یه نفر تو یکی از خونههای اطراف "سنگ قبر آرزو"ی قدیمی رو گذاشته((((:
نه من باید پنجره رو ببندم و حواسم به کار خودم باشه*
کلکل پدربزرگ مادربزرگا جلو بقیه باهم>>>>>>>😭😂🥹✨✨✨
اینجوریه که بعد از ۵۰-۶۰ سال زندگی دیگه چیزی برای از دست دادن ندارن و سر تا پای همدیگه رو سر هر مسئلهای میشورن میندازن رو بند و مهر و دلبستگی هم وسطش مشخصه🥹🥹🤝
جمعهای فامیلی هم از نمک بینیاز میشن😔✨
گر خستهای بمان و اگر خواستی بدان:
ما را تمام لذت هستی به جستجوست
پویندگی، تمامی معنای زندگی ست
هرگز "نگرد! نیست" سزاوار مرد نیست...
Gheble Nama - Mehdi Rasouli.mp3
زمان:
حجم:
3M
قویترین شروع برای رُِندترین شنبه فقط یه اسمه(:✨
اندازهی هرکی به اندازهی همتشه
اگه کسی کار دنیا رو خوب جلو ببره کار آخرتی رو هم خوب جلو میبره...
#محفل
بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ
اصلاً خود انسان وضع خودش را خیلی خوب میفهمد؛
وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَهُ
هرچند که عذرتراشی کند!
قیامة -۱۴،۱۵
"جانش بود و...علی!(:"
"شدیدترین وابستگی را به پسرش داشت. گاهی میگویم: اتو چطور توانستی علاقهات به همه را به کنار، علاقهات به علیرضا را رها کنی و بروی؟"
"مصطفی پسرش را مرد میخواست. مثل خودش..."
#به_وقت_نوترون
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
"جانش بود و...علی!(:" "شدیدترین وابستگی را به پسرش داشت. گاهی میگویم: اتو چطور توانستی علاقهات به
-مامان جون دندهی این ماشین چطوری عوض میشه؟؟
-...نمیدونم ولی اگه دوست داری بدونی از آقای راننده بپرس تا برات توضیح بده.
-...صبر میکنم وقتی بابا از ماموریت برگشت، این ماشینو بخریم
سرم رو بردم نزدیک گوشش و گفتم: من که گفته بودم بابات ار ماموریت برنمیگرده. ما باید بریم پیش بابا...
همانطور که از پنجرههای دودی بیرون را نگاه میکرد گفت: باشه...وقتی رفتیم پیش بابا میخریم...
"علیرضا منتظر است..."❤️🩹
#به_وقت_نوترون