هیچ میلی در من شدیدتر از میل به خواب نیست، پناه بردن به پشت پلکها و نیستی موقت.
وقتی زندگی انقدر خوب بود که تو همچین ترکیبی داشتی(هوای بارونی+کلاس تاریک+معلم غایب+صحبت با دوست صمیمی=بهشت)
خیلی وقته که نیستی و من فکر کردن به تورو به بودن خیلیا کنارم ترجیح می دم. این آدما نمی فهمن. همش میپرسن چرا تنهایی؟ اگه بهشون بگم من تو ذهنم دارم با تو یه زندگی و راه می برم فک می کنن دیوونه ای چیزیم. بعضیا بهم می گن خیلی مظلومم. اونا نمی دونن. زندگی کردن با تو قشنگ ترین چیزیه که می تونه وجود داشته باشه. چه تو واقعیت، چه تو خواب و رویا. یک بار یکی ازم پرسید که چرا هرکی میخواد بهم نزدیک بشه رو پس می زنم، منم بهش گفتم "حتی خاطرات زشتشم به یه عالم نمی دم." واسم مهم نبود که طرف چه فکری راجبم کرد. مهم این بود وقتی این حرفو زدم تو تو ذهنم بهم لبخند زدی. همین واسه یه عمر خوشحال بودنم بس بود.
-دیاکو.
درونگرا بودن اینجوریه که هر حرفی میخوای بزنی، حس میکنی لزومی نداره اینو بگی، میخوای از مشکلاتت صحبت کنی، میگی خب مگه اینا میتونن واسم کاری کنن؟! بگم که چی؟! اینجوریه که دیگران فکر میکنن افسردهای، درصورتی که فقط از اضافهگویی خوشت نمیاد.
نمیدونم چرا ولی فک میکنم اون ۱عه تویی
اون یه نفری که رُندی سین خورده های پیامامو بهم میریزه و من عاشق این بهم ریختگیم
اون ۱عه عدد یازده، اون ۱عه عدد بیست و یک
آره همش خودتی
به عشق خودت مینویسم
#خودنوشت
اینکه برای خجالتزده نشدنِ کسی وانمود کنی چیزی رو ندیدی، یکی از عمیقترین و نادرترین درجات همدلیه که فقط افراد معدودی به اون دست یافتهان.