فرّ+یاد | فاطمه حجتی
جنس درام وحشی خیلی شبیه صراح شد(((((: خیلی زیاد(((((:❣🍂 #صاد
و هرچی فکر میکنم شباهتش بیشتر هم میشه((((:
(حاوی اسپویل👇)
داوود هفت قسمت خودشو با انتخابای اشتباه ناشی از اضطراب، بیشتر تو سیاهچالهای که توش گیر کرده بود غرق کرد. به قول آقانیک، گلوله برف رو قل داد و بزرگتر کرد. درست تو نقطهای که فکر میکرد این کار باعث رها شدنش شده کابوسی که تمام مدت ازش فرار کرده بود به بدترین شکل تعبیر شد. و بالاخره تو قسمت ۸، دو نفر حقیقت رو هرچقدرم بیرحمانه تو صورتش گفتن و باز کردن که آقا! موقعیتت هزچقدرم سخت و عجیب، اشتباه اصلی از خودت بوده که ادامهش دادی.
درواقع از سادهترین تا پیچیدهترین گرههای زندگی، حتی جاهایی که پلها پشت سرت خراب شدن و نمیدونی جبران کردن مسیر اشتباهی که اومدی ممکنه یا نه، اگه این زهر وحشتناک رو به جون بخری و بپذیری که اشتباه از انتخابهایی بوده که خودت کردی، بپذیری که خودت این بلا رو سر خودت آوردی، اونوقت میتونی شروع کنی به جبران کردنش و دوباره ساختن زندگیت
ولی اغلب، پای سختیِ پذیرفتن کم میاریم و انکارش میکنیم و همه چی بدتر و تلختر میشه((((:
همه چی تو مرحلهی :"من نمیخوام بیام بیرون، نمیخوام زنده باشم" که داوود آخرِ این قسمت فریاد میزد گیر میکنه و توی یه دور باطل، شیرهی جونمون رو میمکه تا تموم بشیم(:
یا اگه تموم نشیم، تبدیل میشیم به یه آدم سیاه...خیلی سیاه...
#صاد #صاد #صاد های زیاد...
جدا از این شباهتی که شما ازش بیخبرید بنظرم وحشی واقعا قابل بحثه به خودیِ خود
اگه میبینیدش بیاید با هم تبادل نظر کنیم✨
-این تمرده آقا!
+شما گزارش تمرد من رو بدید منم گزارش تعلل شما رو.
-🤐
#دیالوگ | خاتون
دیشب که سر قسمت آخر وحشی تو اینستا یه موجی راه افتاده بود و رکورد بازدید شکسته بود و...، داشتم به قالب انتشار سریال تو پلتفرمها فکر میکردم. به اینکه مثل تلوزیون تو یه زمان خاص نیست و هرکس هر زمان بخواد میتونه ببینه اما همونقدر جریانسازه، همونقدر آدما برای اون ساعت خاص منتظرن، و...
بعد با خودم گفتم شاید واقعا زندگی امروز جامعه، پذیرای اون شیوه پخش تلوزیونی سریال تو یه ساعت خاص و بعدش تکرار و خلاصه و...نیست؛ و این شیوهی پلتفرمی سازگارتره....که یاد پایتخت و فروردين امسال افتادم. چند برابر سریالای نمایش خانگی حرفش همهههه جا بود و مردم تو همون زمان پخش اصلی میدیدن، نظر میدادن، تولید محتوا میکردن و...
پلتفرما هرچقدرم سر و صدا کنن بازم صدا و سیما یه ظرفیتی داره که هیچ کدوم ندارن. ظرفیتی که حالا اکثرا خاموشه. مثل اون آدمی که غرق استعداده ولی قدر خودشو نمیدونه. اعتماد به نفس نداره. خودشو ارزون میفروشه. میفروشه به محتوای گلدرشت، به بیهنری، به نابلدی و بیبرنامگی و هدر دادن بودجه...
تا حالا حسابی خودشو فروخته ولی هنوزممم اگه بخواد و برای مخاطبهای واقعی، روی زمین نه توی فضا، با نگاه هنری و حرفهای اثر تولید کنه، میشه یه فضای یکدل و قشنگ تو جامعه دید مثل زمان پخش پایتخت.
هنرمند از صدا و سیما فراری شده چون بستر انتشار "هنر" نیست؛ ولی اگه بشه، هنرمند قدیمی برمیگرده. هنرمند جدید رشد میکنه. حال مردم بهتر میشه. حاشیه کمتر میشه...همه چی برمیگرده به بها دادن به هنر، به محافظهکار نبودن، به حزباللهیتر از خدا نبودن.
و اصلا اینجا حرف جهاد تبیین نیست! حرف مثلا تئوری انقلاب و چه میدونم دگرگون کردن مخاطب و این چیزا نیست. یعنی اصلا لازم نیست باشه! به هنر که درست و واقعی بها داده بشه، حال مردم با خودشون، با همدیگه، با حرفهایی که دور و برشون میشنون بهتره. در عین رنگارنگ بودن یکدلن. چیزهایی میبینن که در شأن چشمها و ذهنشونه. اونوقت همهی اون اهدافی که ذیل انقلاب، ذیل انسانیت، ذیل تمام ارزشهای حقیقی تعریف میشه هم ناخودآگاه محقق میشه.
بزرگترین درد ما همیشه بلد نبودن رسانه، نشناختن هنر و ندیدنِ مخاطبِ هدف بوده و هست. کاش "خواهد بود" نشه.
هنر، بخشی از روح و فطرت "انسان"ه و به قول خمینی کبیر: همه فدای انسان.