eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
66 دنبال‌کننده
518 عکس
29 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
📪 پیام جدید https://eitaa.com/itsphantom13/1838 قضیه چیه؟! منم خیلی گوش میدادم اهنگاش رو ولی تعجبم از این بود که چند وقته کجاست فکر کنم تابستون سال ۹۹ بود که یکسری حاشیه‌ی خیلی جدی براشون پیش اومد و کم‌لطفی‌های جدی‌تر از اون موقع کلا فعالیت نداشتن و آهنگی منتشر نکردن فروردین، آهنگ متهم رو که همون سال‌ها قرار بود پخش کنن گذاشتن توی کانالشون، و روز شهادت امام رضا هم با آهنگ جدید، خبر از شروع مجدد فعالیت‌هاشون دادن(:
📪 پیام جدید https://eitaa.com/itsphantom13/1880 این در مورد نسکافه هم صدق می‌کنه؟🥱#پ قطعا😔😁
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
گویا برنامه اینه که یا من کمالگرایی رو میذارم کنار یا کمالگرایی منو میذاره کنار🗿 واقعا وحشتناکه دوست
کمالگرایی حتی به حدیه که نه تنها برای نوشتن قصه‌هام، که برای گفتن حرف‌هام در اینجا هم ملزم شده‌م به نشستن پشت میز و کیبورد خب مگه گوشی چی کم داره؟ مگه چِشِس؟ -با ما همراه باشید با سلسله غرهای کمالگرایی و تلاش برای غلبه بر آن، هر شب همینجا.🗿
عشق می‌خواست مرا صید کند اما من برخلاف جهت آب شنا مى‌كردم…
-از کتابت و نسخه‌برداری خسته نمیشی؟ +نههه! من خیلی به این کار علاقه دارم! وقتی به یه کاری علاقه داشته باشی از انجام دادنش خسته نمیشی! | پهلوانان🤌🏻
تنها جایی که عقب‌نشینی باخت و شکست نیست، تو رفاقته به قول یه بزرگی، رفاقت مثل آدم برفی می‌مونه. ساختنش آسونه، نگهداشتنشه که سخته. تو اگه بخوای اینجوری رو حرفت بمونی، خب رفاقتتون آب میشه! | بچه‌مهندس
هدایت شده از فرّ+یاد | فاطمه حجتی
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سهراب یا شایدم اشکانِ این چندثانیه منم تو مواجهه با همه‌ گره‌های کورِ اخیرِ زندگی و دعوای فرشته‌ی شونه‌ی راست و چپ درمورد دلیلشون... یا حداقل باید سعی کنم که باشم... -تاوان‌پنداریِ هر مشکلی قطعا آسیبه ولی تاوان‌شناسی میتونه سازنده‌ باشه‌...(: مخصوصا اگه علتِ تاوان مشخص بشه..‌ خدا قدرتِ درست تاوان دادن و رد شدن برای همیشه از اون دست‌انداز رو به بنده‌های خیلی خیلی ضعیفش بده...
چشمان من مسیر تو را گم نمی‌کنند فانوس اشک‌های من از بس که روشن است!  /امروز، شُکر
بنظرم سعید نصیری، اولا یک نشانه‌شناس و نشانه‌بینِ به تمام معنا بود. خودش هم یه جایی میگه که هیچ اتفاقی تو این دنیا، اتفاقی نیست. و کاملا بهش معتقده. قطعا همین نشانه‌بینی هم یکی از عواملی شد که راه شهادتو براش باز کرد...فانوسِ جواد هم شد((: دو اینکه، خیرش هم بی‌منت به دیگران می‌رسید. محدود به حساب‌کتاب و اینکه تو چی به من دادی که من بهت بدم نبود. این دو تا نکته، فعلا از این قسمت و این سکانس پ‌ن: بنظرم جدا از شخصیت‌های حقیقی شهدا که توی روایت تاریخ معاصر یا بصورت مستقل ازشون میگیم، وقتی یه شخصیتِ خیالی و ساخته‌ی نویسنده که قراره شهید بشه، تمیز و درست به تصویر کشیده میشه(حتی اگه حادثه‌ی شهادتش جالب درنیاد) میشه روی ویژگی‌ها و نکته‌ها و دیالوگ‌هاش مکث کرد. وقتی می‌بینی شخصیتی ساخته شده که حسِ آدم‌های کاردرست واقعی‌ای رو داره که از جونشون هم دریغ نکردن، نمیشه ساده ازش گذشت...ولو به اندازه‌ی یادآوری بعضی نکته‌هایی که بین روزمره‌ها فراموش می‌کنیم(:
بهشت، اون زمانیه که مامان‌باباها بدونن کارکرد اصلی تلفن همراه، تماس گرفتن و جواب دادن به تماسه😀 آب داره سربالا میره😂💔
آشپزی با سهمیه‌ی صبر و تحملم رو به اندازه‌ی یه ماه مصرف می‌کنه🙏🏻