پَهژاره𐙚
عمرمگرشوددرازایعمرنوح ؛ کاریبہجزغلامۍحیـدرنمیکنم ♾ /
سلام میدهم از دور ؛ وصال قسمت نیست . .
پَهژاره𐙚
نورالعین¹³³🤍.
غریباً ، وحیداً ، فریدا ؛ میگفت خواهرت دیر رسیدا . . " ¹²⁸ ¹³³ "