« شب بیستُیکم چلهی زیارت عاشورا »
به نیت امام حسن عسکری ع
و به نیابت شهید محمدرضا ایمنی
Breath؛🎀
« شب بیستُیکم چلهی زیارت عاشورا » به نیت امام حسن عسکری ع و به نیابت شهید محمدرضا ایمنی
امروز وقتی داشتم به نیابت شهید زیارت عاشورا رو قرائت میکردم کنار مزار مطهرشون بودم🌷
انشاءالله شهدا شفاعتمون کنن نزد پروردگار 🌱
بابا یه عطر خاص داشت؛
وقتی فوت شد مامانم عطرهای بابامو کلا داد یکی رفت.
12 ساله که از فوت بابا میگذره و ما هیچ خاطره ای از بوی عطر بابام برای خودمون باقی نزاشتیم تا امروز!
وقتی داشتیم عطر میخریدیم یهو عطر بابامو استشمام کردیم و با مامان بهم زل زدیم و یه خنده عمیق و قشنگ نشست رو صورتمون؛ عطرشو خریدیم
آره؛ بعد 12 سال عطر بابامو زدم و حس میکنم بغلم کرده
اونم تو این روزایی که از همیشه تنهاتر و پریشون ترم؛ حس کردم یه مرد پشتمه
اینجوری یه جون به جونام اضافه میشه چون جنگیدنمو توی این زندگی دارم دست تنهایی انجام میدم🌱 ولی او میبیند.
« شب بیستُدوم چلهی زیارت عاشورا »
به نیت امام زمانمون 'عج'
و به نیابت شهید سید رضا مسعودی
Breath؛🎀
آرامش ِشب آخر :)🦢🤍 دیگه برگردیم خوابگاه..
"غریبِآشنا"
مدتیه حس میکنم یه گمشده دارم
یه گمشده ای که با فکر کردن بهش حال دلم خوب میشه؛
گمشده ای که امیدوارم هر کسی هست و هر جای این کره خاکی حالش خوب باشه
شایدم اسمش جنونِ! تصور و خوب شدن حالم صرفا فقط با فکر کردن به اینکه یکی توی این دنیا هست که از جونم بیشتر دوسش دارم فقط نمیدونم کیه،کجاست،چیکارمیکنه و مهم تر از همه کِی قراره پیداش شه!؟
جواب سوالمو کی میده؟صبوری
حال دلم باهات خوب ِنفس
اسمش جنون یا هر چیزی که میخواد باشه.