از رنجی که میکشید چیزی بروز نمیداد؛
چون بهنظرش پیدا کردنِ کسی که دردش را بفهمد خیلی سخت بود.
وقتی آمدی جایی میان زخمهایم را برایت خالی گذاشتم؛ حالا زخمی از جنس تو دارم. سعی میکنم دوستش داشته باشم و فراموش کنم قرار بود مرهم باشی نه زخمی دیگر…