هم دیر شده، هم به طرز عجیبی از نوشتن متن با جزئیات منصرف شدم. ولی باید از این سفرِ کوتاه و رویاگونه بنویسم تا هم من هم شما، خیلی چیزا رو یادمون بمونه...
اینبار رو دیگه واقعا باید بنویسم😬
یه خانم خوشذوقی تو مسجد دانشگاه هست که بعضی روزا بین دوتا نماز میاد به هر نمازگزار یه تعداد گلبرگ یاس تر و تازه میده. به گمونم بهونهش هم ایام فاطمیهست.
ظهر گلبرگها رو گذاشتم تو جانمازم. شب که بیهوا بازش کردم همهشون ریختن زمین و غافلگیرم کردن. نشستم، دوباره عطرشون رو فرستادم تا عمق جونم و برشون گردوندم سر جاشون.
حضور حضرت #مادر تو زندگی هم همیشه همینطوریه. مثل همین گلهای یاس. توی درستترین نقطه، بیهوا وارد میشه، عطرش فضا رو پر میکنه و گره، باز میشه...
بعد، ما بازم یادمون میره چه مادر و پشتیبانی داریم. و دوباره تو اوج نیازمون، خودشون رو نشون میدن و این چرخهی دلانگیز ادامه داره...
کاش کمتر فراموش کنیم و فرزندان بهتری براشون باشیم. حتی به اندازهی یه قدم. یه پله.
وای از درد اون لحظهای که بعنوان سردبیر، احساس کنی کسی یادداشتش رو با هوش مصنوعی نوشته☺️🔪
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
وای از درد اون لحظهای که بعنوان سردبیر، احساس کنی کسی یادداشتش رو با هوش مصنوعی نوشته☺️🔪
زاویهی من با این پدیده هرگز از بین نمیرود.
استاد محتوای هدیههای آسمانی سوم دبستان رو به عنوان مبانی اخلاق درس میده و سرکلاس به کرات تلفن جواب میده
بسوزه پدر محیط آکادمیک
۱۸ ساعت زندگی با گوشیِ خاموش، تجربهی سخت و دوست داشتنیای بود.
علی الظاهر تا آخر عمرم با بحران شارژ و شارژر درگیر خواهم بود🦦
کیفیت زندگی به کیفیت نماز وابسته نیست
کیفیت زندگی به کیفیت نماز گره خورده
کیفیت زندگی با کیفیت نماز عجین شده
کیفیت زندگی=کیفیت نماز
واقعا عجیبه. خیلی وقتا احساس میکنم حرفهایی که بارها تکرار میکنم اصلا شنیده یا فهم نمیشه. در جمعهای مختلف، یه موضوعی رو بارها مطرح میکنم ولی وقتی چندوقت بعد یکی دیگه بیانش میکنه کلی استقبال میشه و پیش میره.
حقیقتا نمیدونم ایراد از فرستندهست، گیرندهست، کاناله، پارازیته، بازخورده یا چی(بگو دانشجوی ارتباطاتم بدون اینکه بگی) ولی واقعا غصهم از بابت شنیده نشدن و روی زمین موندن حرفها و ایدههاییه که میتونن خیلی زودتر پیگیری بشن...
خلاصه که "و احلل عقده من لسانی، یفقهوا قولی"
وسط یه ویس جدی، خندهخنده چنین جملاتی خلق شدن:
"من در مواجههای که با خدا داشتم...البته جسارت به خدا نباشه!...ولی تا جایی که میدونم اینکه صدت رو بذاری و از حرکت نایستی برای ایشون مهمه واقعا."
اوسکریم خودش یه چیزایی رو بداهه رو زبون آدم میندازه و سر شوخی رو باز میکنه😔
از امروز تا روز شهادت حضرت #مادر اینجا منتظرتون هستیم.
یکی از بزرگترین نعمتهای زندگی من، این بوده که چهارساله توفیق دارم کنار خدام باصفای این هیئت بعنوان کوچکترین و کمترین عضو، گوشهی این حسینیه تنفس کنم و رزق اجرای تعزیه رو کنار این آدمها با نیت خالصشون داشته باشم تا شاید به لطف این جمع، خوب و بد با هم خریده بشن...
به جد پیشنهاد میکنم شما هم حضور در این فضای پربرکت و خالصانه رو تجربه کنید. ما هم خوشحال میشیم ببینیمتون✨