ولى بهنظرم بلدت باشه و بدونه چيكار بايد بكنه تا حالت خوب بشه از صدتا دوستت دارم؛ بهتره..
وقتى براى اتفاقات مثبتِ زندگى غريبهها ذوق مىكنم براى مهربونى خودم هم ذوق مى كنم(((:
شنیدنِ “ چیکار کنم حالت خوب شه “ حتی اگه با هیچی خوب نشه ، یهجور عجیبی رو قلب آدم حک میشه(((:✨
گاهی وقتها اینقدر حالم از خودم بهم میخورد واز خود زده میشوم که دلم نمیخواهد باشم، نه اینکه بمیرمها نه!
فقط نباشم؛ برای همه، خانوادهام، دوستام وحتی خودم، اینقدر که احساس میکنم وجودم باعث آزار واذیت همه است.
شاید از دور دوست داشتنی باشم، اما از نزدیک فکر نمیکنم اینگونه باشم؛ برام ثابت شده است که میگویم!
نمیدانم چگونه خود را درست کنم وآنطور باشم که کسی از من دلخور نشود، نمیدانم. شاید اخلاقِ خودم بابِ میل نیست، شاید هم دیگران کارهایی میکنند که من اینگونه واکنش نشان میدهم وشاید هردو…
دلم تنگِ بچگیهایم است؛ آن زمانی که همه مرا دوست داشتهاند وباب میلِ همه بودهام. درست است که زیاد شیطنت میکردهام اما برای آنها حتی همین شیطنتهایم هم قشنگ بود(:
میدانم که محال است باب میل همه بودن، اما حداقل اینهایی که دور و برمان هستند از ما رنجیده نشوند.
نمیدانم چه کنم وچگونه درستش کنم، دیگر حتی طاقتی نمانده است…
#خانومِصاد
شاید من وقتی داشتم بهت میگفتم “ خداحافظ “
بند بند وجودم “ میخوام بمانیُ بمانم “ بود .