فکر کنم دارم میفهمم رازش چیه!
تو میتونی با خیلی از آدما از ته دل بخندی، باهاشون حال کنی، ازشون یاد بگیری، قربونشون هم بری
ولی اون کسی که راجع به هرچیزی تو زندگیت، از حس و حال گرفته تا کار و تحصیل، از کوچیکترین ایدهها تا بزرگترین فکرا، باهاش حرف میزنی، نه خجالت میکشی نه میترسی، و اینجوری تو هرلحظهای هرچیزی که دغدغهت بود رو میتونی باهاش مطرح کنی و مجبور نباشی تظاهر کنی به چیزی که بهش شک داری، و اونم همیشه یه راهحلی یا از خودش یا از دیگران و یا حتی از خودت برات داره، اون آدمِ تکرارنشدنیِ زندگیه...و تعداد اینجور آدما برای هرکسی هم، انگشت شمار(:
قربونشون رفته و قدرشان را بدانیم و در صورت توان، به دامنهشان بیفزاییم...ینی با آدمای دیگهای هم که میتونیم اینجوری✋ باشیم، باشیم و خودسانسوری نکنیم، نکنیم، نکنیم(:
#فاء شاید(:
"خوشا کسی که اگر شاعر است، شاعرِ توست"
حالا شاعر بودن رو بذار تو مختصات زندگی خودت و معنا کن
*خودشه! مامور ایستگاه بیآرتی حتما بلده!
-ببخشید آقا! زیر گذر رو بستهن. چجوری باید برم سمت پایانه تاکسیرانی؟
*خیلی خب! سرشو جوری تکون داد که مطمئنا رو نقشهی کل منطقه مسلطه. الان یه راه خوب میگه.
-...از خیابون برید!
......
جدی میگی داداش؟ توروخدا؟ نجاتم دادی مَرد! الان بود که بالهامو بار کنم و شروع کنم پرواز بر سطح اتوبان😔
خدا یه ذره آدرس دادن یادت بده😔
قربون بلد عزیزم بشم یه بار عین بچههای آدم خودش راهو نشونم داد، اصلا من و بلد شما و همه😔
اَی اَی اَی اَی انسان دوپا!
چقد از باز کردن سر صحبت و واکنش طرف مقابل میترسی
و چقد صحبت و ارتباط دقیقا با همون آدم، حاوی خیر و برکت و اکلیل و نمکه(:
بدون برنامهریزی نِ.می.شه زندگی کرد عزیزم!
حالا هی خودتو پا....بُکُش🙏🏻
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
محبوب من اگر میآیی فانوسن با موتور بیا😔
یخ کردن و خاک خوردن پشت موتور و خیره شدن به آسمون با ذهن درگیر>>>>>>>>>>> قدم زدن و نگاه کردن به زمین با ذهن درگیر
خیلی ساده ست
هرچقد وقت تلف کنی یا گیج بزنی
دقیقا به همون میزان یا باید بیشتر و فشرده تر بدویی یا حرص بخوری از نشدن و عقب افتادن