eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
66 دنبال‌کننده
518 عکس
29 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
در تمنای به"درد"بخور بودن...
فیلم باید جمع‌بندی داشته باشه داستان باید جمع‌بندی داشته باشه کلاس باید جمع‌بندی داشته باشه ولی زیارت؟ شاید بهتره امتداد داشته باشه به جای جمع‌‌بندی... به جای وداع...
هم دیر شده، هم به طرز عجیبی از نوشتن متن با جزئیات منصرف شدم. ولی باید از این سفرِ کوتاه و رویاگونه بنویسم تا هم من هم شما، خیلی چیزا رو یادمون بمونه... اینبار رو دیگه واقعا باید بنویسم😬
یه خانم خوش‌ذوقی تو مسجد دانشگاه هست که بعضی روزا بین دوتا نماز میاد به هر نمازگزار یه تعداد گلبرگ یاس تر و تازه میده. به گمونم بهونه‌ش هم ایام فاطمیه‌ست. ظهر گلبرگ‌ها رو گذاشتم تو جانمازم. شب که بی‌هوا بازش کردم همه‌شون ریختن زمین و غافلگیرم کردن. نشستم، دوباره عطرشون رو فرستادم تا عمق جونم و برشون گردوندم سر جاشون. حضور حضرت تو زندگی هم همیشه همینطوریه. مثل همین گل‌های یاس. توی درست‌ترین نقطه، بی‌هوا وارد میشه، عطرش فضا رو پر میکنه و گره، باز میشه... بعد، ما بازم یادمون میره چه مادر و پشتیبانی داریم. و دوباره تو اوج نیازمون، خودشون رو نشون میدن و این چرخه‌ی دل‌انگیز ادامه داره... کاش کمتر فراموش کنیم و فرزندان بهتری براشون باشیم. حتی به اندازه‌ی یه قدم. یه پله.
وای از درد اون لحظه‌ای که بعنوان سردبیر، احساس کنی کسی یادداشتش رو با هوش مصنوعی نوشته☺️🔪
استاد محتوای هدیه‌های آسمانی سوم دبستان رو به عنوان مبانی اخلاق درس میده و سرکلاس به کرات تلفن جواب میده بسوزه پدر محیط آکادمیک
نفرین بر ۸۹ دقیقه‌ای که کار توش پیش نمیره و همه چی میفته دقیقه نود🗿
۱۸ ساعت زندگی با گوشیِ خاموش، تجربه‌ی سخت و دوست داشتنی‌ای بود. علی الظاهر تا آخر عمرم با بحران شارژ و شارژر درگیر خواهم بود🦦
کیفیت زندگی به کیفیت نماز وابسته نیست کیفیت زندگی به کیفیت نماز گره خورده کیفیت زندگی با کیفیت نماز عجین شده کیفیت زندگی=کیفیت نماز
واقعا عجیبه. خیلی وقتا احساس می‌کنم حرف‌هایی که بارها تکرار می‌کنم اصلا شنیده یا فهم نمیشه. در جمع‌های مختلف، یه موضوعی رو بارها مطرح می‌کنم ولی وقتی چندوقت بعد یکی دیگه بیانش میکنه کلی استقبال میشه و پیش میره. حقیقتا نمی‌دونم ایراد از فرستنده‌ست، گیرنده‌ست، کاناله، پارازیته، بازخورده یا چی(بگو دانشجوی ارتباطاتم بدون اینکه بگی) ولی واقعا غصه‌م از بابت شنیده نشدن و روی زمین موندن حرف‌ها و ایده‌هاییه که می‌تونن خیلی زودتر پیگیری بشن... خلاصه که "و احلل عقده من لسانی، یفقهوا قولی"
وسط یه ویس جدی، خنده‌خنده چنین جملاتی خلق شدن: "من در مواجهه‌ای که با خدا داشتم...البته جسارت به خدا نباشه!...ولی تا جایی که می‌دونم اینکه صدت رو بذاری و از حرکت نایستی برای ایشون مهمه واقعا." اوس‌کریم خودش یه چیزایی رو بداهه رو زبون آدم میندازه و سر شوخی رو باز میکنه😔