته‌اند و ما در این بحث به دوازده مورد آن اشاره می‌کنیم تا کسانی که مشتاق حیات نفس هستند آنها را موردتوجه قرار دهند. 💠 ۱. توحید امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: التَّوْحِيدُ حَيَاةُ النَّفْسِ‌.(تصنيف غررالحکم، ص ۸۴) یگانه دانستن خدا مایه حیات نفس است. توحید مهم‌ترین عامل حیات نفس است و هر کس از آن محروم باشد در جمع مردگان جای دارد. کسانی که اعتقاد به ذات اقدس حق‌تعالی ندارند مرده‌ای بیش نیستند و کسانی که با یهودیت و مسیحیت گرفتار شرک و محرومیت از توحید شده‌اند گروه دیگری از مردگان را تشکیل می‌دهند. موحد نبودن یهود و نصارا در قرآن کریم مشهود است و ما در اینجا به دو آیه اشاره می‌کنیم: 🔸وَ قالَتِ‌ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى‌ الْمَسيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ. (توبه، ۳۰) و يهود گفتند: عُزير، پسر خداست و نصارى گفتند: مسيح پسر خداست. اين گفتارى است كه به زبان مى‌آورند و به گفتار كسانى كه پیش‌ازاین كفر ورزيدند شباهت دارد؛ خدا آنان را بکشد، چگونه منحرف مى‌شوند. وَ قالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصارى‌ نَحْنُ‌ أَبْناءُ اللَّهِ‌.(مائده، ۱۸) و يهود و نصاري گفتند: ما پسران خداییم. 🔸اسلام پیروان خود را با آیات توحیدی به‌ویژه «لم یلد و لم یولد» که خدا را از فرزند بودن و فرزند دار شدن مبرا می‌داند از شرک گسترده‌ای که در مسیحیت و یهود وجود دارد دور داشته است. پیروان این دو آیین، خدا را دارای فرزند می‌دانند و این شرک اکبر است و یکی از آثار آن مردن دل‌های پیروان این عقاید است. 🔹مسلمانان به‌خاطر برخورداری از توحید دارای حیات‌اند. بیرون رفتن از اسلام و روآوردن به مکاتب و ادیان دیگر که گرفتار شرک هستند خودکشی اکبر است؛ زیرا حیات نفس خود را از دست می‌دهند که بسیار مهم‌تر از آن است که جان جسم خود را از دست ‌دهند و این حقیقتی است که تنها صاحبان دل‌ها آن را می‌فهمند که به تعبیر قرآن کریم اولوالالباب هستند. 🔸روآوردن پیروان ادیان دیگر به اسلام، روآوردن به حیات انسانی است و هجرت مقدسی است که از یک عقاید مشرکانه به عقاید توحیدی صورت می‌گیرد این هجرت را هجرت اکبر می‌گوییم در برابر هجرت اصغر که از یک مکانی بر روی زمین به مکان دیگر هجرت شود. 🔸 بنابراین اسلام دین حیات است و ادیان تحریف شده مشرکانه دین ممات و هر کس خواستار حیات نفس خویش باشد باید توحیدی زندگی کند و امروز توحیدی زندگی‌کردن به مسلمان بودن است؛ زیرا شرک اکبر در این دین الهی راه پیدا نکرده است. 🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیام‌رسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
بسم الله الرحمن الرحیم 🌲 معرفت نفس (۲۲) 🖋 محمدرضا اکبری 🔶 فصل چهارم 🔹 ویژگی‌های نفس ( ۶) 🔸 عوامل حیات نفس (۲) 💠 ۲. دین امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: لَا حَيَاةَ إِلَّا بِالدِّين‌. (ارشاد، ج‌۱، ص ۲۹۶) حیاتی نخواهد بود مگر به دین. دین آب حیاتی است که به سرزمین نفس هر انسانی برسد آن را آبیاری می‌کند و به آن حیات و طراوت و سرسبزی و زیبایی می‌بخشد و از آن بوستانی پدید می‌آورد که فرشتگان در آن نغمه‌سرایی می‌کنند. با پذیرش دین خدا انسان یک واسطه‌ای را میان خود و پروردگارش پیدا می‌کند که او را مرتبط می‌سازد و چون خداوند زنده است و حی لایموت است و بالاترین مرتبه حیات را دارد انسان هم با این ارتباط حیات پیدا می‌کند. 🔸پیش‌ازاین بیان کردیم که توحید عامل حیات است و در تبیین بیشتر آن می‌گوییم: در صورتی توحید عامل حیات است که در ضمن پذیرش دین باشد؛ اما اگر کسی به یگانگی خداوند اعتقاد داشته باشد؛ ولی دین نداشته باشد در تاریکی بوده و حیاتی نخواهد داشت. 🔹 کسانی که از دین، این آب حیات بی‌بهره‌اند سرزمین نفسشان کویری خشک و سوزان است که شیاطین آن را میدان لهوولعب و تاخت‌وتاز خود قرار داده و به انواع وسوسه‌ها و گناهان آلوده می‌کنند. گناهانشان پاک نمی‌شوند و کار خیرشان پذیرفته نیست و بهبودی در جان آنها ایجاد نمی‌کند؛ زیرا این فقط دین حق است که گناه در آن بخشیده می‌شود و کار خیر موردقبول قرار می‌گیرد. 🔸كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع كَثِيراً مَا يَقُولُ فِي خُطْبَتِهِ‌: يَا أَيُّهَا النَّاسُ دِينَكُمْ دِينَكُمْ فَإِنَّ السَّيِّئَةَ فِيهِ خَيْرٌ مِنَ الْحَسَنَةِ فِي غَيْرِهِ وَ السَّيِّئَةُ فِيهِ تُغْفَرُ وَ الْحَسَنَةُ فِي غَيْرِهِ‌ لَا تُقْبَلُ‌. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‌۲، ص۶۶۴) امیرالمؤمنین علیه‌السلام فراوان در سخنرانی خود می‌فرمود: ای مردم دین خود را نگه دارید، دین خود را نگه دارید؛ زیرا گناه در آن بهتر از کار خوب در غیر آن است؛ چون گناه در آن بخشیده می‌شود و کار خوب در غیر دین شما پذیرفته نمی‌شود. 🔹 این دین که آب حیات است همان دین اسلام است که پیامبرش محمد بن عبدالله ص و جانشینان او دوازده‌امام معصوم و پاک‌اند که آخرین آنها حضرت مهدی علیه‌السلام است که اسلام را جهانی می‌کند و بر همه ادیان و مکاتب و عقاید پیروز می‌گرداند. هُوَ الَّذي أَرْسَلَ‌ رَسُولَهُ‌ بِالْهُدى‌ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (توبه، ۳۳) 🔸 امام‌زمان علیه‌السلام که خود بخشی از دین است مایه حیات است و ما در زیارت روز جمعه این‌گونه به او سلام می‌کنیم: السلام علیک یا عین‌الحیات! سلام بر تو ای چشمه حیات! 🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیام‌رسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
بسم الله الرحمن الرحیم 🌲 معرفت نفس (۲۳) 🖋 محمدرضا اکبری 🔶 فصل چهارم 🔹 ویژگی‌های نفس ( ۷) 🔸 مرگ و حیات نفس (4) 🔹 عوامل حیات نفس ( ۳) 💠 ۳. قرآن أنَس گوید: رسول خدا ص به من فرمود: یَا بُنَیَّ لَا تَغْفُلْ عَنْ قِرائَةِ القُرآنِ إذا أصْبَحْتَ وَ أمْسَیْتَ، فَإنَّ القُرآنَ یُحیِی القَلبَ المَیِّتَ وَ یَنهَی عَنِ الفَحْشاءِ وَ المُنکَرِ وَالبَغْیِ. (کنزالعمال، ج ۲، ص ۲۹۱) پسرم! از قرائت قرآن غفلت نکن، به راستی که قرآن قلب مرده را زنده می‌کند و از فحشا و منکر و ظلم و تجاوز باز می‌دارد. 💠 ۴. ولایت اهل بیت علیهم السلام امام رضا علیه‌السلام فرمود: مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً يُحْيَا فِيهِ أَمْرُنَا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ اَلْقُلُوبُ.(امالی صدوق، ج ۱، ص ۷۳) کسی که در مجلسی بنشیند که در آن ولایت ما احیا می‌شود قلب او زنده خواهد بود روزی که قلب‌ها می‌میرند. 💠 5. اطاعت رُوِيَ أَنَّ اَللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ فِي بَعْضِ كُتُبِهِ: يَا اِبْنَ آدَمَ أَنَا حَيٌّ لاَ أَمُوتُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ حَتَّى أَجْعَلَكَ حَيّاً لاَ تَمُوتُ يَا اِبْنَ آدَمَ أَنَا أَقُولُ لِلشَّيْءِ كُنْ فَيَكُونُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ تَقُولُ لِلشَّيْءِ كُنْ فَيَكُونُ. (مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۲۵۸) 🔸روایت شده است که خدای تعالی در بعضی از کتاب‌های آسمانی خود می‌فرماید: ای پسر آدم! من زنده‌ام و نمی‌میرم؛ در آن چه به تو فرمان ‌دادم از من اطاعت کن تا تو را زنده‌ای قرار دهم که نمی‌میری. ای پسر آدم! [برای ایجاد اشیاء]من به چیزی می‌گویم باش پس می‌باشد؛ در آنچه به تو دستور دادم از من اطاعت کن تا تو را این‌گونه قرار دهم که به چیزی بگویی باش پس باشد. 🔸وقتی انسان از خدا اطاعت کند به او قدرت ایجاد اشیا را تفویض می‌کند و این مقام بسیار بزرگی است که در اثر اطاعت به آن نائل می‌شود؛ در حقیقت با این امکان و این ظرفیت بزرگ که به آن دست می‌یابد به خزینه های الهی دست یافته است که هر چیزی را می‌تواند برای خود ایجاد کند. 🔸موسی علیه‌السلام از خداوند درخواست کرد: يَا رَبِّ أَرِنِي خَزَائِنَكَ! فَقَالَ يَا مُوسَى إِنَّمَا خَزَائِنِي إِذَا أَرَدْتُ شَيْئاً أَنْ أَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ. (معاني الأخبار، ج۱ ص۴۰۲) پروردگارا! خزینه های خود را به من نشان ده! خداوند فرمود: ای موسی! همانا خزائن من این است که وقتی چیزی را اراده می‌کنم می‌گویم باش پس می‌باشد. 🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیام‌رسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
بسم الله الرحمن الرحیم 🌲 معرفت نفس ( ۲۴) 🖋 محمدرضا اکبری 🔶 فصل چهارم 🔹 ویژگی‌های نفس (۸) 🔸 مرگ و حیات نفس 🔹عوامل حیات نفس (۴) 💠۶. تفکر تفکر یک حرکت درونی در خانه قلب انسان است که مانند چراغی راه را روشن و به دل حیات می‌بخشد، زیرا با تفکر، انسان به ابتدا، ادامه و انتها و غایت خود می‌اندیشد و می‌فهمد کیست، از کجا آمده و برای چه آمده است؛ در کجاست، به کجا می‌رود؛ چه باید بکند و چه نباید بکند. امام حسن علیه‌السلام فرمود: التَّفَكُّرُ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ، (بحارالأنوار، ج۸۹، ص ۳۲) تفکر حیات قلب آگاه است. 🔸کسی که تفکر ندارد حیات ندارد؛ البته تفکری که مایه حیات قلب است هر تفکری نیست تفکری است که مایه کمال سعادت و رشد انسان باشد. غزالی درباره تفکر می‌گوید: تفکر طلب علم غیربدیهی از مقدماتی است که به آن علم رسیده می‌شود؛ همان‌گونه که کسی تفکر می‌کند که آخرت باقی است و دنیا فانی است پس علم برای او حاصل می‌شود که آخرت بهتر از دنیاست و این او را برمی‌انگیزد بر عمل‌کردن برای آخرت پس تفکر سبب است برای این علم…تفکر موجب نورانیت قلب و خروج آن از غفلت است و اصل همه خیرات است. (بحارالأنوار، ج۶۸، ص ۳۱۹) 🔹علامه مجلسی در بیان آرای علما در باب تفکر مطالبی را از خواجه نصیرالدین طوسی نقل می‌کند که بخشی از مطالب خواجه‌نصیر این است که …از این نوع تفکرات ارزشی: تفکر در احوال گذشتگان و قطع دست آنها از دنیا و رجوع آنها به خانه آخرت است این تفکر موجب قطع محبت از غیر خدا می‌شود و اینکه انسان به تقوا و طاعت رو بیاورد و ممکن است که ما تفکر را گسترده کنیم به‌گونه‌ای که شامل تفکر در معانی آیات قرآنی و احادیث نبوی و روایات اهل‌بیت اطهار و مسائل دینی و احکام شرعی شود. (بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۱۹) 🔸این‌گونه تفکرات است که ارزش است، عبادت است و پاداش فراوانی دارد و دل را زنده می‌کند و ما در اینجا به یک روایت اشاره می‌کنیم. راوی گوید: امام صادق علیه‌السلام فرمود: که رسول خدا ص فرمود: تفکر یک ساعت از قیام یک شب بهتر است. عرض کردم: چگونه تفکر کند؟ فرمود: 🔸 يَمُرُّ بِالْخَرِبَةِ أَوْ بِالدَّارِ، فَيَقُولُ‌: أَيْنَ سَاكِنُوكِ‌، أَيْنَ بَانُوكِ‌، مَا لَكِ لَا تَكَلَّمِينَ؟ به یک خرابه یا خانه [خراب شده] عبور می‌کند پس خطاب به او می‌گوید: کجایند کسانی که در تو سکونت داشتند؛ کجایند کسانی که تو را ساختند؛ چرا سخن نمی‌گویی؟ (بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۲۸) 🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیام‌رسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
بسم الله الرحمن الرحیم 🌲 معرفت نفس ( ۲۵) 🖋 محمدرضا اکبری 🔶 فصل چهارم 🔹 ویژگی‌های نفس (۹) 🔸مرگ و حیات نفس 🔹عوامل حیات نفس (۵) 💠 ۷. حکمت قَالَ لُقْمَانُ لاِبْنِهِ: يَا بُنَيَّ جَالِسِ اَلْعُلَمَاءَ وَ زَاحِمْهُمْ بِرُكْبَتَيْكَ فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحْيِي اَلْقُلُوبَ بِنُورِ اَلْحِكْمَةِ كَمَا يُحْيِي اَلْأَرْضَ بِوَابِلِ اَلسَّمَاءِ. (بحار الأنوار ج۱ ص۲۰۴) لقمان به فرزندش فرمود: پسرم با علما نشست‌وبرخاست کن و در محضر آنها زانو بزن که خدای عزوجل دل‌ها را به نور حکمت زنده می‌کند همان‌گونه که زمین را به باران تند زنده می‌کند. بنا بر تشبیه این روایت، حکمت یک باران معمولی نیست؛ بلکه باران تند و شدید است؛ یعنی قدرت احیاگری آن برای نفس انسان بسیار بالاست. 🔸حکمت به معنای دانش راستین، استوار و عمیقی است که بتوان با آن امور را آن‌چنان که هستند شناخت. حکمت علم درستی است که به عمل درست می‌انجامد و موجب کمال انسان می‌گردد. بنابراین، هر حکمتی علم است؛ اما هر علمی حکمت نیست. حکمت ثمره عقل، تقوا و نورانیت دل است و خداوند هم به هر کس که بخواهد آن را به‌صورت ویژه عطا می‌کند چنین کسانی منبع حکمت خواهند بود. 🔹 قرآن کریم می‌فرماید: «خداوند حکمت را به هر کس بخواهد می‌دهد، و هر کس که به او حکمت داده شود، بی‌گمان خیر فراوانی به او داده شده است.» (بقره، آیهٔ ۲۶۹) انبیا در رأس حکمای بشر هستند و سخنان آنها حکمت است و با سخنان حکیمانه خود انسان‌ها را در مسیر کمال قرار می‌دهند. قرآن درباره رسول خدا ص می‌فرماید: 🔸هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ. (جمعه، 2) اوست که در میان درس ناخوانده‌ها پیامبری را از خود آنها برانگیخت تا آیاتش را بر آنها بخواند و آنها را پاک سازد و کتاب و حکمت بیاموزد. کتاب که همان قرآن است و حکمت هم سخنان پیامبر ص در راستای تفسیر قرآن و شناخت معارف و احکام الهی است. 🔹بنابراین، سخنان پیامبر ص حکمت است و دل را زنده می‌کند و ازآنجاکه رسول خدا ص علمش را به امیرالمؤمنین منتقل کرد سخنان جانشین او هم حکمت است و همین‌گونه سخنان جانشینان معصوم دیگر پیامبر ص که وارث علوم او هستند حکمت است و هر کس آنها را بخواند و یا بشنود قلب خود را زنده کرده است. 🔸عَنِ اَلْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: يَا فُضَيْلُ إِنَّ حَدِيثَنَا يُحْيِي اَلْقُلُوبَ . (الخصال ج۱ ص۲۲) فضیل بن یسار گوید: امام باقر علیه‌السلام به من فرمود: ای فضیل! همانا حدیث ما دل‌ها را زنده می‌کند. 🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیام‌رسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
بسم الله الرحمن الرحیم 🌲 معرفت نفس (۲۶) 🖋 محمدرضا اکبری 🔶 فصل چهارم 🔹 ویژگی‌های نفس (۱۰) 🔸 مرگ و حیات نفس 🔹 عوامل حیات نفس (۶) 💠 ۸. موعظه موعظه آب حیاتی است که در دل جریان پیدا می‌کند و به آن حیات و طراوت می‌بخشد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: اَلْمَوَاعِظُ حَيَاةُ اَلْقُلُوبِ. (عیون الحکم و المواعظ , ج۱, ص۱۷) موعظه‌ها مایه حیات دل‌ها هستند. و در حدیث دیگری فرمود: أَحْيِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ. ( مستدرك الوسائل، ج ۲، ص ۱۰۲) قلب خود را با موعظه زنده کن. 🔸انسان همواره نیازمند موعظه است تا از غفلت در امان بماند. اگر موعظه را از برنامه زندگی خود حذف کند از خود و خدا غافل می‌شود و شیطان همین را می‌خواهد. شیطان بیشترین وسوسه را دارد تا موعظه را سبک و تخریب کند و آن را بی‌ارزش نشان دهد و آدمی را از آن محروم سازد. . 🔹اینکه در گفته‌های بعضی افراد می‌شنویم که موعظه را رد می‌کنند و خود را بی‌نیاز از آن می‌دانند این القای شیطان و وسوسه اوست. قرآن موعظه است؛ خدای تعالی می‌فرماید: هَٰذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ. (بقره، 66) این قرآن بیانی برای مردم و هدایت و موعظه‌ای برای پرهیزگاران است. 🔸قرآن مواعظ فراوانی دارد و خدای متعال واعظ است؛ پیامبر هم واعظ بود؛ ائمه علیهم‌السلام و در رأس آنها امیرالمؤمنین واعظ بودند و دل‌ها را با مواعظ خود احیا می‌کردند. موعظه می‌تواند به‌صورت شفاهی و یا کتبی باشد و چه خوب است که انسان از درون خویش هم خود را موعظه کند. 🔹عَنِ اَلثُّمَالِيِّ قَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ يَقُولُ: اِبْنَ آدَمَ لاَ تَزَالُ بِخَيْرٍ مَا كَانَ لَكَ وَاعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ وَ مَا كَانَتِ اَلْمُحَاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ وَ مَا كَانَ اَلْخَوْفُ لَكَ شِعَاراً وَ اَلْحُزْنُ لَكَ دِثَاراً. اِبْنَ آدَمَ إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ مَبْعُوثٌ وَ مَوْقُوفٌ بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَسْئُولٌ فَأَعِدَّ جَوَاباً . (بحارالانوار، ج۶۷، ص ۳۸۲) 🔸ابوحمزه ثمالي گوید: امام سجاد علیه‌السلام می‌فرمود: اى فرزند آدم هميشه تو در خير و سعادت هستى تا هنگامى كه موعظه‌کننده‌ای از درون خود داشته باشى و به محاسبه نفس اهتمام ورزی و ترس از خدا را شعار خود سازى و حزن را ملازم خود گرداني. اى فرزند آدم تو! قطعاً می‌میری و برانگيخته خواهی شد و در برابر خدا قرار می‌گیری و از تو پرسش مى‌شود پس خود را براى جواب مهيا كن. 🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیام‌رسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
بسم الله الرحمن الرحیم 🌲 معرفت نفس (۲۷) 🖌 محمدرضا اکبری 🔶 فصل چهارم 🔹 ویژگی‌های نفس (۱۱) 🔸 مرگ و حیات نفس 🔹 عوامل حیات نفس (۷) 💠 ۹. یاد خدا یاد خدا احیاگر دل‌هاست آن‌گونه که خداوند مردگان را زنده می‌کند و به آنها توانِ حرکت، شنیدن، گفتن و دیدن می‌دهد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در سه روایت می‌فرماید: فِي الذِّكْرِ حَيَاةُ الْقُلُوب‌. (تصنيف غررالحکم، ص ۱۸۹) در ذکر خدا حیات دل‌هاست. الذِّكْرُ نُورُ الْعُقُولِ‌ وَ حَيَاةُ النُّفُوسِ وَ جَلَاءُ الصُّدُور.(همان منبع) ذکر خدا نور عقل‌ها و حیات نفس‌ها و پردازنده سینه‌هاست. مَنْ ذَكَرَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَحْيَا اللَّهُ قَلْبَهُ.‌ (همان منبع) هر کس یاد خدای سبحان کند خداوند قلبش را زنده کند. 🔸ذکر بر سه گونه است: زبانی، قلبی و عملی و ذکر عملی آن است که اعمال انسان تجلی‌گاه ذکر خدا شود، نه‌تنها در عبادات خاص مانند نماز که در عبادات عام هم چنین باشد. هر عملی که نیت و صبغه الهی پیدا کند عبادت عام به‌حساب می‌آید. ذکر خدا در هر سه گونه آن چونان بارانی‌ست که بر سرزمین جان انسان فرومی‌ریزد و آن را زنده و بارور می‌کند. . 🔹ذکر خداوند حقیقتی است که اضطراب و پریشانی و پراکندگی را از جان آدمی دور می‌کند و به او آرامش عمیق می‌بخشد. قرآن کریم می‌فرماید: أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد، 28) بدانید که تنها با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد. 🔸ذکر خدا آهنگ درونی زندگی مؤمن و شکفتن گل‌های زیبای کلام و رفتار اوست. هر انسانی باید با ذکر خدا زندگی کند. ذاکر خدا قناری حضرت حق است که صوت او به وجودش زیبایی می‌بخشد و ترنم آن به محیط اطرافش لطافت و صبغه الهی می‌دهد. 🔸 مؤمن ذاکر درون آرامی دارد در دنیا زندگی می‌کند؛ اما دنیا درون او جایگاهی ندارد. کسانی که ذکر خدا ندارند ذکر دنیا قلب و جسم و رفتار و اندیشه ایشان را در بر می‌گیرد و ذاکر دنیا خواهند بود و ذاکر دنیا پریشان و مضطرب و ناآرام است و بدتر از همه مرده است و تحرکات جسمانی‌اش این مرده متحرک را به این توهم می‌اندازد که زنده است؛ اما چنین نیست. 🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیام‌رسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi