هدایت شده از ایستگاه مطالعات دینی
بسم الله الرحمن الرحیم
🌲 معرفت نفس (۲۲)
🖋 محمدرضا اکبری
🔶 فصل چهارم
🔹 ویژگیهای نفس ( ۶)
🔸 عوامل حیات نفس (۲)
💠 ۲. دین
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: لَا حَيَاةَ إِلَّا بِالدِّين. (ارشاد، ج۱، ص ۲۹۶)
حیاتی نخواهد بود مگر به دین.
دین آب حیاتی است که به سرزمین نفس هر انسانی برسد آن را آبیاری میکند و به آن حیات و طراوت و سرسبزی و زیبایی میبخشد و از آن بوستانی پدید میآورد که فرشتگان در آن نغمهسرایی میکنند. با پذیرش دین خدا انسان یک واسطهای را میان خود و پروردگارش پیدا میکند که او را مرتبط میسازد و چون خداوند زنده است و حی لایموت است و بالاترین مرتبه حیات را دارد انسان هم با این ارتباط حیات پیدا میکند.
🔸پیشازاین بیان کردیم که توحید عامل حیات است و در تبیین بیشتر آن میگوییم: در صورتی توحید عامل حیات است که در ضمن پذیرش دین باشد؛ اما اگر کسی به یگانگی خداوند اعتقاد داشته باشد؛ ولی دین نداشته باشد در تاریکی بوده و حیاتی نخواهد داشت.
🔹 کسانی که از دین، این آب حیات بیبهرهاند سرزمین نفسشان کویری خشک و سوزان است که شیاطین آن را میدان لهوولعب و تاختوتاز خود قرار داده و به انواع وسوسهها و گناهان آلوده میکنند. گناهانشان پاک نمیشوند و کار خیرشان پذیرفته نیست و بهبودی در جان آنها ایجاد نمیکند؛ زیرا این فقط دین حق است که گناه در آن بخشیده میشود و کار خیر موردقبول قرار میگیرد.
🔸كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع كَثِيراً مَا يَقُولُ فِي خُطْبَتِهِ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ دِينَكُمْ دِينَكُمْ فَإِنَّ السَّيِّئَةَ فِيهِ خَيْرٌ مِنَ الْحَسَنَةِ فِي غَيْرِهِ وَ السَّيِّئَةُ فِيهِ تُغْفَرُ وَ الْحَسَنَةُ فِي غَيْرِهِ لَا تُقْبَلُ. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج۲، ص۶۶۴)
امیرالمؤمنین علیهالسلام فراوان در سخنرانی خود میفرمود: ای مردم دین خود را نگه دارید، دین خود را نگه دارید؛ زیرا گناه در آن بهتر از کار خوب در غیر آن است؛ چون گناه در آن بخشیده میشود و کار خوب در غیر دین شما پذیرفته نمیشود.
🔹 این دین که آب حیات است همان دین اسلام است که پیامبرش محمد بن عبدالله ص و جانشینان او دوازدهامام معصوم و پاکاند که آخرین آنها حضرت مهدی علیهالسلام است که اسلام را جهانی میکند و بر همه ادیان و مکاتب و عقاید پیروز میگرداند.
هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (توبه، ۳۳)
🔸 امامزمان علیهالسلام که خود بخشی از دین است مایه حیات است و ما در زیارت روز جمعه اینگونه به او سلام میکنیم:
السلام علیک یا عینالحیات!
سلام بر تو ای چشمه حیات!
🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیامرسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
هدایت شده از ایستگاه مطالعات دینی
بسم الله الرحمن الرحیم
🌲 معرفت نفس (۲۳)
🖋 محمدرضا اکبری
🔶 فصل چهارم
🔹 ویژگیهای نفس ( ۷)
🔸 مرگ و حیات نفس (4)
🔹 عوامل حیات نفس ( ۳)
💠 ۳. قرآن
أنَس گوید: رسول خدا ص به من فرمود:
یَا بُنَیَّ لَا تَغْفُلْ عَنْ قِرائَةِ القُرآنِ إذا أصْبَحْتَ وَ أمْسَیْتَ، فَإنَّ القُرآنَ یُحیِی القَلبَ المَیِّتَ وَ یَنهَی عَنِ الفَحْشاءِ وَ المُنکَرِ وَالبَغْیِ. (کنزالعمال، ج ۲، ص ۲۹۱)
پسرم! از قرائت قرآن غفلت نکن، به راستی که قرآن قلب مرده را زنده میکند و از فحشا و منکر و ظلم و تجاوز باز میدارد.
💠 ۴. ولایت اهل بیت علیهم السلام
امام رضا علیهالسلام فرمود:
مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً يُحْيَا فِيهِ أَمْرُنَا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ اَلْقُلُوبُ.(امالی صدوق، ج ۱، ص ۷۳)
کسی که در مجلسی بنشیند که در آن ولایت ما احیا میشود قلب او زنده خواهد بود روزی که قلبها میمیرند.
💠 5. اطاعت
رُوِيَ أَنَّ اَللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ فِي بَعْضِ كُتُبِهِ: يَا اِبْنَ آدَمَ أَنَا حَيٌّ لاَ أَمُوتُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ حَتَّى أَجْعَلَكَ حَيّاً لاَ تَمُوتُ يَا اِبْنَ آدَمَ أَنَا أَقُولُ لِلشَّيْءِ كُنْ فَيَكُونُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ تَقُولُ لِلشَّيْءِ كُنْ فَيَكُونُ. (مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۲۵۸)
🔸روایت شده است که خدای تعالی در بعضی از کتابهای آسمانی خود میفرماید: ای پسر آدم! من زندهام و نمیمیرم؛ در آن چه به تو فرمان دادم از من اطاعت کن تا تو را زندهای قرار دهم که نمیمیری. ای پسر آدم! [برای ایجاد اشیاء]من به چیزی میگویم باش پس میباشد؛ در آنچه به تو دستور دادم از من اطاعت کن تا تو را اینگونه قرار دهم که به چیزی بگویی باش پس باشد.
🔸وقتی انسان از خدا اطاعت کند به او قدرت ایجاد اشیا را تفویض میکند و این مقام بسیار بزرگی است که در اثر اطاعت به آن نائل میشود؛ در حقیقت با این امکان و این ظرفیت بزرگ که به آن دست مییابد به خزینه های الهی دست یافته است که هر چیزی را میتواند برای خود ایجاد کند.
🔸موسی علیهالسلام از خداوند درخواست کرد: يَا رَبِّ أَرِنِي خَزَائِنَكَ! فَقَالَ يَا مُوسَى إِنَّمَا خَزَائِنِي إِذَا أَرَدْتُ شَيْئاً أَنْ أَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ. (معاني الأخبار، ج۱ ص۴۰۲)
پروردگارا! خزینه های خود را به من نشان ده! خداوند فرمود: ای موسی! همانا خزائن من این است که وقتی چیزی را اراده میکنم میگویم باش پس میباشد.
🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیامرسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
هدایت شده از ایستگاه مطالعات دینی
بسم الله الرحمن الرحیم
🌲 معرفت نفس ( ۲۴)
🖋 محمدرضا اکبری
🔶 فصل چهارم
🔹 ویژگیهای نفس (۸)
🔸 مرگ و حیات نفس
🔹عوامل حیات نفس (۴)
💠۶. تفکر
تفکر یک حرکت درونی در خانه قلب انسان است که مانند چراغی راه را روشن و به دل حیات میبخشد، زیرا با تفکر، انسان به ابتدا، ادامه و انتها و غایت خود میاندیشد و میفهمد کیست، از کجا آمده و برای چه آمده است؛ در کجاست، به کجا میرود؛ چه باید بکند و چه نباید بکند.
امام حسن علیهالسلام فرمود:
التَّفَكُّرُ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ، (بحارالأنوار، ج۸۹، ص ۳۲)
تفکر حیات قلب آگاه است.
🔸کسی که تفکر ندارد حیات ندارد؛ البته تفکری که مایه حیات قلب است هر تفکری نیست تفکری است که مایه کمال سعادت و رشد انسان باشد.
غزالی درباره تفکر میگوید: تفکر طلب علم غیربدیهی از مقدماتی است که به آن علم رسیده میشود؛ همانگونه که کسی تفکر میکند که آخرت باقی است و دنیا فانی است پس علم برای او حاصل میشود که آخرت بهتر از دنیاست و این او را برمیانگیزد بر عملکردن برای آخرت پس تفکر سبب است برای این علم…تفکر موجب نورانیت قلب و خروج آن از غفلت است و اصل همه خیرات است. (بحارالأنوار، ج۶۸، ص ۳۱۹)
🔹علامه مجلسی در بیان آرای علما در باب تفکر مطالبی را از خواجه نصیرالدین طوسی نقل میکند که بخشی از مطالب خواجهنصیر این است که …از این نوع تفکرات ارزشی: تفکر در احوال گذشتگان و قطع دست آنها از دنیا و رجوع آنها به خانه آخرت است این تفکر موجب قطع محبت از غیر خدا میشود و اینکه انسان به تقوا و طاعت رو بیاورد و ممکن است که ما تفکر را گسترده کنیم بهگونهای که شامل تفکر در معانی آیات قرآنی و احادیث نبوی و روایات اهلبیت اطهار و مسائل دینی و احکام شرعی شود. (بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۱۹)
🔸اینگونه تفکرات است که ارزش است، عبادت است و پاداش فراوانی دارد و دل را زنده میکند و ما در اینجا به یک روایت اشاره میکنیم.
راوی گوید: امام صادق علیهالسلام فرمود: که رسول خدا ص فرمود: تفکر یک ساعت از قیام یک شب بهتر است. عرض کردم: چگونه تفکر کند؟ فرمود:
🔸 يَمُرُّ بِالْخَرِبَةِ أَوْ بِالدَّارِ، فَيَقُولُ: أَيْنَ سَاكِنُوكِ، أَيْنَ بَانُوكِ، مَا لَكِ لَا تَكَلَّمِينَ؟
به یک خرابه یا خانه [خراب شده] عبور میکند پس خطاب به او میگوید: کجایند کسانی که در تو سکونت داشتند؛ کجایند کسانی که تو را ساختند؛ چرا سخن نمیگویی؟ (بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۲۸)
🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیامرسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
هدایت شده از ایستگاه مطالعات دینی
بسم الله الرحمن الرحیم
🌲 معرفت نفس ( ۲۵)
🖋 محمدرضا اکبری
🔶 فصل چهارم
🔹 ویژگیهای نفس (۹)
🔸مرگ و حیات نفس
🔹عوامل حیات نفس (۵)
💠 ۷. حکمت
قَالَ لُقْمَانُ لاِبْنِهِ: يَا بُنَيَّ جَالِسِ اَلْعُلَمَاءَ وَ زَاحِمْهُمْ بِرُكْبَتَيْكَ فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحْيِي اَلْقُلُوبَ بِنُورِ اَلْحِكْمَةِ كَمَا يُحْيِي اَلْأَرْضَ بِوَابِلِ اَلسَّمَاءِ. (بحار الأنوار ج۱ ص۲۰۴)
لقمان به فرزندش فرمود: پسرم با علما نشستوبرخاست کن و در محضر آنها زانو بزن که خدای عزوجل دلها را به نور حکمت زنده میکند همانگونه که زمین را به باران تند زنده میکند.
بنا بر تشبیه این روایت، حکمت یک باران معمولی نیست؛ بلکه باران تند و شدید است؛ یعنی قدرت احیاگری آن برای نفس انسان بسیار بالاست.
🔸حکمت به معنای دانش راستین، استوار و عمیقی است که بتوان با آن امور را آنچنان که هستند شناخت. حکمت علم درستی است که به عمل درست میانجامد و موجب کمال انسان میگردد.
بنابراین، هر حکمتی علم است؛ اما هر علمی حکمت نیست.
حکمت ثمره عقل، تقوا و نورانیت دل است و خداوند هم به هر کس که بخواهد آن را بهصورت ویژه عطا میکند چنین کسانی منبع حکمت خواهند بود.
🔹 قرآن کریم میفرماید:
«خداوند حکمت را به هر کس بخواهد میدهد، و هر کس که به او حکمت داده شود، بیگمان خیر فراوانی به او داده شده است.» (بقره، آیهٔ ۲۶۹)
انبیا در رأس حکمای بشر هستند و سخنان آنها حکمت است و با سخنان حکیمانه خود انسانها را در مسیر کمال قرار میدهند. قرآن درباره رسول خدا ص میفرماید:
🔸هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ. (جمعه، 2)
اوست که در میان درس ناخواندهها پیامبری را از خود آنها برانگیخت تا آیاتش را بر آنها بخواند و آنها را پاک سازد و کتاب و حکمت بیاموزد.
کتاب که همان قرآن است و حکمت هم سخنان پیامبر ص در راستای تفسیر قرآن و شناخت معارف و احکام الهی است.
🔹بنابراین، سخنان پیامبر ص حکمت است و دل را زنده میکند و ازآنجاکه رسول خدا ص علمش را به امیرالمؤمنین منتقل کرد سخنان جانشین او هم حکمت است و همینگونه سخنان جانشینان معصوم دیگر پیامبر ص که وارث علوم او هستند حکمت است و هر کس آنها را بخواند و یا بشنود قلب خود را زنده کرده است.
🔸عَنِ اَلْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: يَا فُضَيْلُ إِنَّ حَدِيثَنَا يُحْيِي اَلْقُلُوبَ . (الخصال ج۱ ص۲۲)
فضیل بن یسار گوید: امام باقر علیهالسلام به من فرمود: ای فضیل! همانا حدیث ما دلها را زنده میکند.
🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیامرسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
هدایت شده از ایستگاه مطالعات دینی
بسم الله الرحمن الرحیم
🌲 معرفت نفس (۲۶)
🖋 محمدرضا اکبری
🔶 فصل چهارم
🔹 ویژگیهای نفس (۱۰)
🔸 مرگ و حیات نفس
🔹 عوامل حیات نفس (۶)
💠 ۸. موعظه
موعظه آب حیاتی است که در دل جریان پیدا میکند و به آن حیات و طراوت میبخشد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود:
اَلْمَوَاعِظُ حَيَاةُ اَلْقُلُوبِ. (عیون الحکم و المواعظ , ج۱, ص۱۷)
موعظهها مایه حیات دلها هستند.
و در حدیث دیگری فرمود:
أَحْيِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ. ( مستدرك الوسائل، ج ۲، ص ۱۰۲)
قلب خود را با موعظه زنده کن.
🔸انسان همواره نیازمند موعظه است تا از غفلت در امان بماند. اگر موعظه را از برنامه زندگی خود حذف کند از خود و خدا غافل میشود و شیطان همین را میخواهد. شیطان بیشترین وسوسه را دارد تا موعظه را سبک و تخریب کند و آن را بیارزش نشان دهد و آدمی را از آن محروم سازد. .
🔹اینکه در گفتههای بعضی افراد میشنویم که موعظه را رد میکنند و خود را بینیاز از آن میدانند این القای شیطان و وسوسه اوست. قرآن موعظه است؛ خدای تعالی میفرماید:
هَٰذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ. (بقره، 66)
این قرآن بیانی برای مردم و هدایت و موعظهای برای پرهیزگاران است.
🔸قرآن مواعظ فراوانی دارد و خدای متعال واعظ است؛ پیامبر هم واعظ بود؛ ائمه علیهمالسلام و در رأس آنها امیرالمؤمنین واعظ بودند و دلها را با مواعظ خود احیا میکردند.
موعظه میتواند بهصورت شفاهی و یا کتبی باشد و چه خوب است که انسان از درون خویش هم خود را موعظه کند.
🔹عَنِ اَلثُّمَالِيِّ قَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ يَقُولُ: اِبْنَ آدَمَ لاَ تَزَالُ بِخَيْرٍ مَا كَانَ لَكَ وَاعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ وَ مَا كَانَتِ اَلْمُحَاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ وَ مَا كَانَ اَلْخَوْفُ لَكَ شِعَاراً وَ اَلْحُزْنُ لَكَ دِثَاراً.
اِبْنَ آدَمَ إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ مَبْعُوثٌ وَ مَوْقُوفٌ بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَسْئُولٌ فَأَعِدَّ جَوَاباً . (بحارالانوار، ج۶۷، ص ۳۸۲)
🔸ابوحمزه ثمالي گوید: امام سجاد علیهالسلام میفرمود: اى فرزند آدم هميشه تو در خير و سعادت هستى تا هنگامى كه موعظهکنندهای از درون خود داشته باشى و به محاسبه نفس اهتمام ورزی و ترس از خدا را شعار خود سازى و حزن را ملازم خود گرداني.
اى فرزند آدم تو! قطعاً میمیری و برانگيخته خواهی شد و در برابر خدا قرار میگیری و از تو پرسش مىشود پس خود را براى جواب مهيا كن.
🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیامرسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
هدایت شده از ایستگاه مطالعات دینی
بسم الله الرحمن الرحیم
🌲 معرفت نفس (۲۷)
🖌 محمدرضا اکبری
🔶 فصل چهارم
🔹 ویژگیهای نفس (۱۱)
🔸 مرگ و حیات نفس
🔹 عوامل حیات نفس (۷)
💠 ۹. یاد خدا
یاد خدا احیاگر دلهاست آنگونه که خداوند مردگان را زنده میکند و به آنها توانِ حرکت، شنیدن، گفتن و دیدن میدهد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در سه روایت میفرماید:
فِي الذِّكْرِ حَيَاةُ الْقُلُوب. (تصنيف غررالحکم، ص ۱۸۹)
در ذکر خدا حیات دلهاست.
الذِّكْرُ نُورُ الْعُقُولِ وَ حَيَاةُ النُّفُوسِ وَ جَلَاءُ الصُّدُور.(همان منبع)
ذکر خدا نور عقلها و حیات نفسها و پردازنده سینههاست.
مَنْ ذَكَرَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَحْيَا اللَّهُ قَلْبَهُ. (همان منبع)
هر کس یاد خدای سبحان کند خداوند قلبش را زنده کند.
🔸ذکر بر سه گونه است: زبانی، قلبی و عملی و ذکر عملی آن است که اعمال انسان تجلیگاه ذکر خدا شود، نهتنها در عبادات خاص مانند نماز که در عبادات عام هم چنین باشد. هر عملی که نیت و صبغه الهی پیدا کند عبادت عام بهحساب میآید.
ذکر خدا در هر سه گونه آن چونان بارانیست که بر سرزمین جان انسان فرومیریزد و آن را زنده و بارور میکند. .
🔹ذکر خداوند حقیقتی است که اضطراب و پریشانی و پراکندگی را از جان آدمی دور میکند و به او آرامش عمیق میبخشد.
قرآن کریم میفرماید:
أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد، 28)
بدانید که تنها با یاد خدا دلها آرام میگیرد.
🔸ذکر خدا آهنگ درونی زندگی مؤمن و شکفتن گلهای زیبای کلام و رفتار اوست. هر انسانی باید با ذکر خدا زندگی کند. ذاکر خدا قناری حضرت حق است که صوت او به وجودش زیبایی میبخشد و ترنم آن به محیط اطرافش لطافت و صبغه الهی میدهد.
🔸 مؤمن ذاکر درون آرامی دارد در دنیا زندگی میکند؛ اما دنیا درون او جایگاهی ندارد. کسانی که ذکر خدا ندارند ذکر دنیا قلب و جسم و رفتار و اندیشه ایشان را در بر میگیرد و ذاکر دنیا خواهند بود و ذاکر دنیا پریشان و مضطرب و ناآرام است و بدتر از همه مرده است و تحرکات جسمانیاش این مرده متحرک را به این توهم میاندازد که زنده است؛ اما چنین نیست.
🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیامرسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
هدایت شده از ایستگاه مطالعات دینی
بسم الله الرحمن الرحیم
🌲 معرفت نفس (۲۸)
🖌 محمدرضا اکبری
🔶 فصل چهارم
🔹 ویژگیهای نفس (۱۲)
🔸 مرگ و حیات نفس
🔹 عوامل حیات نفس (۸)
💠 ۱۰. علم
امام صادق علیهالسلام فرمود:
الْعِلْمُ حَيَاةُ الْقُلُوب. (مجموعة ورام، ج۲، ص ۲۴۵)
علم مایه حیات دلهاست.
و رسول خدا ص فرمود:
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ تَذَاكُرُ الْعِلْمِ بَيْنَ عِبَادِي مِمَّا تَحْيَا عَلَيْهِ الْقُلُوبُ الْمَيْتَةُ إِذَا هُمُ انْتَهَوْا فِيهِ إِلَى أَمْرِي. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج۱، ص ۴۱)
خداى عزوجل میفرماید: گفتگوى علمى ميان بندگانم سبب زنده شدن دلهای مرده ميگردد درصورتیکه پايان گفتگویشان به امرى كه مربوط به من است برسد. (گفتگوی دینی باشد)
از ذیل روایت استفاده میشود که هر علمی دل را زنده نمیکند و علوم و معارف الهی است که این ویژگی را دارد.
🔸یکی از دلایل اصرار مومنین بر حضور در محضر علمای دین و اهلدل همین ویژگی احیای دلهاست. این سنت حسنه از دیرباز در میان مومنین بوده است و غنیمتی است که نباید آن را از دست داد، ضمن اینکه منافع دینی دیگری در مجالست با علما وجود دارد که در روایات بیان شده است.
💠 ۱۱. یاد زیاد مرگ
رسول خدا ص فرمود:
أكثِروا ذِكرَ المَوتِ، فما مِن عَبدٍ أكثَرَ ذِكرَهُ إلاّ أحيا اللّه ُ قلبَهُ و هَوَّنَ علَيهِ المَوتَ . (کنزالعمال، خ ۱۰۵ ۴۲ )
بسیار یاد مرگ کنید؛ زیرا بندهای نیست که زیاد یاد مرگ کند مگر اینکه خداوند دلش را زنده کند و مرگ را بر او آسان نماید.
💠 ۱۲. همنشینی با خوبان
مُجاِلسَةُ ذَوِي الْفَضَائِلِ حَيَاةُ الْقُلُوب. (عيون الحكم، ص ۴۸۵)
همنشینی با صاحبان فضایل مایه حیات دلهاست.
حضور در محضر اهل معرفت، اهلدل، مجاهدان راه حق، اهلسخاوت و بخشش در راه خدا و کسانی که در اطاعت از خدا و عبادت او گوی سبقت را از دیگران ربودهاند از جمله این همنشینیهاست.
💠 ۱۳. دوست عاقل
صُحْبَةُ الْوَلِيِّ اللَّبِيبِ حَيَاةُ الرُّوحِ.(تصنيف غررالحکم، ص ۴۲۹)
همنشینی با دوست عاقل مایه حیات روح است.
🔸دوست عاقل کمیاب است اما نایاب نیست. اگر کسی به چنین دوستی دست یابد که عاقل، رازدار، امانتدار، وفادار، صمیمی و مؤمن باشد نعمت بزرگی به دست آورده است که از یک طایفه و جمع خویشاوندی بهتر است. اگر دوستی عاقل باشد سایر صفاتی را که بیان شد هم با خود به همراه دارد.
🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیامرسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
هدایت شده از ایستگاه مطالعات دینی
بسم الله الرحمن الرحیم
🌲 معرفت نفس (۲۹)
🖌 محمدرضا اکبری
🔶 فصل چهارم
🔹 ویژگیهای نفس (۱۳)
🔸 مرگ و حیات نفس
💠 مرگ نفس
پیشازاین درباره حیات نفس بیان گردید که هرگاه چیزی آثار خود را داشته باشد زنده است و اگر آثار خود را از دست دهد مرده است و مرگ نفس هم به از دستدادن آثار آن است.
برخی بهخاطر گناهان مستمر یا بیماریهای روحی مانند شک در حقایق و شرک و امثال آن و یا سکتههای معنوی حیات نفس خود را ازدستدادهاند اما بهخاطر حرکت جسمشان توهم حیات دارند و وقتی میمیرند متوجه میشوند که پیشازاین مرده بودند؛ ازاینرو شایسته است درباره تفاوتهای این دو مرگ اشاراتی داشته باشیم.
💠 تفاوتهای مرگ جسمانی و نفسانی
۱. مرگ جسم جز در مواردی مانند تلفشدن و خودکشی غالباً ضدارزش نیست؛ اما مرگ نفس مطلقاً ضدارزش است.
۲. مرگ جسم گاهی باارزش بزرگی چون شهادت یکی میشود و شهادت عین حیات است؛ اما برای نفس شهادت مطرح نیست و مرگ آن جز ازدستدادن آثار حیات روحانی و فرورفتن در ظلمت چیز دیگری نیست.
🔸 ۳. مرگ نفس در مقایسه با مرگ جسم بسیار هولناک است؛ چون یک حقیقت و ارزش بزرگ از بین میرود؛ اما در مرگ جسم یک انتقال صورت میپذیرد و انسان از عالمی به عالم دیگر هجرت میکند.
۴. مرگ جسم جز در موارد محدودی یک امر طبیعی است؛ اما مرگ نفس مجرمانه است و کیفر دارد.
🔹۵. با مرگ جسم امکان بازگشت به حیات آن وجود ندارد؛ اما مرگ نفس بهگونهای است که حیات آن قابلوصول است؛ مثلاً کسی که بهخاطر شرک حیات نفسانی ندارد میتواند با توحید به حیات دست یابد و یا کسی که بهخاطر کفر حیات ندارد با ایمانآوردن به حیات نائل شود و یا با کسب عوامل حیات که به آنها اشاره گردید به حیات نفس دست یابد.
🔸۶. حیات جسم به دست فرشته الهی گرفته میشود، اما مرگ نفس توسط شیطان و هوای نفس صورت میپذیرد.
تفاوتهای دیگری ممکن است وجود داشته باشد که ما به همین مقدار بسنده میکنیم.
🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیامرسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
هدایت شده از ایستگاه مطالعات دینی
بسم الله الرحمن الرحیم
🌲 معرفت نفس (30)
🖌 محمدرضا اکبری
🔶 فصل چهارم
🔹 ویژگیهای نفس (14)
🔸مرگ و حیات نفس
💠 عوامل مرگ نفس (1)
نفس آدمی موجود زندهای است و عوامل فراوانی حیات او را تهدید میکنند؛ بنابراین لازم است این عوامل شناخته شوند تا حیات قلب خود را از آنها محافظت کنیم همانگونه که عوامل مرگ جسم خود را شناسایی میکنیم تا از حیات آن محافظت نماییم.
💠 ا. فراموشی خدا
امام صادق علیهالسلام فرمود: در نجوای خدا با موسی علیهالسلام به او فرمود:
يَا مُوسَى لَا تَنْسَنِي عَلَى كُلِّ حَالٍ فَإِنَّ نِسْيَانِي يُمِيتُ الْقَلْبَ. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج2، ص: 498)
ای موسی! درهرحال مرا فراموش نکن؛ زیرا فراموشی من دل را می میراند.
🔸همچنین آن حضرت در حدیث دیگری فرمود:
بِذِكْرِ اللَّهِ تَحْيَا الْقُلُوبُ وَ بِنِسْيَانِهِ مَوْتُهَا (تنبيه الخواطر، جلد ۲، صفحه ۱۱۹)
به یاد خدا دلها زنده میشوند و مرگ آنها به فراموشی اوست.
🔹وقتی خدا فراموش میشود که انسان در منیت خود فرورود و خود را در حجابهای نفسانی قرار دهد و جز به منافع و خواستههای خود نیندیشد و این همان حاکمیت غفلت از یاد خدا ست که دل را می میراند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود:
مَنْ غَلَبَتْ عَلَيْهِ الْغَفْلَةُ مَاتَ قَلْبُه. (تصنيف غررالحکم، ص 266)
هرکس غفلت بر او غلبه کند قلبش بمیرد.
💠 2. بی پروایی
بیپروایی که همان بیتقوایی، جسارت در انجام گناه و نداشتن ورع است از عوامل گسترده مرگ دلهاست.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَؤُهُ وَ مَنْ كَثُرَ خَطَؤُهُ قَلَّ حَيَاؤُهُ وَ مَنْ قَلَّ حَيَاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ مَاتَ قَلْبُهُ وَ مَنْ مَاتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النَّارِ. (تحفالعقول، ص 88)
هر كس حرفش زیاد باشد خطايش زیادتر است و هر كس خطايش زیاد باشد حيايش کم است و هر كس حيايش كم باشد پروایش كم است و هر كس پروايش كم باشد دلش بميرد و هر كس دلش بميرد وارد آتش جهنم شود.
🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیامرسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
هدایت شده از ایستگاه مطالعات دینی
بسم الله الرحمن الرحیم
🌲 معرفت نفس (31)
🖌 محمدرضا اکبری
🔶 فصل چهارم
🔹 ویژگیهای نفس (15)
🔸 مرگ و حیات نفس
🔹عوامل مرگ نفس (2) . 💠 3. خنده زیاد
رسول خدا ص به ابوذر فرمود:
إِيَّاكَ وَ كَثْرَةَ الضَّحِكِ فَإِنَّهُ يُمِيتُ الْقَلْبَ وَ يَذْهَبُ بِنُورِ الْوَجْهِ. (الخصال، ج2، ص: 526)
از خنده زیاد بپرهیز که دل را میمیراند و نور چهره را میبرد.
دلمردگی ناشی از خنده زیاد را باید جدی گرفت و به پاکسازی اثر منفی آن اقدام کرد. خوشبختانه این عمل کفاره دارد و میتوان با پرداخت آن این اثر را از میان برد.
🔸امام صادق علیهالسلام فرمود:
كَفَّارَةُ الضَّحِكِ أَنْ يَقُولَ: اللَّهُمَّ لَا تَمْقُتْنِي. (من لایحضره الفقيه، ج3، ص 377) كفّاره خنده آن است كه بگوئى: «اللَّهُمَّ لَا تَمْقُتْنِي». خدايا مرا به دشمنی نگیر.
و امام باقر علیهالسلام فرمود:
إِذَا قَهْقَهْتَ فَقُلْ حِينَ تَفْرُغُ: اللَّهُمَّ لَا تَمْقُتْنِي. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج2، ص 664)
هر گاه قهقهه زدى پس از فراغت از آن بگو: «اللَّهُمَّ لَا تَمْقُتْنِي» خدايا مرا دشمن مدار.
🔸 قهقهه یک عمل شیطانی است؛ چنانکه امام صادق علیهالسلام فرمود:
الْقَهْقَهَةُ مِنَ الشَّيْطَان. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج2، ص 664)
قهقهه آثار منفی و شیطانی خود را دارد که از جمله دل را می میراند و رفع آن به کفارهای است که بیان شد.
🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیامرسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi
هدایت شده از ایستگاه مطالعات دینی
بسم الله الرحمن الرحیم
🌲 معرفت نفس (32)
🖌 محمدرضا اکبری
🔶 فصل چهارم
🔹 ویژگیهای نفس (16)
🔸مرگ و حیات نفس
🔹عوامل مرگ نفس (3)
💠 4. گناه روی گناه
هر گناهی یک آسیب به قلب انسان است. وقتی آسیبی وارد شد و ادامه پیدا نکرد کشنده نخواهد بود؛ اما وقتی ضربهها پیدرپی وارد شود؛ یعنی گناه روی گناه شود شیرازه دل از هم میگسلد و میمیرد.
امام صادق ع فرمود:
الذَّنْبُ عَلَى الذَّنْبِ يُمِيتُ الْقَلْبَ. مجموعه ورام، ج2، ص: 118
گناه روی گناه دل را میمیراند.
🔸و رسول خدا ص فرمود:
أَرْبَعٌ يُمِتْنَ الْقَلْبَ الذَّنْبُ عَلَى الذَّنْبِ وَ كَثْرَةُ مُنَاقَشَةِ النِّسَاءِ يَعْنِي مُحَادَثَتَهُنَّ وَ مُمَارَاةُ الْأَحْمَقِ تَقُولُ وَ يَقُولُ وَ لَا يَرْجِعُ إِلَى خَيْرٍ أَبَداً وَ مُجَالَسَةُ الْمَوْتَى فَقِيلَ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ مَا الْمَوْتَى قَالَ كُلُّ غَنِيٍّ مُتْرَفٍ. (الخصال، ج1، ص 228)
🔹چهار چيز قلب را میمیراند: گناه بر گناه و مجادله زیاد با زنان نامحرم يعنى بسيار گفتگوکردن با آنان، ستيز و مجادلهکردن با نادان كه سخنى تو مىگويى و سخنى او مىگويد و هرگز بهسوی خير باز نمىگردد و همنشينى با مردگان. گفته شد: اى رسول خدا! مردگان چه كسانى هستند؟ فرمودند: هر برخوردارِ خوشگذران و سرمست از دنیا.
🔸همنشینی با مرفه بیدرد و شیفته دنیا که نه حق را میفهمد و نه آن را میگوید و نه آن را میشنود مرگ دل را به همراه دارد و نفسهای آنها مانند بادهایی است که شعلههای حیات اهل ایمان را خاموش میکند و برق اموالشان چشمان دلها را میآزارد . 💠 5. همنشینی با فرومایگان رسول خدا ص فرمود:
ثَلَاثَةٌ مُجَالَسَتُهُمْ تُمِيتُ الْقَلْبَ الْجُلُوسُ مَعَ الْأَنْذَالِ وَ الْحَدِيثُ مَعَ النِّسَاءِ وَ الْجُلُوسُ مَعَ الْأَغْنِيَاءِ. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج2، ص: 641)
سه دستهاند كه همنشينى با آنها دل را میميراند: همنشينى با افراد پست و خسیس، گفتوشنود با زنان نامحرم و نشستن با اغنیا.
🔹کانال مباحث دینی نویسنده در پیامرسان ایتا:https://eitaa.com/ismodi