بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ
اصلاً خود انسان وضع خودش را خیلی خوب میفهمد؛
وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَهُ
هرچند که عذرتراشی کند!
قیامة -۱۴،۱۵
"جانش بود و...علی!(:"
"شدیدترین وابستگی را به پسرش داشت. گاهی میگویم: اتو چطور توانستی علاقهات به همه را به کنار، علاقهات به علیرضا را رها کنی و بروی؟"
"مصطفی پسرش را مرد میخواست. مثل خودش..."
#به_وقت_نوترون
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
"جانش بود و...علی!(:" "شدیدترین وابستگی را به پسرش داشت. گاهی میگویم: اتو چطور توانستی علاقهات به
-مامان جون دندهی این ماشین چطوری عوض میشه؟؟
-...نمیدونم ولی اگه دوست داری بدونی از آقای راننده بپرس تا برات توضیح بده.
-...صبر میکنم وقتی بابا از ماموریت برگشت، این ماشینو بخریم
سرم رو بردم نزدیک گوشش و گفتم: من که گفته بودم بابات ار ماموریت برنمیگرده. ما باید بریم پیش بابا...
همانطور که از پنجرههای دودی بیرون را نگاه میکرد گفت: باشه...وقتی رفتیم پیش بابا میخریم...
"علیرضا منتظر است..."❤️🩹
#به_وقت_نوترون
"آدمها مهم بودند برایش..."
"ّبه قول بچهها، لودری کار میکرد.."
یکی از تلخترین چیزایی که سرِ این کتاب فهمیدم این بود که علاوه بر شهید رضایی نژاد، آقا مصطفی هم افتاده بود تو مسیرِ خوندنِ ارشد که ترور مهلت نداد...
...الا لعنت الله علی القوم الظالمین..
پایانِ #به_وقت_نوترون
پر از اشک و امید...(:❤️🩹
Iliya ~ Music-Fa.Com - Ali Akbar Ghelich ~ Music-Fa.Com.mp3
زمان:
حجم:
10.8M
فقط به عشق علی(ع) حتی محالها شدنی
و کاش میمردم بعد از "فمن یمت یرنی"(:
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
#حافظ
بچهها حتی اگه قبل از اینکه ار آسانسور پیاده بشید درش بسته شد و برتون گردوند بالا مطمئن باشید حکمتهای هیجانانگیزی پشتشه😭😭😭✨✨✨✨✨
(اگه پیامهای بیربط و نامفهوم اینجا دیدید احتمالا توی تلگرام به یه چیزی ریپلای یا نقلقول خوردهن و من یادم رفته اینجا متناسبسازی کنم بعد از ارسال ربات🦦)