بزرگتر کهـ شدم فھمیدم پدرِ من فرق دارد
با تمامِ پدر هاےِ دنیا !
هر چهـ نداشت کلاھ و پوتین و پروندھ . .
زیاد داشت و در آن اوضاعِ نابسامانِ کشور،
من نباید پزِ بابایم را بهـ دوستانم میدادم !نباید میگفتم بابایم تفنگ دارد !
نباید میگفتم بابایم از سی روزِ ماھ؛
بیست و نهـ روزش را خانهـ نیست . . !
نباید، نباید، نباید . .
خیلی چیز ها بود کهـ نباید از درِ خانهـیمان
آن طرفتر میرفت !:))
و من چقدر زود بزرگ شدم !!
چقدر زود فھمیدم اینکهـ خواهرِ دو سالهـام؛ پدرم را نمیشناسد . .
دردناڪ است نهـ؟ یا خندھدار و بامزھ . . !
چقدر زود فھمیدم کهـ سھمِ من از این دنیا
دفاع از سرزمینم است و تمام !!
مثل همانهایی کهـ بابا پشتِ بیسیم میگوید :
+ تمام .
بھ قلمِ : ز.نیازے
محمدرضا و حسین طاهریarteshe-hosseion-be-khat.mp3
زمان:
حجم:
2.3M
اے اهلِ حَرم میرُ علمدار خوش آمد :)
سقاے حُسین سیدُ سالار خوش آمد !'
عیدھ رفقا . . !
کوچکقامتقویدل!′
تو با امید بزرگ خواهی شد،
کهـ آیندھاے بزرگ پیشِ رویت است؛✨
روزت مبارڪ جانباز ِ کوچک ما .
DELSUKHTEHGAN.IR4_5892979383932552493.mp3
زمان:
حجم:
7.8M
زیباترین آقاۍ من،
شیرینیِ دنیاۍ من . .
اۍ بھترین آقاۍ من،
آقاۍ من؛ آقاۍ من . . (:
عیدھ رفقا . . !
؛
یادِمان دادے دلهایِمان کهـ
شکست، دنیا کهـ تیرھ شد و تار،
امید هایمان کهـ کور شد از نا اُمیدیها،
آرامشِمان کهـ رفت و قلب هایمان نا آرام
شد سجادھ وا کردھ و سمتِ نورِ مطلق
دو زانو نشستهـ بگوییم : اے آرامشِ هر
نا آرامِ غریب، اے گشایشِ هر اندوهگینِ
دل شکستهـ، اے کمکدهندھیِ هر خوار
شدھی تنھا. .
یادمان دادے وقتی خجالت از گناھ،
سر و رویُمان را گرفت، سر بهـ زیر
انداختهـ و محضرِ حضرت بارے عرض
کنیم : منم کهـ خطا ها پشتم را سنگین
کردھ و منم کهـ گناهان عمرم را نابود
ساختهـ و منم کهـ بهـ نادانیام تو را
نافرمانی کردم . .
ای خدای من ! آیا حضرتت بهـ کسی
کهـ تو را بخواند رحم میکند؟ تا در
خواندنِ تو اصرار ورزد؟
تو یادِمان دادے یابنَاباعبدالله و
الا ما کجا و این کلمات؟ اصلا اینها
را گفتهـای کهـ ما یاد بگیریم ادب را
و چگونهـ خواستن را و چگونهـ پاک
شدن را، یابنَاباعبدالله بهـ اندازھای
بهـ ما خوبی کردھای کهـ سپاس و
شکرمان از آن عاجز است.
تولدِ شما مبارکِ ماست . . !
#زینالعابدین🌱"