eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
66 دنبال‌کننده
518 عکس
29 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
تکرار عبارتِ "خودشان را ارزان فروختند" با الفاظ مختلف تو قرآن... خدا بیشتر از ما بابت ظلمی که در حق خودمون می‌کنیم حسرت میخوره((((:❤️‍🩹 *عوض شدن جای عاشق و معشوق(:
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
نور مصنوعی شدید و پررنگ یا نور حقیقی محو و دور؟
بازم همون سوال... پ‌ن: یه عکس از زاویه قد منه و یه عکس قد محمدصالح(:
خدایا ما رو به حق این شبا مایه‌ی خون شدنِ دلِ شیطان قرار بده((((:
آقای حر...ممنون که به «صدبار اگر توبه شکستی...» عینیت بخشیدی...ممنون که نماد بازگشت به فطرت شدی...ممنون...
نیم ساعته داریم سرِ پیدا کردن یه کلمه با معنای دقیقش برای مفهومی که می‌خوایم حرف می‌زنیم تا عنوان یه مبحث رو مشخص کنه و توضیحش رو امکان پذیر... واقعا علوم انسانی رو دوست دارم🥺😂✨✨✨
"آدمه خودش به خودش اجازه‌ی پیدا کردن نمیده(((((:" *استدراج
Amir Kahkeshan | موزیکدلAmir Kahkeshan - Khoda Ba Mane Shak Nadaram (320).mp3
زمان: حجم: 4.5M
خدا(یی که به آقای سین اجازه‌ی جبران میده) با منه...
اگه ماز و باقی موسسات کنکوری هزینه‌ای که این یه سال خرچِ پیام و تماس با من کردن و به باد دادنو می‌دادن به خودم، آدم خوشحال‌تری بودم😔
در تاریکی گیر کرده بود. گیر کردن به معنای اسیر شدن؛ حسی از جنس غرق شدن و خفگی...این خاصیت تاریکی ست... دست‌هایش را کورمال کورمال، مستاصل و با اشک‌های بی‌صدا روی دیوار و هر آنچه اطرافش می‌یافت می‌کشید تا راهی برای گریز از ظلمت بیابد. دستش به جسم آشنایی خورد. جسمی که حتی بدون دیدن، لمس کردنش هم آشنا بود. فانوس را از روی دیوار برداشت و بی‌تعلل در آغوش گرفت. مثل آنکه سال‌ها از او دور افتاده باشد. گمشده‌اش همین جسم به ظاهر ساده بود. همین واسطه میان نور و گمشتگیِ خودش... فانوس که پیدا شده بود، کبریت یا هر وسیله‌ای برای روشن کردنش هم حتما همان دور و برش پیدا می‌شد...فانوس را روشن کرد. بالا گرفت و به اطراف نگریست. ترسش تمام شد. استیصالش خشکید. لبخند میان اشک‌هایش جاری شد. می‌دانست دلیل غرق شدنی که داشت اتفاق میفتاد همین گم کردن فانوس است. می‌دانست هربار دستش از دست فانوس رها شده، دلش،چشمش، راهش، همه چیز تاریک شده است...کاش یادش بماند...کاش دیگر دست فانوس را رها نکند...
"وقتی قدرت دستتون میاد بیشتر دقت کنید که متواضع باشید. وقتی رئیس بک گروهی میشید بیشتر دقت کنید که متواضع باشید. چرا که اگر غفلت بکنید از این قدرت روحی، از شیطان زمین می‌خورید..." آقا سید روح الله! شما چم و خم راهی که چند دهه پیش واسه‌مون باز کردی رو خیلی خوب می‌شناختی. ما رو هم همینطور. بهتر از همه((((: