eitaa logo
- إسـراء -
2.1هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
475 ویدیو
12 فایل
. ﷽ و فرهنگِ نشر و فورواردِ مطالب مذهبی را به جآ آورید . إسراء : درشب سیر کردن .
مشاهده در ایتا
دانلود
- إسـراء -
بنيَّ...
حیدر کنار فاطمه بود زهرا لب گشود دیدار بعدی در علقمه پیش حسین...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
https://daigo.ir/secret/937101543 امروز ناشناس فرق میکنه... یک کلمه‌ست... حسین! هر چه میخواهد دل تنگت بگو فقط یادت باشد ناشناس رو حسین بن علی میخواند!
میگفت: امروز تو هیئت وسط روضه خونی، یه دختر سه ساله آوردن؛ چون همه داشتن گریه میکردن و لطمه میزدن روضه‌خون ازش پرسید: «از اینجا نمیترسی که؟!» گفت: «نه، عموم اینجا نشسته!» مجلس ریخت به هم :))💔
علی اکبر اربا اربا شد عباس بی دست و حسین سر جدا کربلا تمام شد و قصه‌ی زینب آغاز... - @isra_f ;❤️‍🩹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ ‌ کتاب اعترافات کاتب کشته شده « با خود فکر کرد وقتی داماد ابوالشعثاء شود، حتماً او را از خرید اسب و خانه بی‌نیاز می‌کنند. نیمه‌های شب با صورتی پوشیده، از دیوار نیمه فرو ریخته و لرزان خانه پیرزن بالا رفت. بارها صدای شیهه اسب را از طویله همسایه شنیده بود، اما در یک ماه گذشته ندیده بود پیرزن لجام اسب را دست بگیرد و با آن پشته خار و هیزمی بیاورد. در تاریکی چشم دراند و لحظه‌ای گوش خواباند. به یاد نداشت صدای پارس سگی را از خانه پیرزن شنیده باشد. با خیال راحت پایین رفت و وارد طویله شد. دو مرغ از زیر پایش فرار کردند. صدای شکستن تخم‌مرغی را زیر پایش شنید. اهمیت نداد و دهان اسب را با طنابی که برده بود، بست و کمی آن‌طرف‌تر، پشت اسب پرید و آن را با خود به کاروانسرای بیرون شهر برد. سکه‌ای به دربان کاروانسرا داد، شب را آنجا ماند و نیش آفتاب که زد، مانند الاغی که در گِل فرو برود، از دیدن اسب لاغر و پشت زخم همسایه وا رفت. ظهر آن روز سپاه پسر سعد به حرکت درمی‌آمد. چاره‌ای نداشت، باید با اسب پیرزن می‌ساخت. ساعتی بعد برای خرید زین و برگ اسب به بازار رفته بود که پیرزن را پشته هیزم بر پشت دید. پیرزن جلوی مغازه‌ای نفس تازه می‌کرد...» بخشی از کتاب نویسنده: ساسان ناطق رده سنی : بزرگسال | -@isra_f ;📚
. | شبکه‌ی خبری مسلمان تی‌وی: یک روزِ سخت گذشت، بعد از کشته شدنِ همه‌ی مردانِ کاروان، به جز زین العابدین علی بن الحسین که بیمار بود، تعدادِ زیادی زن و کودکِ هراسان در اسارتِ لشکریانِ عمر سعد ماند. ۱۱م محرم الحرام، گزارشگر۶۱ کربلا و کوفه در خدمتِ شماست: ۱- عمر بن سعد، فرمانده‌ی لشکریانِ حکومتی، به درخواستِ حاکمِ عراق ابن زیاد، دستورِ آماده کردنِ اسرا از آل حسین را برای حرکت به کوفه دادند. ۲- کوفه در حالِ آماده شدن و آذین بستن کوچه‌ها برای خوشآمد گویی از لشکرِ "پیروز" هست. ۳- گردان‌های لشکرِ اموی همراهِ اسرا به حوالی کوفه رسیده‌اند، و فرمانده‌ی لشکر ورود به کوفه را برای استفاده‌ی رسانه‌ای به فردا موکول کرد. - @isra_f ;📄 .