eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
66 دنبال‌کننده
518 عکس
29 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
#آغوش_باز واقعا ارزش دیدن داشت(((((: اوایل فیلم اینجوری بودم که چرا بهروز شعیبی باید همچین چیزی ساخت
و راجع به اون باگی که بین قلاب کردن و نمادگذاری گفتم ایجاد شده حالا نمی‌دونم چطور میشه یه تعادلی برقرار کرد بین اینکه: تو از اولِ فیلم با مخاطبت ارتباط برقرار کنی و همراهش کنی / و از اونطرف از همون اول هم نماد و پرداخت به پیرنگ و شخصیتت داشته باشی و پازلت رو بچینی خودم هم تو قصه‌هام خیلی این‌کار رو میکنم.. کدهایی میذارم که از نگاه خودم خیلی خفنه ولی مخاطب که نه شناخت کاملی از شخصیت و داستان داره هنوز و نه اتفاقات آینده رو نمی‌دونه، توجهی بهش نمی‌کنه. فقط خودم حال می‌کنم و مخاطبی که بعدهاااا برگرده و قسمت‌های قدیمی رو دقیق مرور کنه... شاید لازمه موقع پرداخت شخصیت، به جای استراتژیِ "بعدا مخاطب ببینه و کف کنه" استراتژی "همون لحظه با شخصیت انس بگیره" جایگزین بشه...هوم؟ یا حداقل علاوه بر اون کف کردن، دفعه‌ی اولی که مخاطبِ از همه جا بی‌خبر قراره بشینه و آیا پاگیرِ اثر بشه یا نشه رو هم در نظر بگیریم🦦 اصلا نمی‌دونم متوجه منظورم می‌شید یا نه😭😂 ولی اگه میشید خوشحال میشم درباره‌ش حرف بزنیم و تجربه‌ای که سر فیلم دیدن‌ها و رمان خوندن‌هاتون داشتید رو باهام درمیون بذارید. بهش نیاز دارم✨
فکر می‌کنم حداقل یکی از پیش‌فرض‌های اشتباهی که باعث میشه یه پای قصه‌ها و سناریوهای فیلم و سریالا لنگ بزنه یا اصلا قصه‌ای توشون وجود نداشته باشه همینجاست. تولیدکننده و نوبیسنده، نیاز مخاطب به پاگیر شدن رو فراموش می‌کنه. تصور می‌کنه مخاطب متوجهِ دغدغه‌ی ساخت این اثر و موضوعش هست. از قبل شخصیت‌ها رو شناخته و باهاشون همراهه. یا یه همچین چیزایی.. واسه همین ما یه سری صحنه و اتفاق پراکنده می‌بینیم به جای فیلم و سریال... حالا این پیش‌فرض از کجا میاد؟ آیا کارگردان، کسانی که از بیرون به اثر نگاه کنن و بگن آقا! مخاطبِ بی‌نوا اصلا اون چیزی که تو می‌خوای رو نمی‌گیره...اصلا اونجوری که توی فکر توعه در نمیاد رو نداره؟ تو دنیای حبابیِ خودش زندگی می‌کنه؟ یا مشکل از جای دیگه‌ست؟ ندانم. نظر شما چیست؟
بگذریم. امان از شب‌های امتحان که ذهن آدم تو هرچیزی فعال و پر از ایده و حرف میشه بجز مبحث امتحان🦦 پناه بر خدا از امتحان درس‌های عمومی🗿
گاهی وقتا فقط کافیه در مسیر باشی، خدا خودش می‌رسونتت...
ولی خداییش خواب باید اختیاری می‌شد🥸🙄
شاید همینکه شدتِ بی‌نظمیم موجبات خنده و شادی بچه‌های دانشگاه رو فراهم می‌کنه سر پل صراط دستمو گرفت😔 خدا رو چه دیدی؟
هدایت شده از فرّ+یاد | فاطمه حجتی
پای اون کاری بمون که هربار حتی با تصورش هم اشک تو چشمات حلقه می‌زنه؛ انجامش که بماند...
درست همون موقعی که فقط برای یه لحظه از حالت خوف و رجا درمیای و با یه آخیشِ مطمئن میگی دیگه از این مرحله عبور کردم، همه چی یه جوری زیر و رو میشه که نشونت بده تنهایی و بدون کمک خودش از هیچ هم هیچ‌تر و ناتوان‌تری.