1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی سر کلاس دوستم داره فَک میزنه و هرچقدر بهش میگم معلم داره نگامون میکنه نمیفهمه:
آدم بزرگا غماشونو میخورن، گریه ها و غصه هاشون تو گلوشون گیر میکنه و روی هم تلنبار میشه و یکم که بگذره، یه غمباد خیلی گنده تو گلوشون درست میشه از ناراحتی های روی هم جمعشده. شاید فقط چون پدر و مادرن یا حالا دیگه امید کوچیکترای خانواده بهشون بسته شده و نگاهشون به اوناست گریه کردن رو برای خودشون ممنوع میکنن، غصه خوردن، ناامید شدن، یکم مجال دادن به غم هاشون رو.
و چقدر این باری که روی دوشتون سنگینی میکنه حتی من رو هم اذیت میکنه. دلم میخواد یه بار هم من بیام پیشتون بشینم و بگم به من تکیه کن، همیشه که تو نباید پناه و تکیه گاه من باشی، یه بارم من باشم خب.. بیا مشکلات و غصه ها رو با هم شریک بشیم باشه؟
دختر ۱۷ سالهت.