eitaa logo
لـیـلا .
736 دنبال‌کننده
201 عکس
135 ویدیو
0 فایل
- ساکـت در پیله‌ی خویش ، به فکر پروانه شدن . کپی؟! لا ، فور کن مومن🤌🏻 برایم حرف بزن 🌱 https://daigo.ir/secret/8728288590
مشاهده در ایتا
دانلود
رویایم را فروختم ، دیگر خیالم راحت است …
دقیقا یه سال از این روز می‌گذره …(:🥲
لـیـلا .
دقیقا یه سال از این روز می‌گذره …(:🥲
نشسته بودیم تو نمازخونه‌ی مدرسه ..
لـیـلا .
نشسته بودیم تو نمازخونه‌ی مدرسه ..
یه در داره که می‌خوره به نمازخونه‌ی ابتدایی ها .. که وسطش پنجره داره ولی خب همون‌طور که معلومه تاره ؛ می‌گفتیم و می‌خندیدیم با بچه و می‌زدیم رو در ، بعد انگار اونور بچه‌ها نشسته بودن ؛ یهو شروع کردن حرف زدن با ما .. ماهم کلی باهاشون حرف زدیم (: یه دختری بود اسمش یگانه بود ، دوستم شد 😂🥲 بهش گفتم قلب درست کن این‌جوری ، بعد بچه‌ها هم عکس گرفتن (((: قرار گذاشتیم زنگ نماز هم بریم ببینیمشون ، منُ ابری رفتیم بهشون سلام کردیمُ برگشتیم ((: خیلی خوب بود ..
دلم می‌خواد بیشتر بخونم، بیشتر بدونم، بیشتر زندگی کنم اما مثل یه جنازه فقط خودمو از امروز به فردا میکشم ..
هدایت شده از دختری از جنسِ خـاک(:
ساعت ۷:۲۳ صبح است وباد به شدت می‌وزد، آخرای فروردین است و هوا رو به بهار است. صدایِ خواندن قرآن کسی به گوش می‌آید؛ دختری که گوشه‌ی حیاط گویا دارد قرآن تمرین می‌کند، یکی دیگری درحالِ راه‌رفتن و خواندن برای امتحان اقتصاد، دانش‌آموزان یکی پشت سر دیگری هم وارد مدرسه می‌شوند. ومن، بر روی نیمکتِ حیاطِ مدرسه دست به قلم نشسته‌ام؛ نه برای امتحانِ زنگ دومم می‌خوانم ونه خودم‌را برای پرسش زبان آماده می‌کنم. به‌هر حال نمی‌دانم چه گُلی برسرم بریزم یا درواقع می‌دانم، اما نمی‌دانم چرا شروع نمی‌کنم؟! منی که سال دیگر کنکوری‌ام… شاید روزی… شاید روزی توانسته‌ام به یکی از آرزوهایم برسم، که همان نویسندگی است؛ ویک نویسنده‌ی معروف شوم، شاید عاقبتِ این‌همه نوشتن رسیدن به آرزو باشد.!(: مغزم درحال متلاشی شدن است؛ آن‌قدر دارم فکر می‌کنم که به قول یکی از دوستانم: “ اگر به خدا این‌قدر فکر می‌کرده‌ام، الآن یکی از اولیای خدا بوده‌ام”. خلاصه، نمی‌دانم این‌بار چگونه به حرف‌هایم خاتمه دهم، اما اعلام می‌کنم که همین‌جا حرف‌هایم به پایان می‌رسد..(:
باید یاد بگیری که محکم باشی مثل یه لبخند پر از بغض .
می‌پرسی کجایی ؟ در جواب می‌گویم : گمم در تکرارِ لبخندهای پنهان ، گمم در پیچ و تابِ زندگی ، گمم در هم‌نشینیِ خیال و واقعیت ، شاید گمم در جست و جویِ بی‌پایان .
وقتی یه پسربچه کوچولو تو بغلم می‌خوابه >>>>>>>>
یه چالش بریم ؟
لـیـلا .
یه چالش بریم ؟
سی روزه ●روز اول: ده تا از چیزهایی که واقعا شادت میکنن رو لیست کن ●روز دوم: حرفی که کسی بهت زده بود و تو هیجوقت فراموشش نکردی رو بنویس ●روز سوم: سه تا از حیوونهایی که دوس داری رو بنویس ●روز چهارم: راجب کسی بنویس که برات مثل اکسیژن میمونه ●روز پنجم: پنج مکانی که دوس داری بری رو لیست کن ●روز ششم: پنج روشی که میتونی باهاش قلبت رو شادکنی بنویس ●روزهفتم: ده تا از اهنگهایی که دوسشون داری و گوششون میدی رو لیست کن ●روز هشتم: چیزی رو به اشتراک بگذاز که میدونی هرکس ببینتش عاشقش میشه ●روز نهم: چندتا کلمه رو بگو که عزیزانت اونطور صدات میزنن ●روز دهم: سه تا از چیز هایی که یاعث میشه ادم قوی بشه رو لیست کن ●روز یازدهم: چیزی که همیشه بهش فکرمیکنی که "چی میشد اگه......" ●روز دوازدهم: راجب موقعیتهایی توی زندگیت بگو که خجالت زده شدی ●روز سیزدهم: چه چیزی هیجان زدت میکنه؟ ●روز چهاردهم: راجب فیلمی که موردعلاقته و هیچوقت ازش خسته نمیشی بگو ●روز پانزدهم: روزت رو تعریف کن ●روز شانزدهم: راجب چیزی که جدیدا از دست دادی صحبت کن/راجب کسی که دلت واسش تنگ شده بگو ●روز هفدهم: دلیل مسلمون بودنت رو بنویس ●روز هجدهم: سه تا از نقطه ضعف هاتو بنویس ●روز نوزدهم: اولین عشق زندگیت رو توصیف کن ●روز بیستم: راجب سه تا از سلبریتیها یا آیدلهایی که ازشون خوشت میاد بگو ●روز بیست و یکم: چه درسهایی رو میخای به بچه هات یادبدی؟ ●روز بیست و دوم: یه فیلم رو بشین تحلیل کن ●روز بیست و سوم: یه نامه بنویس برای یه شخص(فرقی نمیکنه چه کسی) ●روز بیست و چهارم: درسی که دیروز از اتفاقات روز گرفتی چی بود ●روز بیست و پنجم: عکسی رو بفرست که حس خوب منتقل میکنه ●روز بیست و ششم: راجب منطقه ی تفریحی بنویس که دوس داری بری ●روز بیست و هفتم: راجب چیزی صحبت کن که اخیرا باعث نارحتیت شده ●روز بیست و هشتم: پنج تا از چیزهایی که به خنده میندازتت ●روز بیست و نهم: چیزی که باعث میشه درست رو سفت و سخت بخونی؟ ●روز سی ام: سختی و اسونی هایی که این چندروز کشیدی؟ انجامش میدم"