سکوت بعد از بیدار شدن از خوابی که فکر میکردی واقعیته<<
سکوت بعد از مرور خاطرات کودکی<<
سکوت بعد از پذیرش واقعیت<<
سکوت بعد از بو کردن عطر قدیمیت<<
سکوت بعد از پذیرش از دست دادن<<
سکوت بعد از گریه طولانی<<
سکوت بعد از پی بردن به پوچی
زندگی<<
سکوت بعد از خالی کردن عصبانیتت سر بقیه<<
سکوت بعد از شنیدن آهنگی که قبلاً خیلی گوش میدادی<<
خانومِلوبیا
هر کلمه ای صاحبی دارد و صاحب کلمه ی "رفیق" برای من، تا ابد تو هستی.
بفرستید برا رفقاتون
یکی از فاکتورایی که خیلییییییی برام جذابه اینه که طرف کمپینگ بلد باشه، نترس باشه و بلد راه باشه
نه این شاسکولایی که بلد نیستن حتی آتیش روشن کنن.
اون کاری که خودم already میخوام بکنم رو بهم نگو. چون دیگه انجامش نمیدم. هم اعصاب تو خورد میشه هم من.