☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
🔰 بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند #خورشید_نیمه_شب جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️ب
🔰 بسم الله قاصم الجبارین 🔰
📚 داستان بلند #خورشید_نیمه_شب
جلد دوم شهریور
(درام، معمایی، تریلر)
✍️به قلم: فاطمه شکیبا
قسمت 95
***
یک ماه بعد(مه ۲۰۳۲)، تلآویو، سرزمینهای اشغالی
صدای همهمه و امواج سوالات خبرنگارها از طبقه پایین بیمارستان خودش را بالا میکشید، به راهروی بخش مراقبتهای ویژه میرسید و تا برسد به اتاق مئیر، از آن چیزی جز یک همهمهی دور و محو باقی نمیماند. توی راهرو، به دیوار تکیه داده بودم؛ گوشم به صحبتهای گالیا و پزشک بود و چشمم به مئیر که از پشت شیشه میدیدمش؛ محاصره شده در لولهها و دستگاههایی که بجایش نفس میکشیدند و خون پمپاژ میکردند.
البته من چیز زیادی از پزشکی سر درنمیآوردم؛ ولی میدانستم کسی در سن و سال مئیر، بعید است از سکته مغزی جان سالم به در ببرد. این را از هول و ولای پزشکان و پرستاران، وقتی که به بیمارستان رساندمش هم میشد فهمید. مئیر امروز عادی نبود؛ یعنی حتی به عنوان یک پیرمرد هفتاد ساله هم غیرطبیعی بود که لنگ بزند، کلمات عادی را اشتباه بگوید و فراموش کند، صورت و دستش بیحس شود و درنهایت، سرش گیج برود و پخش زمین شود. همان موقع بود که رساندمش بیمارستان.
-متاسفانه آسیب زیادی به بافت مغزی رسیده، مخصوصا لوب آهیانهای و قشر اینسولار که محل خونریزی مغزی بوده. ما سعی کردیم فشار خون رو کنترل کنیم تا خونریزی متوقف بشه. فعلا وضعیتش پایداره، ولی ممکنه برای برداشتن خون مجبور به جراحی بشیم.
از چهرهی بهم ریخته گالیا که تندتند دربرابر کلمات پزشک سر تکان میداد، پیدا بود که حوصله شنیدن جملات پیچیدهی پزشک را ندارد. بالاخره طاقتش تمام شد و میان سخن دکتر پرید.
-الان چطوره؟ خوب میشه؟
-متاسفانه فعلا توی کماست. حتی اگه به هوش بیاد هم، به احتمال زیاد آسیب مغزیش پایداره. نمیدونم در چه حد، باید بیشتر بررسی کنیم؛ ولی فکر نکنم بتونه مثل قبل بشه. بخش مهمی از مغز آسیب دیده و خیلی از عملکردهاش مختل میشه.
صدای خبرنگاران کمجانتر شده بود. کمکم داشتند بیخیال میشدند و میرفتند پی کارشان؛ و ما را با رئیس پیر و بیمارمان تنها میگذاشتند؛ هرچند برای مدتی کوتاه، شاید تا فردا صبح.
قسمت اول رمان:
https://eitaa.com/istadegi/9527
⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمیباشد⛔️
#مه_شکن ✨
🌐https://eitaa.com/istadegi
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
فکر میکنید امشب قراره چه اتفاقی بیفته؟
این مغز یه مغز عادی نیست.
این مغز توی لوب پسسری و گیجگاهی(و شاید کمی پیشانی) دچار خونریزی مغزی و سکته مغزی حاد شده.
خدا بیامرزدش🙄
اگه کسی خدای نکرده سکته مغزی کنه، فقط سه یا نهایتاً ۴ ساعت برای رسیدن به بیمارستان زمان داره؛
بعدش ممکنه آسیبهایی که به مغز میرسن دائمی یا حتی کشنده باشند.
اگر خدای ناکرده، کسی رو با علائم سکته مغزی دیدید، قبل از هر اقدامی با اورژانس تماس بگیرید.
چطور بفهمیم سکته مغزی کرده؟
حالت صورتش(مخصوصا یک سمت صورت) غیرعادیه.
نمیتونه هردو دستش رو بالا بیاره.
صحبت کردنش قابل فهم نیست و نمیتونه درست حرف بزنه.
اگه این سه علامت رو دیدید زنگ بزنید ۱۱۵.
خوددرمانی و درمانهای خونگی مندرآوردی هم ممنوع!
(بهش آبقند و هیچ چیزی ندید بخوره، چون ممکنه اختلال بلع داشته باشه و تازه بزنید خفهش کنید، یا قند خونش تنظیمش بهم میریزه)
فقط تا اورژانس برسه بیمار رو آروم کنید و باهاش حرف بزنید که نترسه.
علائمی مثل سرگیجه، دوبینی یا تاری دید، اختلال در تکلم و حافظه کوتاهمدت، عدم تعادل، کرختی قسمتی از عضلات بازوها، پاها و صورت مخصوصا از یک طرف، اختلال بلع، فلج صورت، پاها یا بازوها، عدم توانایی انجام حرکات ظریف، سردرد شدید و ناگهانی، از دست دادن بینایی، عدم درک موقعیت و... از علایم مهم سکته مغزی هستند.
از این که میشینم ناهار میخورم درحالی که صدای اخبار ساعت ۲ به گوشم میخوره متنفرم.
از این که میشینم ناهار میخورم و توی اخبار میگه آمار شهدای غزه از ۲۵هزارنفر گذشت متنفرم.
از این که میشینم ناهار میخورم و جرات ندارم سرمو برگردونم و تصویر اخبار غزه رو ببینم از ترس این که قسی القلب بشم متنفرم.
از این که موقع ناهار خوردن من، موقع خوابیدن من، موقع درس خوندن من، موقع خرید کردن من، موقع امتحان دادن من، یه عده شهید و زخمی میشن و زیر آوار میمونن متنفرم.
از این که اون یه عده غیرنظامی هستن و بیشترشون بچههای کوچیکن خیلی متنفرم.
از این که موقع ناهار خوردن خبر شهید شدنشون رو میشنوم و فقط آه میکشم و نچنچ میکنم و نهایتا میگم «واااای» متنفرم.
از این که آمار ۲۵هزار شهید رو میشنوم و غذا از گلوم پایین میره متنفرم.
از این که هیچ کاری جز نچنچ کردن و «وااای» گفتن از دستم برنمیاد متنفرم.
از این که دیگه نسبت به شنیدن آمار شهدای غزه بیحس شدم متنفرم.
از این که دارم انسانیتم رو از دست میدم متنفرم.
از این که راهی برای کمک به مردم غزه ندارم متنفرم.
از خودِ بیعرضهم که نمیتونه بره یه کاری کنه ولی اسم خودشو گذاشته فعال فرهنگی متنفرم.
از خودِ بیخیالی که فقط برای امتحاناش غصه میخوره و دغدغهش تموم شدن رواننویسشه متنفرم.
از خودِ خودخواهی که برای چیزای بیارزش غصه میخوره متنفرم.
از حکام عرب که میتونن یه غلطی بکنن و نمیکنن متنفرم.
از سازمان ملل که دیگه حتی ابراز نگرانی هم نمیکنه متنفرم.
از شورای امنیت که مایه ناامنیه متنفرم.
از امریکا که کنار اسرائیل وایساده متنفرم.
از اسرائیل بخاطر ساختن چنین دنیای زشتی متنفرم.
از اسرائیل متنفرم... متنفرم... متنفرم...
#فرات #غزه
#طوفان_الاقصی
http://eitaa.com/istadegi
فردا #میلاد_امام_جواد علیهالسلامه؛
گویا مصوب شده که این روز به عنوان روز پسر در تقویم ثبت بشه(😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕😕)
یعنی دیگه نمیشه به این که پسرها روز ندارن بخندیم و پز بدیم؟☹️
روز پسر رو به شخصیتهای پسر داستانهام تبریک میگم😅
مخصوصا اونهایی که برای کشتنشون نقشههای جذاب کشیدم😈
طبق آمار نظرسنجی نوروز امسال، حدود 5درصد از اعضای کانال پسر هستند.
روزشون رو تبریک میگیم😕
میلاد حضرت جوادالائمه علیه السلام هم مبارک🎉🎉🌷
✨حضرت امام جواد (علیهالسلام)
همانطوریکه ائمۀ دیگر ما (علیهمالسلام) با جهاد خودشان هرکدام برگی بر تاریخ پرافتخار اسلام افزودند، این امام بزرگوار هم گوشۀ مهمی از جهاد همهجانبۀ اسلام را در عمل خود پیاده کرد و درس بزرگی را به ما آموخت.
آن درس بزرگ این است؛
هنگامیکه در مقابل قدرتهای منافق و ریاکار قرار میگیریم، باید همت کنیم که هوشیاری مردم را برای مقابلۀ با این قدرتها برانگیزیم.
۱۳۵۹/۰۷/۱۸
📚 [حلقۀ دوم «انسان ۲۵۰ساله»]
| #میلاد_امام_جواد | #ماه_رجب
http://eitaa.com/istadegi
وقتی که فرات را یک ساعت معطل کردی...
آخه دختر حسابی، آدم که یه رود رو الکی یه جا نگه نمیداره که
که چی؟
که موج برسه بهش؟؟؟
عجب...!
#مصباح
(نام مستعار خانم مصباح، «موج» هست!)
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
وقتی که فرات را یک ساعت معطل کردی... آخه دختر حسابی، آدم که یه رود رو الکی یه جا نگه نمیداره که که چ
آخرین اخبار:
فرات را موج برد.
یا
فرات «موجی» شد.
یا شاید هم؛
فرات موجی بود...
#مصباح