فرّ+یاد | فاطمه حجتی
"همینطور داشتیم سبک سنگین میکردیم که یک روز یکی از 'دیوانهها'...دیوانه که میگم البته نه به معنای د
"اینکه انسان توفیق پیدا بکند یک کار خوبی را بکند و بعد به سجده بیفتد، این خیلی باارزش است. اینها چیزهاییست که میماند. بدانید اینها در تاریخ خواهد ماند. اینها در تاریخ میماند( تاکید(((: ) این کارهای اصیل، نقطههای اصیل، اینها همان 《سلولهای بنیادی》ست. اینها همان سلولهای بنیادیِ رفتار بشری ست. همین توجه به خدا، شکر خدا، افتادن به سجده. آن وقت از این، همه جور سلولی را میشود ساخت. از این میشود همه جور کاری را استحصال کرد. اصل قضیه این است. الحمدلله شما سلولهای بنیادی را در هر دو ناحیه(پزشکی، معنوی) به دست آوردید. خدا را شکر!"
#داستان_رویان
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
در "هر" حالی، الهام بخش بودن و حال خوب کن بودن و بابرکت بودنِ خوندن "روایت یک رویش" >>>>>>>>>>> و حی
جواب این سوال "روشن" شد((((:
تعبیر از این دقیقتر و بجاتر؟؟؟
از سولهای بنیادی میشه سلولهای قلبی، عصبی و و و و...ساخت
وقتی توی کار و روحیه هم سلولهای بنیادی رو به دست بیاری، به نقطهی اوجِ هرچیزی که توش ورود بکنی میرسی. اصل سلول اون حرفه رو تولید میکنی...حالا پزشکی باشه، هستهای باشه، صنعت باشه، رسانه باشه....(:
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
"همینطور داشتیم سبک سنگین میکردیم که یک روز یکی از 'دیوانهها'...دیوانه که میگم البته نه به معنای د
"میخوام بگم پرچمدار این مملکت، جهاده. والله العلی العظیم.
مدیرعامل رویان، خداست. ماها عملهی خدا هستیم.
به خدا قسم اینا رو جدی میگم! یه چیزایی اتفاق میفته که من اصلا عرضهی این کارا رو ندارم. قد و قوارهی من این چیزا نیست؛ ولی اتفاق میفته.
دست کسی پشت سر حرکتهاییست که در مجموعهی ما داره انجام میشه؛ تا زمانی که این دست رو بشناسیم و شاکر اون باشیم. لئن شکرتم لازدینکم. حفظ این شرایط نکتهی مهمیست.
این الفتیه که خداوند بین افراد در اینجا قرار داده. جمعی همسو و همسوز برای رسیدن به هدف والایی که در اون ارزشهای اجتماعی و اقتصادی و اعتقادی نهفته.
واقعا جای کار اینجاست و باید براش شکر کرد. شُکرش هم تلاش بیشتر و حفظ شرایط موجوده."
چقد تکتک این عبارتا آشناست(:
چقد شما دریا بودی...
#داستان_رویان
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
"همینطور داشتیم سبک سنگین میکردیم که یک روز یکی از 'دیوانهها'...دیوانه که میگم البته نه به معنای د
"اگه داستانِ آرش واقعیت داره، این آدم آرش بود. آرش جان خودش رو توی تیر کرد که تیر کوتاه نَشینه تا مرزهای ایران کوچیک نشه. این آدم هم جون خودش رو در مجموعههایی کرد که داشت اونها رو بزرگ میکرد تا این مجموعهها بزرگ بشن."(و بشن همون تیر برای ایرانشون)
#داستان_رویان
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
"همینطور داشتیم سبک سنگین میکردیم که یک روز یکی از 'دیوانهها'...دیوانه که میگم البته نه به معنای د
"....ایشون اون روز چندجمله گفتن که واقعا تنِ من لرزید. یکی این بود که: ما به شما افتخار میکنیم.
مگه ما برای اینها چه کار کرده بودیم؟ هیچ کاری! تنها تلاش کرده بودیم نام کشورمون رو در این عرصهی علمی پرآوازه کنیم.خب! وقتی مردم چنین حرفی میزنن، ینی فلانی! حواستون باشه.《شما دیگه مال خودتون نیستید. حتی مال خونوادهتون نیستید. مال مردمید. مال ایرانید.》 مردم از شما انتظار دارن و این باید به شما انرژی بده و سبب حرکت بیشتر شما بشه. یعنی مسئولیت شما سنگینتر میشه."
نقل از دکتر بهاروند...بیش از پیش مشتاق خوندن #سلول_های_بهاری
#داستان_رویان
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
"همینطور داشتیم سبک سنگین میکردیم که یک روز یکی از 'دیوانهها'...دیوانه که میگم البته نه به معنای د
"حرکت او، نحوهی کار او، مدیریت او، پیگیری او، یک مجموعهی کاملی بود از آن چیزی که آدم دوست میدارد و آرزو میکند."
خدایا پا جای پای امثال دکتر کاظمی گذاشتن رو واسه ما یه آرزوی رسیدنی قرار بده(:
پایانِ #داستان_رویان
"همین تصمیمات کوچک و بزرگ است که باعث تفاوت آدمها با هم میشود و سرنوشتشان را عوض میکند."
#آخرین_روزهای_زمستان
آدما خودشون رو با مِتُدِ "ظلمنا انفسنا" میرسونن به یه مراحلی از رخوت و سستی و پخش و پلا بودنِ ذهن که برای برگشتن به یه نقطهی متعادل لازمه عملا "جون بِکَنن" وگرنه هی بیشتر و بیشتر تو این حال غرق میشن و نعمتاشونو بخاطر درست استفاده نکردن از دست میدن...نه اینکه خدا براشون بد بخوادا! قربونش برم اون بالا نشسته بلکه یه ازادهای، قدمی، اشارهای چیزی ازشون ببینه تا بقیه راهو خودش ردیف کنه...ینی تهِ تهِ خرابیِ اوضاع هم ریشهش از همینجا شروع میشه.
خلاصه که...جون بِکَن آدميزاد! خودتو از سیاهیای آخرالزمون نجات بده. نور شو.