آقای جوادی آملی یه جوری موقع خوندن نماز با کلمات بازی کردن که مردم نتونستن تاب بیارند و صدای گریهاشون توی فضا میپیچید.
هرچند خود ایشون هم بغض کرده بودن و یه جاهایی سخت میتونستن کلمات را ادا کنن، این نماز بی نظیر و در تراز امام شهیدمان بود... 🥺
اللهم انه نزل مجاهدا موحدا
🔹خدایا، او در حالی به سوی تو آمده است که مجاهد و یکتاپرست بود.
اللهم اللهم اللهم انه نزل عندک شهیدا
🔹خدایا، خدایا، خدایا، او نزد تو فرود آمده و در پیشگاه تو بهعنوان شهید حاضر شده است.
اللهم انه نزل عندک قتیلا للاسلام قتیلا لامه مسلما
🔹خدایا، او نزد تو آمده است در حالی که برای اسلام کشته شده و در راه امت مسلمان جان باخته است.
جاده یه شکلیه که اگر یک فردی از یه کشور دیگه بیاد و نگاه کنه، فک میکنه تموم افراد جاده خواهر و برادراییاند که تموم زندگی و خانوادشون را از دست دادن و حالا دارن بعد از گذروندن مراسمات با کمر خم شده به خونه بر میگردن.
همه یک دست رنگ مشکی به تن دارند، اکثر ماشینها عکس پدر را چسباندهاند که هم را گم نکنند...
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
جاده یه شکلیه که اگر یک فردی از یه کشور دیگه بیاد و نگاه کنه، فک میکنه تموم افراد جاده خواهر و برادر
خب مگه غیر اینه؟
الان همه ایران خانواده شهیدن؛
فرزند شهیدن...
19.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران 😭
وداع حضرت آیتالله جوادی آملی با پیکر آقای شهید ایران، مسجد جمکران 🌱
بعد از سه روز رسیدیم
فکر میکردم بروم باورم میشود اما انگار حالا کار سختتر شد، پیش از این باز میتوانستم گریه کنم، میتوانستم غمم را بروز دهم اما حالا تمامش ناباوری و بهت است.
اسمش را نمیدانم اما انگار مغزم فرمانی برای پذیرش واقعیت نمیدهد، همه خداحافظی کردند،وداع کردند، اما من نتوانستم من ساعتها خیره به پرده آبی رنگ دکور بودم بلکه تکانی بخورد و کنار برود.
از الان استرس تشییع مشهد را دارم که قرار است بهتم تبدیل به قلبی سرد شود و گرمایش را برای همیشه از دست بدهد.
خیلی ها در این سه چهار روز مدام گفتند که این برنامه همچون اربعین بود و آماده سفر برای اربعین شدهایم.
اما این چیزی فراتر از اربعین بود.
انگاری که عمری مردم ایران اربعین رفته باشند تا یادبگیرند برای چنین روزی و انگار این روز را تجربه کردند برای آنکه روز ظهور را تجربه کنند.
اما چرا چیزی فراتر بود:
🔺زائران اربعین با برنامه ریزیهای متفاوت طی چند هفته مختلف برنامه ریزی کرده، میروند و برمیگردند و لزوما همه یک روز کنار هم جمع نمیشوند. اما زائران آقا همه در یک روز قرار است کنار هم قرار گیرند.
🔺در کربلا مردم ایران اکثرا میهماناند اما اینجا همه افراد هم میهمان بودند و هم میزبان حتی افرادی که ایرانی نبودند، چون برنامه صرف یک شهر نبود و خیلی از شهرها درگیر شده بودند.
🔺سختی مسیر و فشرده بودنش به اندازه دو هفته سفر اربعین بود هرچند یک روز یا دو روز بوده باشد.
«بُهت»💔
این چهارماه هرچی عکس و فیلم از آقا میدیدم اشک میریختم.
به سختی از بابا برای رفتن به تشییع اجازه گرفتم.
تشییع حاج قاسم و آقای رئیسی رو اجازه ندادن برم.
اینبار برای تشییع به آقا متوسل شدم.گفتم حاج قاسم که نطلبید، آقای رئیسی هم همینطور
تا وقتی هم که خودتون حضور فیزیکی داشتین قسمتم نشد بیام دیدار
اگه نتونم حداقل برای تشییعتون بیام واقعا دق میکنم.
خودتون یه کاری کنین بابام اجازه بدن برم...
به شکل معجزه واری اجازه دادن
قسمتم شد.
میخواستم بیام وداع، میخواستم حضوری بیام که باورم بشه دیگه اون لبخندتونو نمیبینم.
فکر میکردم میام اونجا و با دیدن تابوتتون یه دل سیر گریه میکنم تا سبک بشم.یکم داغتون برام کمتر میشه...
ولی، اینجوری نشد.وقتی وارد مصلی شدم و تابوتتونو دیدم تازه رفتم تو بهت، حیرت
یه لحظه انگار برگشتم به قبل ۹ اسفند.انگار هنوز بودین. اصلا تو وجودم نبودتون حس نشد.
ولی یه غمی بود تو وجودم که تبدیل به اشک نمیشد...
روز تشییع هم همینطور...
اونجایی غم این چهارماه به وجودم برگشت که از مسیر خارج شدم به سمت محل اسکان، برای برگشت به سمت اصفهان
حس وقتی رو داشتم که از کربلا دارم خداحافظی میکنم.اونوقتی که دلت نمیخواد برگردی.اونوقتی که بغض داری به خاطر جدا شدن از حرم امام
بغض چهارماهه برگشت.کافی بود عکس آقارو ببینم تا گریهم بگیره...
✍🏻به قلم فاتح
#روایت_بهت
#امام_شهید
http://eitaa.com/istadegi
جاماندگان آن کسی که به زیارت آقا مشرف شده را که میبینند به احترام برمیخیزند و میگویند:
_خیلی خوش اومدید، زیارتتون قبول باشه.
و این خود برای من یک روضه است که بنشینم ساعت ها به فکر آن زیارت اشک بریزم و مویه کنم و از زنده ماندنم شرم کنم.
اما امان از روحی که بهت زده شده است!
#خونخواهی
#یا_لثارت_الخامنهای🚩
هر شب دیگر این بیت را با خود تکرار میکنم بلکه با امید دیدارش خوابم ببرد:
_اگر دلت کشید به خواب عاشقان بیا... 😔