*خودشه! مامور ایستگاه بیآرتی حتما بلده!
-ببخشید آقا! زیر گذر رو بستهن. چجوری باید برم سمت پایانه تاکسیرانی؟
*خیلی خب! سرشو جوری تکون داد که مطمئنا رو نقشهی کل منطقه مسلطه. الان یه راه خوب میگه.
-...از خیابون برید!
......
جدی میگی داداش؟ توروخدا؟ نجاتم دادی مَرد! الان بود که بالهامو بار کنم و شروع کنم پرواز بر سطح اتوبان😔
خدا یه ذره آدرس دادن یادت بده😔
قربون بلد عزیزم بشم یه بار عین بچههای آدم خودش راهو نشونم داد، اصلا من و بلد شما و همه😔
اَی اَی اَی اَی انسان دوپا!
چقد از باز کردن سر صحبت و واکنش طرف مقابل میترسی
و چقد صحبت و ارتباط دقیقا با همون آدم، حاوی خیر و برکت و اکلیل و نمکه(:
بدون برنامهریزی نِ.می.شه زندگی کرد عزیزم!
حالا هی خودتو پا....بُکُش🙏🏻
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
محبوب من اگر میآیی فانوسن با موتور بیا😔
یخ کردن و خاک خوردن پشت موتور و خیره شدن به آسمون با ذهن درگیر>>>>>>>>>>> قدم زدن و نگاه کردن به زمین با ذهن درگیر
خیلی ساده ست
هرچقد وقت تلف کنی یا گیج بزنی
دقیقا به همون میزان یا باید بیشتر و فشرده تر بدویی یا حرص بخوری از نشدن و عقب افتادن
طوفان اگر فروبنشیند عجیب نیست
⛔️پایانِ بیدلیل دویدن، نشستن است⛔️
مقصدت کجا بود؟!