eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
66 دنبال‌کننده
518 عکس
29 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
آقای راننده تاکسی خودش درخواست کرد عقب بشینم که یه آقا با دو تا خانوم عقب نباشن مرامتو عشق است حاج آقا!
من بی‌معرفت و بی‌وفام. قبول. ولی تا آخر عمرم هروقت ازم بپرسن یکم اردیبهشت چه روزیه، شما تو ذهنم میای و تولدت. من بی‌معرفتم، ولی نمی‌خوام بی‌انصاف باشم و یادم بره که همه‌ی همه‌ی همه چیز، از ۹ سال پیش با شما شروع شد. نمی‌خوام یادم بره که از فانوس تا صراح رو چه توی زندگی و چه تو قصه، از شما و دعا و حضورت دارم و جرقه‌ی همه چیز تازه بعد از شما شکل گرفت... و حتما دعات هنوز هم پشت سرمه که با همه‌ی خطاها و زمین خوردنا تو این ۹ سال، الان اینجام و دارم شرط آشنایی با شما رو زندگی می‌کنم... مرام پهلوونی شما حد نداره ابراهیم بودنت بین آتیش هادی بودنت بین تاریکی حد نداره بازم به اندازه‌ی زلال بودنِ ۹ سال پیشم، به اندازه‌ی بزرگ بودنِ خودت، برادری کن که تا تهش بمونم، که عاقبتم مثل خودت بخیر بشه، که نور داشته باشم و دستم به تابیدنِ کم نره... که باز هم همه چیز از خودت و خدات که "بنده‌ی خوبش بودی"* باشه، چون من هیچ‌تر و ناتوان‌تر از اونم که تنهایی قدمی بردارم... تولدت مبارک پهلوون! *سَلَامٌ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ(١٠٩) كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ(١١٠) إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ(١١١) موقعِ نام‌گذاری کتاب سلام بر ابراهیم، خدا خودش با باز شدنِ این آیه‌های سوره‌ی صافات، از این ستاره گفته(:
به قول نقی معمولی یا / قمرِ / بنی / هاشم !😭😭 این دیگه تهشه عزیزممممم😭✨ حالا وسطش خورد به طرح ولایت🤦🏻‍♀ دعا کن زودتر بشینم کامل ببینمش... ای وای میگم چرا نیستیااااا، چرا آخه🥲 حداقل بیا پیوی نظراتو بگو بتونم بخونم🥲🥲
خدایا آدم‌هایی رو سر راه ما قرار بده که از آشنا شدن باهاشون ذوق کنیم از آشنا شدن باهامون ذوق کنن و خلاصه، آدم‌های مسیر همدیگه باشیم رزق/رفیق همدیگه بشیم✨✨
"بچه‌ها امام رضا دلش براتون تنگ شده بود. گفت از اینجا بهتون زنگ بزنم"(((((((: چیکار می‌کنی با ما انیس‌النفوس؟(((((: برترین غافلگیری قرن-
هنوز نسبت ائمه با هم و اینکه مثلا کدوم امام پسر کدوم امامه براش جا نیفتاده و مدام ازشون می‌پرسه امشب اومد و یهو پرسید: حضرت ابالفضل پسر حضرت زهراست؟(: و من موندم چجوری بهش جواب بدم که حق مطلب ادا شه(((((((:❤️‍🩹✨
واقعا ارزش دیدن داشت(((((: اوایل فیلم اینجوری بودم که چرا بهروز شعیبی باید همچین چیزی ساخته باشه؟ یه کم که گذشت کاملا متوجه شدم چرا(((((((: بنظرم می‌شد قلاب قصه زودتر به ذهن مخاطب گیر کنه و مخصوصا دو تا پیرنگی که تا یه جایی موازی پیش رفتن زودتر به هم گره بخورن؛ اما بعد که برگشتم دیدم نه تنها هیچ کدوم از اون شِماهای اولیه گنگ نیستن، بلکه یَک‌یَکشون هدفمند و نمادن که خب از آقای شعیبی غیر از این هم انتظار نمیره(((: اگه بخوایم زیر اسم فیلم یه تیتر کوتاه بزنیم میشه گفت: باز کردن ِچشم و آغوش به روی عشق حقیقی و عمیق(: دیگه خیلی سعی کردم براتون اسپویل نکنم. ببینید این فیلم گیگیلی رو🥹✨🤌🏻
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
#آغوش_باز واقعا ارزش دیدن داشت(((((: اوایل فیلم اینجوری بودم که چرا بهروز شعیبی باید همچین چیزی ساخت
تازه کلی دیالوگ و برش هم هست که دوست دارم باهاتون به اشتراک بذارم ولی نمی‌خوام اسپویل شه...چه کنم؟ بذارم؟🥲
یه چیز دیگه! کاش محسن کیایی از اجرا بکشه بیرون و همون بازیگری رو ادامه بده! بسیار جالب‌تر و گیراتر خواهد بود در مقایسه با اجراش🤝🤝🤝
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
#آغوش_باز واقعا ارزش دیدن داشت(((((: اوایل فیلم اینجوری بودم که چرا بهروز شعیبی باید همچین چیزی ساخت
و راجع به اون باگی که بین قلاب کردن و نمادگذاری گفتم ایجاد شده حالا نمی‌دونم چطور میشه یه تعادلی برقرار کرد بین اینکه: تو از اولِ فیلم با مخاطبت ارتباط برقرار کنی و همراهش کنی / و از اونطرف از همون اول هم نماد و پرداخت به پیرنگ و شخصیتت داشته باشی و پازلت رو بچینی خودم هم تو قصه‌هام خیلی این‌کار رو میکنم.. کدهایی میذارم که از نگاه خودم خیلی خفنه ولی مخاطب که نه شناخت کاملی از شخصیت و داستان داره هنوز و نه اتفاقات آینده رو نمی‌دونه، توجهی بهش نمی‌کنه. فقط خودم حال می‌کنم و مخاطبی که بعدهاااا برگرده و قسمت‌های قدیمی رو دقیق مرور کنه... شاید لازمه موقع پرداخت شخصیت، به جای استراتژیِ "بعدا مخاطب ببینه و کف کنه" استراتژی "همون لحظه با شخصیت انس بگیره" جایگزین بشه...هوم؟ یا حداقل علاوه بر اون کف کردن، دفعه‌ی اولی که مخاطبِ از همه جا بی‌خبر قراره بشینه و آیا پاگیرِ اثر بشه یا نشه رو هم در نظر بگیریم🦦 اصلا نمی‌دونم متوجه منظورم می‌شید یا نه😭😂 ولی اگه میشید خوشحال میشم درباره‌ش حرف بزنیم و تجربه‌ای که سر فیلم دیدن‌ها و رمان خوندن‌هاتون داشتید رو باهام درمیون بذارید. بهش نیاز دارم✨
فکر می‌کنم حداقل یکی از پیش‌فرض‌های اشتباهی که باعث میشه یه پای قصه‌ها و سناریوهای فیلم و سریالا لنگ بزنه یا اصلا قصه‌ای توشون وجود نداشته باشه همینجاست. تولیدکننده و نوبیسنده، نیاز مخاطب به پاگیر شدن رو فراموش می‌کنه. تصور می‌کنه مخاطب متوجهِ دغدغه‌ی ساخت این اثر و موضوعش هست. از قبل شخصیت‌ها رو شناخته و باهاشون همراهه. یا یه همچین چیزایی.. واسه همین ما یه سری صحنه و اتفاق پراکنده می‌بینیم به جای فیلم و سریال... حالا این پیش‌فرض از کجا میاد؟ آیا کارگردان، کسانی که از بیرون به اثر نگاه کنن و بگن آقا! مخاطبِ بی‌نوا اصلا اون چیزی که تو می‌خوای رو نمی‌گیره...اصلا اونجوری که توی فکر توعه در نمیاد رو نداره؟ تو دنیای حبابیِ خودش زندگی می‌کنه؟ یا مشکل از جای دیگه‌ست؟ ندانم. نظر شما چیست؟