لـیـلا .
-
برای چشمِ تو باید کتاب و دیوان گفت ؛
نمیشود که تو یک بیتِ مختصر باشی( :
به هرحال آدمیزاده دیگه ؛
گاهی اوقات نمیدونه چیکار کنه، دراز میکشه خیره میشه به سقف، یکم گریه میکنه و خوابش میبره..
معلومه که دلت تنگ میشه؛
من مهربونترین و دلسوزترین آدمی بودم که میتونستی تو زندگیت داشته باشی و از دستش دادی، بزن تو سر خودت، دلتنگی که چیزی نیست.
من همیشه ترجیح میدادم به بقیه اعتماد کنم تا بهشون شک کنم ؛
ولی متاسفانه هربار پشیمون شدم…