مادرِ آرمان تو مِعراج میگفتن کھِ :
آرمان یادته همیشه مداحۍغریب
گیر آوردنت رو گوش میکردی ؟!
دیدۍ آخرش غریب گیر آوردنِت
مامان :))؟
- إسـراء -
یهـ نفر بھش گفت :
آخهـ تو این گرما با این چادرِ مشکی
چطورے میتونی طاقت بیارے ؟
گفت : شنیدم آتشِ جھنم خیلی
گرمترھ !