چشم در چشم تو انداختم و زنده شدم ،
یُخْرِجُ الحَىَّ مِنَ المَیِّتِ چشمان ِتو بود .
علياکبر اذان میگه دم گوشش..
عباس اومده دستبندِ طلا میبنده دورِ دستش..
امالبنین هی اسپند دود میکنه دور خونه میگرده هی میگه:
الهی #عروسیتو ببینم؛ عزیزِمادر.
عمهزینب صدقه میذاره میگه #اُمِابیهای حُسینـَم خوش اومدی..
*مبارکه، قدمش مبارکه آقای اباعبدالله جان..
Breath؛🎀
یجایی نوشته بود
هیچوقت حسرت نخوردم پسر باشم
همیشه عاشق این دنیای دخترونه بودم
جز یه جا!
اونم شب اربعین؛ بین الحرمین؛ دسته حسین ستوده (:
ولی بنظر من کلا تو هیئت ها مخصوصا قسمت شور مداحی حسرت پسر بودن رو داریم ما دخترهای هیئتی .
اما به جاش؛ یه پسر بدنیا میاریم که جای ما سینه بزنه و مست بشه با ذکر اباعبدالله چون یه تکه وجودمونه🤍
نصف عمر من توی دندون پزشکی گذشته(همش عصب کشی/جراحی)
نصف دیگشم ب اقتضای شغلم توی آزمایشگاه قراره بگذره
خدایا شکرت واقعا 🥲😂💔
قرارداد کادر درمانی یعنی همین.
کربلاییمهدی رعنایی؛ کربلاییامیر طلاجوراننماهنگ خانه پدری.mp3
زمان:
حجم:
3.6M
من داشتم خیاطی میکردم و این نماهنگ ِ مزین به نام نجف حالمو خیلی خوب کرد؛ گفتم شما هم حالتون خوب شه🌻✨
Breath؛🎀
من داشتم خیاطی میکردم و این نماهنگ ِ مزین به نام نجف حالمو خیلی خوب کرد؛ گفتم شما هم حالتون خوب شه🌻✨
میگردم هر روز و شب دور تمثال علی...