ناراحت میشم وقتی مجبورم بگم «باشه درسته» درحالی که دلم میخواد صندلی رو پرت کنم سمتشون .
ایستادهام و کسی نمیداند این بنای به ظاهر محکم ، چهقدر در آستانه فرو ریختن است .
من خستهام
نمیتوانم به چیزی فکر کنم ، فقط میخواهم صورتم را در آغوشت بگذارم ، دستت را روی سرم احساس کنم و تا ابد همینطور بمانم .
وقتی آدمای خودتو پیدا میکنی ، میفهمی اصلاً مشکلی باهات نبوده . اتفاقاً آدم باحال و دوستداشتنیای هم هستی .