راستش دیگر بعد از امروز، ترخبصی خوشحالم نمیکند
به این نتیجه رسیدم که همه چیز میگذرد. حتی امشبی که باید باز هم بخاطر یک مشت هموگلبین در بیمارستان باشم.
اما حرفها دارم برایتان
بچهها عالیه
خود دکتر پرستارا هم ازم خسته شدهن میگن چرا ترخیص نمیشه😀
یکی ییاد منه ببره بیرون😔
اگه امروز هم نرم ممکنه خبرِ آتیش گرفتنِ بیمارستان شریعتی بصورت کااااملا اتفاقی منتشر شه☺️☺️🔪
شایدم مجبور شدم انعطاف به خرج بدم و مسیرمو کلا عوض کنم بشم یکی از پرستارای اینجا🤔
البته که آتیش زدن با تمام عواقبش قطعا راحتتره🤝
فکر کنم مامانم هم موقع تعویض شیفت ولم کرد و تبدیل شدم به بچهی سرراهی
من میخواستم تازه در ستایش پرستاریت مدح بنویسم مادرجان! کجا رفتی؟
ولی خدا نعمتِ فراهم کردنِ موجبات خنده و شادی شما رو علاوه بر حضور مادر، برایم نگهدارد😔❤️
عرفت الله بفسخ العزائم(:
عرفت الله بفسخ العزائم(:
عرفت الله بفسخ العزائم(:
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
عرفت الله بفسخ العزائم(: عرفت الله بفسخ العزائم(: عرفت الله بفسخ العزائم(:
چون که تسلیم شدی در ره آزادی شو🤝
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
مجدد داریم میریم ببینیم میشه یا نه مایل به صلوات؟✨
ولی رفتم و دقیق یک هفته بعد برگشتم!
چی تو صلواتهاتون ریخته بودید شیطونا؟😔