درس دیروز:
اگه به چالههای بیبرکتی و بیحوصلگی و اهمال و...برخوردی، بترس و مراقب باش که بعدش چاهه...با سر نری توش🗿💔
#درزیست
میگه پزشک شهرم! خب تابلوعه زده زیرِ یه نقشی!
تازه کاراگاهم استعلامشو گرفته مثبت بوده!
مثل دستای قبل داره بازی میکنه!
مافیاهای شو هم دارن کاورش میکنن!
شهروندا، کار با یه اجماع حل میشه!
تا روزه کارو تموم کنیدا..
اگه رای ندید، شب بشه، تو شب شاتمون میکنن!
از من گفتن بود..
بِچَرخه..!
#فورواردی
|هَموطن|
"روایت" چیزیه که میشه زندگی رو توش "وقف" کرد؛ روایت تو همه ابعادش، فردی، اجتماعی، دینی، فرهنگی، سیاسی، خانوادگی، عشق، کینه، دشمنی....
حلقهی مفقودهی روایتهای امروز که نمیرسوندشون به پای روایتای خاص و نابی که تو ذهن همهی طیفها موندن، چیزیه که باید دنبالش گشت. پیدا شدنیه. بازتولید شدنیه...
حفرههای فراوون بین روایتها و دغدغههاشون، چیزیه که هرلحظه که پر شدنش بیشتر معطل بمونه، حیفتر و خسارتزنندهتره...هرچقدرم ازش گذشته باشه میشه برگشت دنبالش، میشه واسه جبرانِ روایت نشدنش تلاش کرد...
اینا چیزاییان که باید سر صبر و حوصله و دقت و تمرکز، و البته سرعت! رفت سراغشون...و عقب انداحتنشون به بهانهی "برهههای حساس کنونی" که هیچوقت تموم نمیشن، باعث میشه تو همین برههها هم حرف عمیق و فراگیری برای گفتن نتونیم بزنیم. چون حفره هست، حلقه مفقوده هست، و یه جای این دومینو گپ داره...جور نمیشه...
این توجیه نیست برای کار نکردن واسه برهههای حساس، توجهه به اینکه لازمه تمرکز و دغدغهی یه عده، در حین کار روی اینا، جای دیگه باشه...
و این میدون، آدمی میخواد که خودشو اسیر دامهای فضای زیستش نکرده باشه...آدمی میخواد که از بندا، از امتحانا، از با صورت زمین خوردنا، درست و خوب رد شده باشه...آدمِ "آزاده" میخواد...آزاده، آزاده، آزاده...مثل آوینی...که یه حرفایی میزد و یه افقی داشت و یه دغدغههایی که دیگران نمیتونستنش و میگفتن اوه! بابا بیخیال! کی میره این همه راهو! کفِ روی آبو بچسب داداش! اون پایینا چیکار میکنی؟....
و آزاده بودن و موندن سخته...سختش کردهن و سختترشم میکنن...
غرض اینکه، خدایا به حق امشب، ما رو تو آزادگی، تو شکستن زنجیرا، تو موندن پات، رهرو علی قرار بده...همین.
Behnam Safavi ~ Music-Fa.ComBehnam Safavi - Ey Jan (320).mp3
زمان:
حجم:
10.7M
تویی فانوسِ روشن تو شبِ تار
واسه این دلِ سرگشنهی بییار(: