صبح خوابم میاد، ظهر خوابم میاد، بعد از ظهرُ عصر خوابم میاد ؛
فقط شب که باید خوابم بیاد ، نمیاد :/
زخمی که خونش بند اومده باشه ، با آرومترین ضربه بازم خونش درمیاد ؛
حالا تو هی بگو چرا اینقدر حساسی ، مگه من چیکارت کردم .
روزها رفتند و من دیگر خود نمیدانم کدامینم ،
آن من سرسخت مغرورم یا من مغلوب دیرینم .
آدمیست دیگر ،
حتی در اقیانوس هم زنده میماند ،
اما گاهی در یک جرعه دلتنگی غرق میشود .