eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
66 دنبال‌کننده
518 عکس
29 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
خدا آدما رو با پروندن نوشته‌هایی که چندروز سر تایپش بوده‌ن امتحان می‌کنه؛ سنگین! اگه هوش مصنوعی میتونه بیاد و این باگ "پریدن" رو از دنیای مجازی حذف کنه، آغوشم رو براش باز می‌کنم واقعا. دوباره‌کاری زور داره...ولی یقینا کله خیر. ما مامور به نتیجه نیستیم که اصلا. هوم؟
اگه تو نباشی من دیگه نمی‌تونم. دیگه نه جنگی بیمه نه گنگستر بیمه. بهتاش فریبا
ولی کاش آخر همه‌چیز با امام رضا تموم بشه:))))
از اون روزاست که رادیو و آهنگای رندومش بیشتر از هرکسی حالتو می‌فهمن((((:✨🕊
اونقدری تماس‌های بی‌پاسخم زیادن که آدما با صدای پیشوازم بیشتر از خودم آشنان و خب...کاش این صدا به همون اندازه تو گوش خودمم تکرار می‌شد..(: شمام اگه دوست داشتید گوش بدید زنگ بزنید، جواب نمیدم😔💔
چندتا حرف از روزای قبل مونده‌ن که بد نیست بگمشون تا فراموش نشده‌ن
بچه‌های طرح ولایتی، مثل بینهایتی‌ها تبدیل به خانواده میشن. چون یه هسته‌ی فکری عمیق و مشترک دارن(((: اینجوری که به یه تعداد دختر همسن و سال خودت می‌رسی، سلام می‌کنی و دست می‌دی...و بعد؟ انگار ده ساله باهاشون رفیقی! حرف‌ها، شوخی‌ها، سبکیِ جمع، هیچ اثری از غریبگی ندارن... البته به قول پریای سریال دودکش، شایدم من خیلی خوش‌شانسم که بهترین جمع واسه تثبیت رو دارم😔😂 ولی خب...با صحبت کردن با بچه‌ها متوجه شدم چه جمع پرفلق و عجیبی و چه آدمای کاردرستی...که میشه از خیلی چیزا باهاشون صحبت کرد و بدون اینکه تجربه‌ی عملی مشترک داشته باشیم، متوجه حرفت بشن و حتی حرف‌های راهگشا بزنن... خلاصه که هم‌صنف خوب می‌تونه یه رفیق درجه‌یک هم بشه🥹✨
دارم یه رمان درمورد اعتیاد گوش میدم واسه پیرنگ یکی از قصه‌هام....و چون بدآموزی داره خیلی صحبتی ازش اینجا نکردم😔😂 ولی جمله‌ها و برش‌های جالبی داره که حتما باید بذارم براتون چندروز پیش در خلالش متوجه شدم یه مفهومی وجود داره به اسم: اضطراب قبل از خماری... غم‌انگیز و دردناکه(:
و در نهایت، حرف باقی مونده اینکه گور بابای تشریفات! و هرچیزی که باعث میشه فرصت کنار هم بودن آدم‌ها کمرنگ و محدود بشه و جمع شدنشون از محوریت خارج بشه و حاشیه جای متن رو بگیره! گور بابای هرچیزی که دست و پای ما رو واسه نزدیک شدن به هم می‌بنده تا مثلا تجربه‌های رسمی‌تر و آبرومندانه‌تری خلق بشه
دیر می‌طلبی حاج مصطفی! دیر، ولی به موقع(: