eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
66 دنبال‌کننده
518 عکس
29 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب فقط دوست دارم بمونم تو اتاق، با لبخند به صدای مامان و بابا و جنابین نعمتین گوش بدم و آرزو کنم هیچی جلوی کنار هم بودنِ دلِ آدما رو نگیره...هیچی.
Mohsen Chavoshi @RozMusic.com4_5943029174703756859.mp3
زمان: حجم: 9.2M
بتاز گله‌ی اکسیژن! و راهِ مال‌رویی، چیزی به سمت پنجره پیدا کن هوای حبس، نفس‌گیر است!! به تاخت، قفلِ مرا وا کن بتاز ای که پر از "راه"ی!
فکرشم نمی‌کردم یه فیلم بتونه انقد باشه.
نه جیک جیکِ مستانت نه سردیِ زمستانت رجوع کن به دستانت🤝
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
(((((((:
Amir Abbas Golab amir_abbas golab_setayesh_.mp3
زمان: حجم: 6.4M
چشماتو به روم ببند خدا چشمش بازه زندگی با گره‌هاش آدمو می‌سازه عزیز((((:✨
۱۹ سال پیش، چنین روزی حسرتی که به دل ایران موند شاید به اندازه‌ی ۱۳ دی و خیلی از روزای دیگه‌ای که توی تقویم ثبت شده، دردآور بود ولی غریب‌تر...بی‌صدا‌تر اونقدری که خیلیا اسم سعید کاظمی آشتیانی رو به کل فراموش کردن اونقدی که رهبر جامعه شکایت می‌کنه و میگه ببینید جوانان ما، کاظمی آشتیانی را می‌شناسند یا رونالدو را! اونقدری که همون تعداد اندک کسایی که دکتر رو میشناسن فقط اسم رویان در کنارشون و اون جمله‌ی معروف راجع به رویای فروش دانش به جای نفت رو شنیدن. درحالی که خط به خط منش دکتر، نیاز و حلقه مفقوده امروزه. و داره خاک می‌خوره...
۱۴ دی علاوه بر داغ خود دکتر و سوال همیشه بی‌جوابِ دلیل واقعی فوت یا شهادتشون و اینکه چرا اون تست ورزش بدون ملاحظه ازشون گرفته شد، یه درد بزرگتر هم با خودش داره درد روایت. درد خاموش موندنِ چراغ‌هایی که میتونن با فراگیر کردنِ روحیه‌شون، آدم‌ها رو توی هر شغل و سنگری زنده و پویا کنن. میخوای دکتر باش یا مهندس. نویسنده یا خبرنگار. بقال یا نجار. ولی ما خودمون با دستای خودمون خاموش نگهشون داشتیم با روایت نکردنشون. و بعد غر می‌زنیم از خستگی جامعه. از معضلات و آسیب‌ها. این، درد اصلی پشت ۱۴ دی، ۲۱ دی و خیلی از تاریخ‌های با ظاهر خاموشِ دیگه‌ست....
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
امروز، ۱۴ آذر، درست یک ماه مونده به نوزدهمین سالروز درگذشت دکتر سعید کاظمی آشتیانیِ عزیز بزرگ غریب ک
و اما درمورد چالشی که گذاشته بودیم همین روزاست که دکتر کاظمی بیاد به خوابم و بگه تو که یه کار فسقلی رو صدسال طول میدی از منی که مساعده گرفتن از رئیس جمهور رو از آخرِ وقتِ امشب نمینداختم فردا تو وقتِ اداری و در لحظه پیگیریش می‌کردم و انجامش می‌دادم، حرف نزن!💔 ولی خب از اونجایی که دکتر مهربونه و منشِ فانوس‌گونه‌ش اجازه نمیده، فعلا اینکارو نکرده.😅✨ بریم بخونیم چندتا برش(:
برای طومار قولی نمی‌داد که نتواند به آن عمل کند و بدون پشتوانه کاری را شروع نمی‌کرد. نگاهش به مسائل اقتصادی، توسعه مجموعه و عام المنفعه بود. هر کار خوب را برای خدمت به مردم انجام می‌داد. مدام تذکر می‌داد که آبروی جهاد دانشگاهی را حفظ کنید. هم به فکر حفظ آبروی جهاد بود هم آبروی کسانی که در جهاد کار می‌کردند. وقتی همکارانش دغدغه‌های دکتر کاظمی را می‌دیدند در کارشان انگیزه بیشتری پیدا و اگر در روند کار مشکلی پیش می‌آمد خیلی راحت بیان می‌کردند چون اطمینان داشتند دکتر کاظمی نه تنها ایراد نمی‌گیرد بلکه راه چاره هم در اختیارشان می‌گذارد.
برای نیل دکتر کاظمی آشتیانی ویژگی‌های شخصیتی متعددی داشت. یکی از آنها سحرخیزی بود. همیشه صبح زود سر کارش حاضر می‌شد. یک بار با آقای دکتر منتظری رئیس وقت جهاد دانشگاهی تلفنی صحبت می‌کرد. لابلای صحبت‌ها گفت: من می‌توانم ۱۷ رکعت نمازم را در جهاد بخوانم! و واقعاً غیر از نماز صبح، بقیه نمازهایش را در جهاد می‌خواند. معمولا صبح زود می‌آمد علوم پزشکی ایران که در خیابان گاندی بود و الان پژوهشکده معتمد(برست) آنجاست. تا ساعت ۹ و ۱۰ آنجا بود بعد می‌رفت به رویان در زعفرانیه و تا ساعت ۴ و ۵ آنجا بود. دوباره برمی‌گشت علوم پزشکی ایران و تا آخر وقت کار می‌کرد. این برنامه همیشگی‌اش بود. به غیر از پنجشنبه‌ها که تمام‌وقت در رویان حضور داشت. چون سحرخیز بود همه همکارانش هم سحرخیز شده بودند. وقتی رئیس یک محموعه زود سر کارش حاضر شود، معاونان، مسئول دفتر و همه سعی می‌کنند دنباله رو او باشند. اینکه می‌گویم زود می‌آمد سر کار و دیر می‌رفتند، این نبود که در منزل به فکر مجموعه نباشد. جمعه‌ها و ایام نوروز هم به فکر مجموعه بود و کارها را پیگیری می‌کرد.