eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
66 دنبال‌کننده
518 عکس
29 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
سه ساله بودم فکر کنم. توی شهربازی، سوار از این تاب‌های برقی که می‌چرخن(اسم داره؟😂) شده بودم. سانس هنوز شروع نشده بود و بچه‌ها داشتن روی تاب‌ها می‌نشستن. دختری که جلوی من نشسته بود، معلوم بود از اون بچه‌های برونگرا و خونگرمه. شایدم قبلا چیزی دیده یا شنیده بود که سر چرخوند و بهم گفت: سفت بگیر! محکم! منم با تعجب و ترس، دو تا زنجیر تاب رو طوری محکم بین مشت‌هام فشردم که هنوز حرکت نکرده دستم به ذق‌ذق افتاده بود. بالاخره حرکت تاب شروع شد. تو تمام طول حرکتش ذق‌ذق دستام ادامه داشت و حسش رو هنوزم دقیق یادمه. هربار که دور می‌زد و من با سرعت از جلوی بابا رد می‌شدم، با صدای بلند چیزی بهم می‌گفت تا لذت اون دقیقه‌ها رو برام بیشتر کنه. می‌گفت لبخند بزن. و شاید من انقد تمام حواسم به محکم گرفتنِ زنجیر و هیجان و سرعت بود که یادم رفته بود لذتش رو تو صورتم نشون بدم. اون دقیقه‌ها تموم شدن و من نیفتادم. حتی فهمیدم نیاز نبود اونقدر محکم زنجیر رو نگهدارم. چون یه جاهایی دستم رو شل کردم و طوری نشد. ولی خب کار از محکم‌کاری که عیب نمی‌کرد! فکر نکنم دیگه بین وسیله‌های شهربازی، اون تاب رو تجربه کرده باشم. از اون شب، هم لذت و هیجان خاصش یادم موند و هم ذق‌ذق کف دست و قرمز شدنش. و امروز، بعدِ ۱۷-۱۸ سال، دوست دارم کسی مثل همون دختر بهم یادآوری کنه که باید محکم‌تر از این حرفا به زنجیر زندگی و آرزوها چسبید. نیاز دارم دوباره اون استرس و ذق‌ذق شیرین رو تجربه کنم، و باز هم نیفتم.
درس بزرگ چندروز پیش که نمی‌خوام هیچوقت فراموشش کنم: اگه به راحت‌طلبی تن بدی، انتخابش کنی و براساسش تصمیم بگیری، خدا همون تصمیم رو باعث زحمت بیشترت می‌کنه تا یاد بگیری راحت‌طلبی هیچوقت راحتیِ حقیقی به دنبال نداره😔درس بزرگ چندروز پیش که نمی‌خوام هیچوقت فراموشش کنم: اگه به راحت‌طلبی تن بدی، انتخابش کنی و براساسش تصمیم بگیری، خدا همون تصمیم رو باعث زحمت بیشترت می‌کنه تا یاد بگیری راحت‌طلبی هیچوقت راحتیِ حقیقی به دنبال نداره😔
سریالای شبکه نمایش خانگی هم دیگه گند خورده توش… کجاست اون زمانی که شهرزاد میدیدم. قهوه تلخ کجاست؟ مدیری چرا انقدر بی کیفیت شد رضا عطاران چرا بهو مخش تعطیل شد چه وضعیه تو روخدا … باشه الکل بخورید سیگار بکشید همدیگه رو تاچ کنید ولی کاش حداقل کشش در ما ایجاد کنید ببینیمتون… پس اوقات فراغت ما بیچاره ها چی میشه آخه. یزید های بی هنر…
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
#فورواردی سریالای شبکه نمایش خانگی هم دیگه گند خورده توش… کجاست اون زمانی که شهرزاد میدیدم. قهوه تل
انگار یه چرخه‌ای ایجاد شده که هم سینما هم تلوزیون هم نمایش‌خانگی، سازنده و بازیگر رو بی‌کیفیت می‌کنه. چون فضا مسمومه و رویکرد بساز بفروش روی بورس. و چقدر وقتی با گذشته مقایسه‌ش می‌کنیم تلخ‌تر میشه ماجرا...
حکایت تو، حکایت همون خرگوشه‌ست که توی مسابقه با لاک‌پشت، وسط راه نشسته و ناغافل خوابش برده؛ آدمیزاد! حالاحلاها باید بدویی تا شاید بتونی تاوانِ بی‌وقت نشستن‌هات رو بدی و جبرانشون کنی.
خدا پرونده‌ی یه غم‌هایی رو برات می‌بنده که تو فکر می‌کردی تا آخر عمر دربرابرشون ضعیفی و باید تحملشون کنی(:
الحمدلله الذی "لا اله الا انت"
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
الحمدلله الذی "لا اله الا انت"
این جمله به شکل مشخصی ایراد دستوری داره(البته که موقع نوشتنش حواسم نبود اما بعد متوجه شدم. باید الحمدلله الذی لا اله الا هو می‌بود) اما چرا این اشتباه رخ داد؟ این ماجرای شُکر و بسته شدن پرونده‌ی غمِ پشتش، مدیون ذکر "یا لا اله الا انت" بود که عجیب و بلافاصله نشون داد که کار می‌کنه. و تو همه‌ی گره‌های سنگین می‌تونه جواب باشه... نمی‌دونم تو ماجرای موشکی حقیقتا با این ذکر توسل داشتن یا نه؛ اما بی‌نهایت از حسین دارابی و فیلم خدای جنگ ممنونم که تو ایام جنگ دوازده روزه و تو درست‌ترین دقیقه‌ها شد واسطه‌ی معرفی این ذکر(((: و بازم الحمدلله..
امیرالمومنین یه حدیثی دارن که توصیه کردن نه در ایام گشایش، مغرور باشیم و نه در ایام گرفتاری، ناامید. این نشون‌دهنده‌ی ضعف توحیده. چون هم اون گشایشه و موندگار بودن یا نبودنش به دست خداست و هم رفع گرفتاری در توان خداست. و توی نگاه توحیدی، باید این دو موضوع رو در نظر گرفت. و چقدر این دوگانه‌ی نه غرور نه یأس-که خوف و رجا هم تکمیلش میکنه- الگوی شفابخشی واسه‌ی روزهای پرفراز و نشیب ماست...
هرچی بیشتر میگذره از اینکه رابطه‌ی عمیق و مستمری با هوش مصنوعی ندارم خوشحال‌تر میشم.
ماه، شب‌هایی زیباتره که خودش رو بی‌هوا تو آسمون نشونت میده. غافلگیرت می‌کنه و میگه: من هنوزم بالای سرتم. هنوزم روشنم. هنوزم فرصت داری تا قصه‌ی آدم‌هایی رو تعریف کنی که خیره به ماه، قد می‌کشن و روشنیِ ماه رو به همدیگه نشون میدن. آدم‌هایی که علاقه به ماه و به ماه شدن، وجه مشترکشونه. هنوزم می‌تونی دنبالشون بگردی.