متاسفانه در جمع کنونی، به شکل اورژانسی نیاز مفرط دارم به زبان گفتگوی مشترک. بهانهای برای صحبتی بیشتر از دو سه کلمه. آه.
همیشه همینجوریه. با رنج سنی بزرگتر از خودم، حرفهای بیشتری برای گفتن دارم و تو گفتگو با همسن و سالان درمیمانم. عجیبه.
مامانم هم از بچگی با اینکه با بزرگتر از خودم راحتتر دوست میشدم مشکل داشت. حتی #جناب_نعمت_ارشد هم از این حرص میخورد.
باور کن معاشرت با بزرگترا خیلی راحتتر و جذابتره مادرجان.
شاید با تجربهی گفتگوی حضوری یا حتی مجازی بگید تو که خیلی پرحرفی(حتی از طومارهای اینجا هم مشخصه) ولی خب در حقیقت شما سوژهی شایستهای برای گفتگو هستید. ✨
کما اینکه الانم اینجام😔
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
متاسفانه در جمع کنونی، به شکل اورژانسی نیاز مفرط دارم به زبان گفتگوی مشترک. بهانهای برای صحبتی بیشت
درد بدتر میدونید چیه؟
زبان مشترک و بهانه رو میدونم
ولی اینجا جاش نیست.
*چنگ انداختن به صورت
سخنران هم زد کانال ترکی(:
بریم سراغ #پیرمردودریا تا زودتر تموم شه بیام ازش بگم براتون.
خدافظ.
چرا ادامهی روایتها رو نمینویسی و کلا دچار یه محویِ خاص شدی؟
چون برخلاف همیشه که کتاب صوتی رو میذاشتم واسه مسیرهای پیادهروی و مترو و..، دارم تو خونه گوش میدم و در نتیجه دیگه به مقصدی نمیرسم که قطعش کنم، یه مقدار دچار اعتیاد شدم😔
#برج_سکوت عزیزم پروندهش داره بسته میشه❣
هدایت شده از فرّ+یاد | فاطمه حجتی
واژهی "رزق"
درواقع همون "رفیق" بوده که
در طول زمان تلفظش به این شکل دراومده😌
خدایا رفیقها=رزقهای زندگیمونو برامون حفظ کن(:
ولی خدا قربونش برم وقتی میخواد یه گشایش و فرصت جذابی سرراهت قرار بده و یه نشونهای روشن کنه، قبل و بعدش با یه اتفاقات کوچیک و عجیبی سخت امتحانت میکنه که فقط خندهی عصبی پاسخگوعه☺️
شوخیهاتو دوست دارم اوس کریم! عشقی!✋
همینطور ما رو با اتفاق و پویا شدنِ روزهامون زنده کن، امتحانا هم فدای سرت میدیم بره😭😂
توی مترو، به مناسبت روز خبرنگار، روی تابلوهای تبلیغاتی، کتابهایی که سوژهشون خیرنگارهان رو معرفی کردن و روزشون رو تبریک گفتهن. واقعا حرکت جالب و جذابی بود🤌🏻
پن: میدونم احتمالا خبلی قدیمی و دیده شده و حتی از چشم افتاده شده و زمانش گذشته ولی خب صبح بخیر! من تازه از خواب بیدار شدم و در شهر تنفس کردم🗿 هشتگ هیچوقت دیر نیست😔