2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من معنی بابابزرگ داشتنو با تو فهمیدم مهربون ترین بابابزرگ دنیا
بچهها یه واقعیتی رو درباره سوگ بگم؟ هیچوقت تموم نمیشه، شما هیچوقت اون آدم قبل نمیشید. همیشه یه حفره خالی باهاتون هست. ممکنه هرررجایی یادش بیافتید و گریه کنید.
شنیدین میگن کسایی که عضوی از بدنشون قطع شده، گاهی تو اون عضو احساس خارش یا درد میکنن؟ انگار هنوز هست.
منم همین طوری شدم.
میدونم مامانم نیست، ولی از خودم ناراحتم که بهش زنگ نزدم، باهاش نرفتم رستوران ، نبردمش فروشگاه خرید کنه، ابروهاش رو برنداشتم ،براش طلا نخریدم ،نبردمش دکتر و…حسرتهای دیگه..
«جای خالی مامان» توی روزمره ام درد میکنه…
بابابزرگ فقط خودمون میدونیم که تو چه پشتوانه ی محکمی بودی.
میدونی ای کاش هممون اینطوری باشیم مثل تو..برای خونواده دلگرمی باشیم ،یه جوری باشیم که همه اعضای خانواده پشتشون بهمون گرم باشه
یه جوری بودی که آب تو دل کسی تکون نمیخورد.
تا وقتی تو بودی بابابزرگ، کسی نمیتونست نگاه چپ به خونوادت بکنه..رفتی اما اونقدر اسم و رسمت بزرگ بود، انقدر آدم اصیل و تاثیرگذاری بودی که تو هر جمعی اسمت بیاد همه دو دیقه سکوت میکنن؛همینقدر مرد، همینقدر محکم و با ابهت .
ولی وقتی میومدی پیش ما ،میشدی همبازی ،میشدی مدل برای دختر بچه ای که میخواست موهاتو عروسکی ببنده ،ازون شعرای بچه گونه ی قدیمی میخوندی و کف دستمون با انگشتای چروکیده ات بازی میکردی و ماهم محو بازی میشدیم و آخرش با قلقک دادنات غش غش میخندیدیم،وای که نمیدونی وقتی با اون کلاه تولد بچگونه نشستی کنارمون شروع کردی دست زدن و تولد تولد خوندن چقدر قند تو دلمون آب شد و اون کیک خونگی اسمارتیزی چقدر چسبید..
همه ی صفای خونه ات بابابزرگ به وجود خودت بود ،الانکه نیستی اونجا فقط یه خونه است که پره از خاطرات تو و خنده ها و نصیحتای قشنگ و ارزشمندت که پر از تجربه های تلخ و شیرینت بود.
حالا ما موندیم و حسرت خاطراتت و حرفایی که بهت نزدیم یا نتونستیم بگیم چقدر عاشقتیم و چقدر به داشتن پدربزرگی مثل تو افتخار میکنیم ...
#خودنویس
نوشته بود: «هرچیزی تو زندگیم اشتباه پیش میره، من دربارهی تو گریه میکنم.»
چه جملات اشنایی
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لطفا ساعت ۱۰شب به بعد بهم پیام ندید سرم شلوغه